چرا گناه مي کنيم

چرا گناه مي کنيم, ريشه تمامى گناهان چيست؟

شما مي دانيد ترك كلي گناه، خاص افرادي است كه به عنايت الهي داراي ملكه عصمت هستند و براي سايرين تنها ملكه عدالت كه مرتبه اي پايين تر از عصمت است امكان پذير است. تازه اين صفت نيز از كمالاتي است كه در نهايت تلاش اخلاقي و فعاليت خودسازانه قابل حصول است و دست يابي به آن نشان از موفقيت انسان در اصلاح نفس و رسيدن به صفت جامعي دارد كه از كمالات نهايي انسان محسوب مي شود.
در هر صورت براي گناه نكردن يا پيمودن راهي كه به تدريج باعث استحكام صفت عدالت در انسان مي شود، چاره اي جز اين نيست كه ابتدا با ريشه هاي تمايل انسان به گناه آشنا شويم و سعي كنيم اين ريشه ها را در وجود خويش خنثي نماييم.
علت اصلي آلوده شدن به گناه اين است كه انسان اولا خود را نميشناسد و به ارزش روح خود واقف نيست و ثانيا تاثير گناهان بر روح خويش را نمي داند و ثالثا نياز خود را به داشتن روحي سالم و پاك در آخرت درك نمي كند. بنابراين مي توان گفت: علت كلي ميل به گناه ناآگاهي و عدم باور عميق به راهي است كه دين براي سعادت انسان ترسيم مي كند. دراين راستا گفتني است: فرايندي كه باعث مي شود انسان گناه را ترك كند و به انجام عبادات و اعمال نيك ديني و اخلاقي رو بياورد و آن را با انگيزه فراوان انجام دهد چند چيز است كه عبارت اند از:
1- خود را بشناسد و بداند كه حقيقت او روح و قلب معنوي او است و نه بدن و جنبه هاي طبيعي.
2- بداند كه تمامي عوامل و عناصر ديدني و شنيدني و گفتارها و رفتارهايي كه انجام مي دهد مانند نهرهايي كه به حوض واحدي مي ريزند، به قلب انسان وارد مي شوند و در آن تاثير مثبت يا منفي ايجاد مي كنند، شخصيت انسان حاصل تاثير تمامي عوامل تربيتي و محيطي است.
3- تاثير منفي گناه و همچنين آثار مثبت عمل صالح را در روح و قلب خود مورد مطالعه قرار بدهد و بداند كه گناه و معصيت چه مقدار در روح او تاريكي و كدورت ايجاد مي كند و به عكس عبادات و اعمال صالح چقدر به او توانايي معنوي و نورانيت مي بخشد.
4- نياز خود در دنيا و آخرت به عمل صالح برخواسته از ايمان را خوب بداند و درك كند كه بعد از مرگ همين اعمال نيك يا بد او هستند كه تجسم پيدا مي كنند و سعادت و شقاوت و لذت و يا رنج او را رقم خواهند زد. اگر اين گونه خودشناسي براي انسان پيدا بشود، آنگاه انگيزه بسيار قوي اي براي ترك گناهان و عمل و عبادت خواهد داشت و البته در اين صورت خداوند نيز به انسان توفيق عمل خواهد داد.
ريشه يابي گناه:
در اين زمينه گفتني است: خداي متعال در فطرت همگان شناخت نيك و بد را قرار داده و توسط انبياي الهي انسان را از شيطان برحذر داشته است و بسياري از مومنان نيز به تاثير منفي شيطان و هواي نفس ايمان دارند، ولي در اثر وجود عواملي نمي توانند آنچنان كه بايد مقاومت نمايند و دچار لغزش و گناه مي شوند.
در مورد ريشه هاي گناه به صورت خلاصه مي توان گفت: گناه و تبعيت از شيطان ريشه در عوامل فراواني دارد كه برخي از اين عوامل عبارتند از:
1. ضعف در خداشناسي و سستي در ايمان به خدا وپيامبر و عدم رعايت دستورات ديني: به يقين کسي که خداي بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهاي خودش ببيند، هرگز به خود اجازه نميدهد، که در محضر او، دست به سوي گناه دراز کند. کسي که قيامت و حسابرسي اخروي را باور دارد،هيچگاه خود را گرفتار شهوتراني و شهوت پرستي نخواهد کرد.
2. ضعف در خودشناسي و نداشتن درک درست از خويشتن و فروکاستن ارزش انساني خود تا سرحد حيوانات، کسي که به گوهر عظيم و گرانقدر خود واقف باشد و عظمت وجود انساني را درک کند، هرگز حاضر نيست که وجود خود را با دنباله روي از شهوات و خواهشهاي نفساني تا سرحد حيواناتي چون خوک و خروس پايين اورد.بدون ترديد، هيچ يک از کساني که دنبال شهوتراني و ارضاي خواهشهاي پست حيواني خود هستند، تصور درستي از وجود انساني و فلسفه ي افرينش خويشتن ندارند. به راستي اگر يک دختر جوان، ارزش وجودي خود و هدف از افرينش خويشتن را بداند، ايا هرگز به ذهنش خطور مي کند که خود را به شکل يک عروسک در اورده و همچون نمايشگاه سياري از رنگ و لعاب خود را در معرض نگاههاي الوده و مسموم ديگران قرار دهد؟و ايا يک پسر جوان قدر و قيمت انساني خود را بداند ايا هرگز اجازه چشم چراني و امثال ان را به خود مي دهد؟
3. ضعف در شناخت حقايق امور و عدم شناخت پيامدهاي ناگوار دنيوي و اخروي تبعيت از هواي نفس: پيروي از خواهشهاي نفساني، اثار زيانبار روحي و جسمي و اجتماعي فراواني را در پي دارد که اگر انسان اندکي به انها توجه کند هرگز به دنبال شهوتراني نخواهد رفت. عامل اصلي مشکلات عصبي و بهداشتي و ناامنيهاي اجتماعي و جنسي فراواني که دامن گير بشريت شده است، همين شهوتراني و عنان گسيختگي عده اي از انسان نمايان است، که البته نخستين قرباني اين افزون طلبيها خود انان و خانواده شان هستند. کتاب ايين زندگي(اخلاق کاربردي) نوشته ي احمد حسين شريفي
4. جهل، غفلت و شهوت: كسى كه به خدا و فرامين او آگاه نيست يا از روز جزا و كيفر گناه بى‏خبر است گناه مى‏كند همين طور كسى كه به اين امور آگاه است ولى دچار غفلت مى‏شود. انسان جاهل و غافل، عوامل بازدارنده از گناه را از دست مى‏دهد و مرتكب گناه مى‏شود. شهوت عاملى است كه گناه را در دل و ذهن انسان زينت مى‏دهد و موجب فراموشى و غفلت مى‏گردد. كسى كه در اثر شهوت، انگيزه‏اى قوى براى ارتكاب گناه يافته باشد، معرفت خود به خدا و قيامت و احكام الهى را مزاحم اطفاء شهوت خويش مى‏يابد و به طور ناخودآگاه آن معرفت را از ذهن خويش دور مى‏كند و ترجيح مى‏دهد به آن انديشه نكند. رفته رفته حالت غفلت بر او عارض مى‏شود و به كمك توجيهات شيطانى، گناه بودن معاصى را انكار يا فراموش مى‏كند و رو به گناه مى‏آورد.
اميرمؤمنان على(ع) فرمودند: لا تكن ممن... ان عرضت له شهوة اسلف المعصيه و سوف التوبه، ان عرفه محنة انفرج عن شرايط الملة؛ (1) از آنان مباش... كه چون شهوتى پيش آيد گناه را مقدم مى‏دارد و توبه را به آينده وا مى‏گذارد و چون رنجى بدو رسد از راه شرع بيرون مى‏شود. اين سخن امام على نشان مى‏دهد كه حداقل برخى از گناهكاران به سبب ناشكيبايى در برابر خواسته‏هاى نفسانى به گناه مبتلا مى‏شوند و كسى كه تاب مقاومت در برابر شهوات راندارد، تاب رنج‏هاى ديندارى و تبعت از شرع را نيز ندارد.
5. وجود رزايل اخلاقي: رذايل اخلاقى هر يك منشأ گناه يا گناهانى هستند. امام اميرالمؤمنين(ع) فرموده‏اند: الحرص و الكبر و الحسد دواع الى التقحم فى الذنوب؛ (2) حرص و خودبينى و حسد، انگيزه‏هايى براى در افتادن به گناهان است. رذائلى از اين دست خود ريشه در دنيا پرستى و سوءظن به خدا دارند. كسى كه مى‏خواهد به گناه مبتلا نشود بايد با ريشه‏هاى آن مبارزه كند، يعنى ملكات ناپسند را از نفس خود بزدايد، و مبارزه با ملكات نفسانى در سايه عقايد صحيح و ايمان حقيقى به خداوند و صفات نيكوى او امكان‏پذير است. از سويى نادرستى رابطه معرفتى انسان با خدا منشأ رذايل مى‏شود و از سوى ديگر رذايل نفسانى موجب گناه مى‏شود و به رابطه انسان و خدا آسيب مى‏رساند. اين رذايل بزرگ‏ترين اثر سوء را بر رابطه انسان با خدا مى‏گذارند. اين تأثير سوء ناشى از همين رابطه دو سويه است. رذايل نفسانى روابط ديگر انسان را نيز تضعيف مى‏كنند كه درباره آنها سخن خواهيم گفت.
6. كوچك شمردن گناه: يكى از عومل بسيار مهم روى آوردن به گناه كوچك شمردن آن است. كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد بر انجام آن گناه جرأت مى‏يابد و به هنگام ارتكاب آن گناه دچار احساس گناه نمى‏شود. در نتيجه به انجام آن گناه عادت مى‏كند و هر بار كه آن را مرتكب شو، آخرت خويش را تباه‏تر مى‏سازد از اين روست كه سخت‏ترين گناه آن است كه گناهكار آن را كوچك شمارد: اشد الذنوب ما استهان به صاحبه (3) و بر گناه خرد خود ايمن مباش شايد كه تو را بر آن عذاب كنند. كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد علاوه بر آن كه احتمال تكرار آن را افزايش مى‏دهد، بى‏دليل خود را از كيفر آن گناه در امان دانسته است و اين با خوف مثبت و سازنده در تنافى است.
7. حب دنيا: رسول اکرم ( ص ) فرموه اند . حُبُّ الدُّنيا رَأس کَلِّ خَطِيئَه دنيا ريشه هر گناه است . شريعت مطلقا کسي را از حصول ثروت منع نکرده است بلکه فقط در فکر ترقي دنيا بودن ودنيا را مقصود با الذات قرار دادن ممنوع است .
براي فرق حب دنيا وکسب دنيا معياري هست وآن اين است که وقتي که مقابله دين و دنيا مي آيد انسان کداميک را ترجيح مي دهد ؟ اگر دين را پس پشت انداخته دنيا را ترجيح داد معلوم است که اين حب ّ دنيا است . مثلا وقت نماز رسيد ه ولي دکان باز است و در اين موقع مشتري هم زياد است پس خيال اين به طرف نماز نمي رود .
و وقتي که از کارهاي دنيا فارغ شد آنوقتياد نماز مي افتد و مي گويد بروم نماز بخوانم . ولي اگر بعد از آمدن حکم شريعت تمام کارهاي دنيا را رها کرده حکم الله تعالي را بجا آورد پس اين حبّ دنيا نيست .
امروزه ما طوري در دنيا ودر حصول دنيا مصروف هستيم که گويا براي هميشه در دنيا ماندگاريم و قناعت پسندي ، زهد وتوکل بداي ما بي معني شده اند حال انکه رسول اکرم ( ص ) مي فرمايد . مَالِي وَ لِلدُّنيا ؟ مرا با دنيا چه تعلقي است وفرمود : إِنَّما أَنا کَرَاکِبٌ إَستَظِلَّ تَحتَالشَّجَرَهِ ثُمَّ رَاحَ وَتَرَکَهَا
مثال من مانند مسافري است که براي مدت کوتاهي زير سايه درختي آرام کرده وبعد آن را رها کرده به راه خود ادامه مي دهد .
همين طور مي فرمايد : کُن فِي الدُّنيا کَأَنَّکَ غَرِيبٌ أَو عَابِرِ سَبِيل، در دنيا مانند مسافر ورهگذر زندگي کن .
8. عادت هاي مذموم: گاهي برخي عادت ها كار انسان را سخت مي كنند و زمينه ساز گناه هستند. چشم چراني از اين عادت ها است. چشم چران كسي است كه كنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفي خيره مي شود و چه بسا نگهداري چشم از اختيار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است كه ترك آن مشكل به نظر مي آيد.
چشم چراني قبل از اين كه براي ديگران مزاحمت و ناراحتي ايجاد كند، براي خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگي، اضطراب، عدم اعتماد به نفس، بي حالي و رخوت نسبت به معنويات، مخصوصاً نماز مي گردد. خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چراني نهي نموده است. آن جا كه فرموده است:
«قُل للمؤمنينَ يغُضّوا مِن ابصارِهِم... و قُل لِلمُؤمِناتِ يغضُضنَ مِن اَبصارِهنَّ...؛(4) به مردان بگو ديدگان خود را فرو خوابانند و.. . به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش را فرو خوابانند».
كسي كه معتاد به چشم چراني شد، فكر و خيال و قلبش مشغول ديده مي شود و روحش آشفته و ذهنش مشوّش مي‌گردد و هنگام عبادت، قوه خيالش با اين آشفتگي به پرواز در مي آيد و به شاخه‌ هايي پرواز مي كند كه با چشم خود مشاهده كرده است.
مي توان گفت: سر چشمه همه گناهان ، يکي از اين صفات چهار گانه است ....
يا تشبه به خدا
يا تشبه به شيطان
يا تشبه به حيوانات
و يا تشبه به درندگان است .
بنابراين علل گناهان يکي از اين صفات چهار گانه است = يا صفت ربوبيت ، يا صفت شيطانيت ، يا صفت بهيميت و يا صفت سبعيت .
1- گناهاني که مربوط به صفت ربوبيت و آقايي است مثل تکبر و تفاخر و تجبر و بزرگي و حب مدح و ثناء وحب عزت و بقاء
2- گناهاني که مربوط به صفت شيطاني است مثل ظلم و حسد و حيله گري و خدعه گري و غش و نزاع و جدال و أمر به فساد و منکرات و بدعتها و گمراهي ها .
3- گناهاني که مربوط به صفت بهيميت و حيوانيت است مثل زنا و لواط و سرقت و حرامخواري و حرص و مانند اينها .
4- گناهاني که مربوط به صفت سبعيت و درندگي است مثل قتل و غضب و مانند اينها .
اينها ريشه گناهان و منبع آنها است که بعضي از آنها مربوط به قلب ميشود و برخي مربوط به اعضاء و جوارح و عمده گناهان مربوط به زبان و گوش و چشم و دست و پاها است .
بويژه زبان که در روايات اهلبيت (ع) بسيار نکوهش شده است .
پيغمبر اکرم فرمود :کسي که دوري بجويد از شر ، قبقبش و ذبذبش و لقلقش ، از آتش جهنم به دور است .
قبقب يعني شکم ، ذبذب يعني فرج، لقلق يعني زبان . امام سجاد ميفرمايد : زبان بني آدم هر روز صبح به بقيه أعضاء و جوارح ميگويد چگونه صبح کرديد ؟ در جواب ميگويند ما خوب هستيم اگر تو ما را رها کني و ميگويند بترس از خدا درباره ما ، و او را قسم ميدهند و ميگويند ثواب . عقاب ما بستگي به تو دارد .

دستور العمل كلي ترك گناه و زمينه های آن:
1- ترك زمينه گناه؛ اين خود زيرمجموعه‏اى دارد كه مهمترين آن عبارت از است:
كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلاً هر آنچه كه شهوت‏انگيز است، نگاه شود. امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را در دل به ارث بگذارد» تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
كنترل گوش؛ بايد از شنيدنى‏هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و ترك مصاحبت با دوستان ناباب.
2- ترك فكر گناه؛ ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى‏گردد.
سعي نماييد فكر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد، زيرا ياد خدا عامل گناه زدايي از ذهن، ضمير و عمل انسان خواهد شد و جديت و موفقيت در اين امر پيروزي بزرگي براي انسان است. ياد خدا در واقع دفع دشمن شيطان و نفس از همان خاكريز اول است . قرآن مجيد در وصف پارسايان مي فرمايد: پرهيزگاران چون گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذكر (ياد خدا) شده و بصيرت يابند.
3- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى؛ حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند».
4- روزه گرفتن؛ روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم‏رنگ مى‏شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مى‏كند. 10 مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى‏كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.
5- ورزش؛ هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت‏هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
6- ياد مرگ و قيامت؛ ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى‏دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نيم‏ساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى‏ها را». سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مى‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد. در زمينه ياد مرگ مطالعه كتاب سياحت غرب و فيلم آن بسيار تاثير گذار است.
7- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت.
8- بر خورداري از روابط سالم انساني.
9- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش.
نکته پاياني: هر گناهي راهكار خاص خود را دارد لذا لازم است که با رعايت تمام نکات ريز و دقيق و کلي ترک گناه، ابتدا با به شکل کلي زمينه هاي ترک گناهان و معاصي را از بين ببريد و در مرحله بعد هر گناه را به طور مجزا و جدا شناخته و با شناخت راه مبارزه و ترک آن گناه، براي رهايي و دوري از معصيت برنامه ريزي کرده و تلاش کنيد
---------
1 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 150.
2 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 371.
3 - همان، كلمات قصار، 348.
4- نور (24)، آيه 30 و 31.

در اين زمينه ر.ک:
1-گناه شناسي/ محسن قرائتي.
2-گناهان كبيره/ شهيد دستغيب.
3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).

دیدگاه ها

باسلام واقعا عاااااااااااااالی بود
خیلی ممنون.

دسستون درد نکنه ممنونم مطالب بسیار جالبی بود و به من خیلی کمک خواهد کرد انشاالله بازم ممنونم اجرتان با بی بی حضرت زهرا(س) خدا پشت پناهتان

واقعا که استفاده کردم و مطلب جدید تری یاد گرفتم , از زحمات شما ممنونم.کاش به طور جداگانه به روشهای ترک هر گناه به صورت جامع تر می پرداختید. موفق باشید.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .