درمان خشم و غضب

دختري 21 ساله هستم که خيلي زود عصباني مي شم و بعضي حرفايي را مي زنم که بعدش به شدت پشيمان مي شم لطفا يه راهکار عملي بهم بدين چطور بر خشمم غلبه کنم البته بارها سعي کردم؟

به طور كلي حالت غضب ناشي از ضعف انسان در برابر ناملايمات زندگي است كه باعث نابردباري در برابر رفتار ديگران مي شود. انسان هاي خودساخته و قوي بسيار بردبار و مهربان اند و هرگز دچار عصبانيت و پرخاشگري نمي شوند، بنابراين درمان كلي اين حالت، نيز خودسازي ، تقويت نفس و روح و بازسازي كلي شخصيت است،
غضب عبارت است از: حالت نفسانيّه‎اي كه باعث حركت روح حيوانى و از داخل به جانب خارج از براى غلبه و انتقام مى‏شود و هرگاه شدت نمود باعث حركت شديدى مى‏شود كه از آن حركت، حرارتى مفرط حاصل، و از آن حرارت دود تيره‏اى بر مى‏خيزد و دماغ و رگها را چنان پر مى‏سازد كه نور عقل را مى‏پوشاند، و اثر قوه عاقله را ضعيف مى‏كند.
و به اين جهت است كه در صاحب غضب، موعظه و نصيحت اثر چنداني نمى‏بخشد. بلكه پند و موعظه، درشتى و شدّت را زياد مى‏كند. و حركت قوّه غضبيه به اين جهت امرى است كه هنوز واقع نشده است بلكه محتمل الوقوع است. و به جوش آمدن شعله غضب، به جهت دفع آن است، يا به سبب امرى است كه واقع شده، و حركت آن به جهت انتقام است.
پس اگر انتقام ممكن باشد و قدرت بر آن داشته باشد، چون غضب به حركت آمد خون از باطن به ظاهر ميل مى‏كند و رنگ آدمى سرخ مى‏شود. و اگر انتقام ممكن نباشد و از آن مأيوس باشد خون ميل به باطن مى‏كند و به آن جهت رنگ آدمى زرد مى‏شود. و اگر غضب بر كسى باشد كه نداند خواهد توانست انتقام از او بكشد يا نه، گاهى خون ميل به باطن و گاهى ميل به ظاهر مى‏كند، و به اين جهت رنگ آدمى گاهى سرخ و گاهى زرد مى‏شود.
و مخفى نماند كه: مردمان در قوه غضبيه بر سه قسم‏اند:
بعضى در طرف افراط هستند، كه در وقت غضب فكر و هوشى از براى ايشان باقى نمى‏ماند و از اطاعت عقل و شرع بيرون مى‏روند.
و طايفه ‏اى در طرف تفريطند، كه مطلقا قوه غضبيه ندارند. و در جائى كه عقلا و يا شرعا غضب لازم است مانند دفاع از ناموس و وطن و دفاع از دين و خشم گرفتن بر دشمن و مانند آن مطلقا از جا بر نمى‏آيند.
و گروهى بر جاده اعتدال مستقيم‏اند، كه غضب ايشان به موقع، و غلظت ايشان به جاست. و در هنگام غضب از حد شرع و عقل تجاوز نمى‏كنند.
غضبي مذموم است که خارج از محاسبات عقلي جوشش کند وگرنه اگر مستند به عقل و شرع باشد مذموم نيست و بلکه محمود است و شكى نيست كه حد اعتدال آن، مرغوب و مطلوب است. بلكه آن في الحقيقه غضب نيست، بلكه شجاعت و قوّت نفس است. و طرف تفريط آن نيز اگر چه غضب نباشد اما مذموم و قبيح، و نتيجه جبن و خوارى است. و بسا باشد كه از غضب بدتر بوده باشد، زيرا كه كسى را كه هيچ قوه غضبيه نباشد بى‏غيرت و خالى از حميّت است.
و از اين جهت گفته‏اند: «كسى كه در موضع غضب به غضب نيايد عاقل نيست». و از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - مروى است كه: «حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - از براى دنيا هرگز به غضب نمى‏آمد. اما هرگاه از براى حق، غضبناك مى‏شد احدى را نمى‏شناخت، و غضب او تسكين نمى‏يافت تا يارى حق را نمى‏كرد». و از آنچه گفتيم معلوم شد كه: غضب مذموم، آن است كه: در حد افراط باشد، زيرا كه: اعتدال آن، ممدوح است. و تفريط آن غضب نيست، اگر چه از صفات ذميمه است.
غضب مفرط و مفاسد آن
بدان كه غضب مفرط، از مهلكات عظيمه و آفات جسميه است. و بسا باشد كه: به امرى مؤدّى شود كه باعث هلاك ابد و شقاوت سرمد گردد، چون قتل نفس، يا قطع عضو.
و از اين جهت است كه گفته‏اند: «غضب جنونى است كه دفعى عارض مى‏گردد». و بسا باشد كه: شدت غضب، موجب مرگ مفاجات گردد.
و بعضى از حكما گفته‏اند كه: «كشتى كه به گرداب افتاده باشد و موجهاى عظيم آن را فرو گرفته باشد و بادهاى شديد آن را به هر طرف افكند به خلاص و نجات نزديكتر است از كسى كه شعله غضبش به التهاب آمده باشد».
و در اخبار و آثار، مذمت شديد در خصوص غضب وارد شده است. حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه: «غضب ايمان را فاسد مى‏گرداند چنانكه سركه عسل را فاسد مى‏كند». و از حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - مروى است كه: «اين غضب آتش پاره‏اى است از شيطان، كه در باطن فرزند آدم است. و چون كسى از شما غضبناك گرديد چشمهاى او سرخ مى‏گردد و باد به رگهاى او مى‏افتد و شيطان داخل او مى‏شود». و از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - مروى است كه: «غضب، كليد هر بدى و شرّى است». و باز از آن حضرت مروى است كه: «غضب، دل مرد دانا را هلاك مى‏كند». و نيز آن حضرت فرموده است كه: «كسى كه قوه غضبيّه خود را مالك نباشد عقل خود را نيز مالك نيست». و مخفى نماند كه: علاوه بر اينكه خود غضب از مهلكات عظيمه و از صفات خبيثه است، لوازم و آثارى چند نيز بر آن مترتّب مى‏شود كه همه آنها مهلك و قبيح است، مانند: فحش و دشنام و اظهار بدى مسلمين و شماتت ايشان و سرّ ايشان را فاش كردن و پرده ايشان را دريدن و سخريه و استهزاء به ايشان كردن و غير اين‏ها از امورى كه از عقلا صادر نمى‏گردد.
و از جمله لوازم غضب آن است كه: البته بعد از تسكين «نايره» آن، آدمى پشيمان و افسرده خاطر مى‏گردد. و غضبناك و غمناك و شكسته دل مى‏شود. و باعث دشمنى دوستان و شماتت دشمنان، و شادى ايشان و سخريه و استهزاى اراذل و اوباش، و تألم دل و تغيّر مزاج، و بيمارى تن مى‏گردد.
و عجب اين است كه: بعضى چنان توهّم مى‏كنند كه: شدت غضب از مردانگى است، با وجود اينكه افعالى كه از غضبناك سر مى‏زند افعال اطفال و ديوانگان است نه كردار عقلا و مردان. همچنان كه مشاهده مى‏شود كسى كه: شدت غضب بر او مستولى شد حركات قبيحه و افعال ناشايسته، از: دشنام و هرزه‏گوئى و سخنهاى ركيك از او سر مى‏زند. و بسا باشد كه: دشنام به ماه و خورشيد و ابر و باد و باران و درخت و جماد و حيوان مى‏دهد. و مى‏رسد به جائى كه كاسه و كوزه خود را مى‏شكند و با حيوانات و جمادات به سخن درمى‏آيد. و چون دست او از همه جا كوتاه شود جامه خود را مى‏درد و بر سر و صورت خود مى‏زند و خود و پدر و مادر خود را دشنام مى‏دهد. و گاهى چون مستان و مدهوشان به هر طرف دويدن مى‏گيرد. و بسا باشد كه بيهوش مى‏شود و به زمين مى‏افتد. آرى:
خشم و شهوت مرد را كور كند از استقامت و روح را مبدل كند و چگونه امثال اين افعال مذموم نشانه مردى و شيردلى است و حال اينكه پيغمبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - فرمودند كه: «شجاع، كسى است كه: در حالت غضب خود را تواند نگاه داشت».
معالجه غضب
چون مفاسد غضب را دانستى بدان كه علاج آن موقوف است بر چند چيز:
اول آنكه: سعى كند در ازاله اسبابى كه باعث هيجان غضب مى‏شود، مثل: فخر و كبر و عجب و غرور و لجاج و مراء و استهزاء و حرص و دشمنى و حب جاه و مال و توقع امثال اين‏ها، كه همه آنها اخلاق رديّه و صفات مهلكه هستند، و خلاصى از غضب با وجود آنها ممكن نيست. پس بايد ابتدا ازاله آنها را كرد تا ازاله غضب سهل و آسان باشد.
دوم آنكه: ملاحظه اخبار و آثارى كند كه در مذمت غضب رسيده چنانچه شمه‏اى از آنها گذشت.
سوم آنكه: متذكر اخبار و احاديثى گردد كه در مدح و ثواب نگاهداشتن خود از غضب وارد شده است، و فوائد آن را به نظر درآورد.
همچنان كه از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مروى است كه: «هر كه غضب خود را از مردم باز دارد، خداوند - تبارك و تعالى - نيز در روز قيامت عذاب خود را از او باز مى‏دارد». و از حضرت امام محمد باقر - عليه السّلام - مروى است كه: «در تورات نوشته شده است كه: از جمله چيزهائى كه خدا به موسى - عليه السّلام - فرمود اين بود كه: نگاهدار غضب خود را از كسى كه من تو را صاحب اختيار او كرده‏ام، تا من نيز غضب خود را از تو نگاه دارم». و حضرت صادق - عليه السلام - فرمودند كه: «خدا وحى فرستاد به بعضى از پيغمبران خود كه: اى فرزند آدم در وقتى كه غضبناك گردى مرا ياد كن تا من هم تو را ياد كنم و در وقت غضبم و تو را هلاك نسازم». و باز از آن حضرت - عليه السّلام - مروى است كه: «مردى از اهل باديه به خدمت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آمد و عرض كرد كه: من مردى هستم «باديه نشين»، مرا كلمه‏اى ياد ده كه جامع خير دنيا و آخرت باشد. آن حضرت فرمودند كه: هرگز غضب مكن. و سه مرتبه آن اعرابى عرض خود را اعاده كرد حضرت همين جواب را فرمود». و نيز از آن بزرگوار روايت شده كه: «هر كه غضب خود را باز دارد از كسى، خدا عيوب او را مى‏پوشاند». و اخبار در اين خصوص بى‏حد و نهايت است. چهارم آنكه: ملاحظه فوايد ضد غضب را كه حلم باشد بكند، و مدحى را كه در اين خصوص وارد شده است. - همچنان كه مذكور خواهد شد - ببيند، پس خود را خواهى نخواهى بر آن بدارد و حلم و بردبارى را بر خود ببندد و غضب و خشم را بر خود ظاهر نسازد، اگر چه در دل خشمناك باشد. و اگر كسى مدتى چنين كند به تدريج عادت مى‏شود و حسن خلق از براى او حاصل مى‏شود.
پنجم آنكه: هر قول و فعلى كه از او سر مى‏زند ابتدا در آن فكر كند و خود را از صدور آثار غضب محافظت نمايد.
ششم آنكه: اجتناب كند از مصاحبت كسانى كه قوه غضبيه ايشان غالب و از فضيلت حلم خالى هستند. و در صدد انتقام و «تشفّى غيظ» خود مى‏باشند، و اين را مردى و شجاعت مى‏نامند و مى‏گويند: ما از كسى متحمل درشتى و سختى نمى‏شويم، و بر فلان امر صبر نمى‏كنيم. بلكه مجالست كند با اهل علم و حلم و وقار، و كسانى كه مانند كوه پا بر جاى با هر باد ضعيفى از جاى در نمى‏آيند.
هفتم آنكه: تأمل نمايد و بداند كه هر چه در عالم واقع مى‏شود همه به قضا و قدر الهى است و جميع موجودات، مسخّر قبضه قدرت او، و همه امور در يد كفايت اوست. و خدا هر چه از براى بنده مقرر كرده است البته خير و صلاح آن بنده در آن است. و بسا باشد كه مصلحت او در گرسنگى و بيمارى، يا فقر و احتياج، يا ذلت و خوارى، يا قتل يا امثال اين‏ها باشد. ملا احمد نراقي- معراج‎السعاده. ص166.
آنچه مهم است اينكه شخص عزم راسخ و جدى بر پالايش نفس خويش از خشم و كژخلقى داشته و آن را به زيور حلم و بردبارى بيارايد. در اين راستا مجاهدت جدى و استمرار و مداومت بر اين جهاد، لازم است.جهت آگاهى بيشتر نگا: شجاعى، محمد، مقالات (تهران: سروش، چاپ اول 1368)، ج 2 صص 234-258.
عصبانيت مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد از جمله:
1- حسادت، 2- كم‏حوصلگى و كم‏ظرفيتى، 3- ضعف و ناتوانى مزاج، 4- عدم اعتماد به نفس و خودكم‏بينى، 5- حساسيت‏هاى افراطى، 6- منفى‏بافى و سوء ظن به ديگران، 7- همانندسازى و تقليد از والدين، همسالان و همكلاسان7- توقع زياد از ديگران و... .
براى تقويت حلم و بردبارى، بايد طبق برنامه‏اى جدى، به تقويت اراده پرداخت و همواره بر خود مسلط باشد. در اين رابطه راه‏هاى مختلفى وجود دارد؛ ولى مهم آن است كه در راه درمان آن، مصمّم باشيد و مطالب پيشنهادى را بدون كمترين كاستى به اجرا گذاريد:
1. مطمئن باشيد كه مى‏توانيد روحيه خود را تغيير دهيد؛ ولى براى نتيجه‏گيرى شتاب نكنيد. بينديشيد كه بايد مدتى طولانى، رفتارهاى خود را به دقت كنترل كنيد و اگر چنين كرديد، پس از آن حتماً دگرگونى رفتارى خواهيد داشت.
2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
3. در هر مسئله‏اى، ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد. اين نكته باعث مى‏شود، برخوردهاى خوب بيش از انتظار، در شما ايجاد خشنودى كند. اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.
4. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى، برخورد تند نداشته باشيد و اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد، خود را جريمه كنيد. براى مثال تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - اگر بر سر كسى فرياد زديد، فلان مبلغ را صدقه بدهيد، يا نماز شب بخوانيد و يا يك روز روزه بگيريداين گونه جريمه معنوى نبايد نگاه انسان به عمل نيك را منفى كند؛ بلكه بايد آن را با يك تير دو نشانه زدن به حساب آورد؛ يعنى از طرفى رشد و تعالى معنوى و كسب تقرب مستقيم به سوى خدا و از طرف ديگر بازداشتن از بدى‏ها و زشتى‏ها.. كارآيى اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ، بدين سان تمرين عملى و خودسازى كرده‏اند.
5. از تفريحات سالم، آرامش‏بخش و تقويت كننده اراده - مانند كوهنوردى، شنا، دو پياده‏روى و گردش در طبيعت و... - استفاده كنيد.
6. در تصميم‏گيرى‏ها، با افراد عاقل و پخته مشورت كنيد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.
7. با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
8. از موقعيت‏هايى كه زمينه تندخويى در آن فراوان است، اجتناب كنيد و در موقعيت‏هايى حضور يابيد كه رفتار پرخاشگرانه در آنجا ديده نمى‏شود و از شرايطى كه شما را به رفتارهاى تند دعوت مى‏كند، دورى گزينيد.
9. قبل از هر عملى، در مورد پيامد آن بينديشيد و آن گاه اقدام كنيد. با تمرين به اين راه‏كار در تمام امور، اندك اندك كنترل خويش را بر تمام رفتارها توسعه بخشيد.
10. به رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند و شما را عصبانى مى‏كند، بى‏توجه باشيد. براى مثال اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهيزيد و يا محيط را ترك كنيد. به گفته‏هاى او توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بى‏توجهى و سهل‏گيرى را پيش گيريد.
11. سطح شناخت خود را با مطالعه و تفكّر از زشتى، ناپسندى و جبران اعمال پرخاشگرانه بالا ببريد. روايات، آيات و داستان‏هايى را در اين زمينه، مطالعه و در مورد آنها فكر كنيد. در برخى از موارد، به آثار بد رفتار تند خود، توجه و زشتى آن را در ذهن مرور كنيد تا به يك حالت خود هشدارى از درون دست يابيد. همچنين آثار فردى و اجتماعى و پيامدهاى حيثيتى آن عمل زشت را در ذهن خود، حاضر و به زشتى آن توجه كنيد تا از درون از آن عمل متنفّر شويد.
12. به هنگام بروز عصبانيت و تندخويى، سريع حالات خود را تغيير دهيد. براى مثال اگر ايستاده‏ايد، بنشينيد و اگر نشسته‏ايد، دراز بكشيد و صورت خود را با آب سرد بشوييد. يك ليوان آب خنك بياشاميد و خود را از آن موقعيت دور سازيد.
13. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبت‏هاى متعدد در روز غفلت نورزيد. قرآن تأثير زيادى در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. عبادت‏هاى خود، مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به آرامش مى‏رساند.
14. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام، دو پاى خود را تا قوزك، با آب سرد بشوييد.
15. ديگر رفتارهاى عادى و روزمره خود را با تسلّط كامل بر رفتار و بدون شتابزدگى انجام دهيد و آنها را آرام آرام تعقيب كنيد، تا نرم‏خويى و پرحوصلگى، بر تمام رفتارهاى شما حاكم شود.
16. شرح موارد ياد شده را در جدولى بنويسيد و موارد انجام شده و يا تخلّف از آن را يادداشت كنيد. همواره بكوشيد موارد تخلف را كاهش داده و بيش از پيش خود را به انجام آنها مقيد سازيد. حتى قبل از بروز آن موقعيت‏ها و به صورت مستمر، اين راه‏كارها را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. از آن به بعد، بايد ميزان موارد پرخاشگرى شما كاهش يابد. آنها را نيز يادداشت كنيد و كم كم از ميزان آنها در طول روز، هفته و ... بكاهيد.
17. يك نفر محرم اسرار براى خود برگزينيد. اين فرد مى‏تواند همسر يا دوست شما باشد. اين رابطه نزديك و صميمانه، بايد به گونه‏اى باشد كه بتوان در مورد موضوعات بى‏اهميت با او درد دل كرد و حتى بدون اينكه احساس كنيد وقت او را تلف كرده‏ايد به او تلفن بزنيد و موضوع را با وى درميان گذاريد. در اين صورت است كه با پديد آمدن هرگونه مشكل جسمى يا روانى، مى‏توان با تكيه كردن به او و بيان مشكل خود، احساس آرامش كرده و پشتوانه روانى شما باشد.
18. شوخ طبع باشيد و احساسات منفى و تندتان را نسبت به ديگران با تمرين به احساسات مثبت تبديل كنيد. البته نبايد شوخ طبعى حالت تهاجمى به خود گيرد و از طريق شوخى و خنديدن به شكست‏هاى ديگران، به گونه‏اى پرخاشگرى بروز داده شده و با شوخى‏هاى آزار دهنده و متلك‏هاى غيراخلاقى يا ضد اخلاقى به انتقام جويى از ديگران پرداخت. پس با شوخ طبعى مى‏توان در برخورد با مسائل جدى، فشارها و مشكلات زندگى خود را كاهش داد؛ زيرا لذت بردن از شوخ طبعى، خنده سرگرم كننده و شادى آفرين، در فرد هيجان و احساس مثبت ايجاد كرده و در درازمدت بر كاهش ميزان عصبانيت مى‏انجامد.
19. پرهيز از تحريكات عصبى؛ بعضى از مواد به طور طبيعى سيستم اعصاب و دستگاه قلبى - عروقى را تحريك مى‏كند. نوشابه‏هاى گازدار، شكلات‏ها و برخى داروهاى غيرمجاز، محرك‏هايى است كه سبب تشديد واكنش افراد حساس به محرك‏هاى اطراف آنها مى‏شود؛ به طورى كه در مواقع لزوم نمى‏توانند واكنش مناسب نشان دهند. آنها براى به دست آوردن آرامش قادر نيستند به موقع از سيستم پاراسمپاتيك خود استفاده كنند و براى مدت طولانى در حالت عصبى باقى مى‏مانند. بنابراين توصيه مى‏شود از مصرف چنين مواد تحريك كننده به حداقل ممكن اكتفا كنند.
20. بهبود بخشيدن به مهارت‏هاى اجتماعى و ارتباطى؛ است افرادى كه مهارت‏هاى ارتباطى بسيار ضعيف و نامناسبى دارند، سهم زيادى در عصبانيت و تندى در جامعه را به خود اختصاص مى‏دهندهافمن، كارل (و ديگران)، روانشناسى عمومى از نظريه تا كاربرد، ترجمه سيامك نقشبندى و ديگران، (تهران: ارسباران، 1378)، ص 309.. بنابراين قراردادن وقت كافى و مناسب براى ارائه خدمات نيكوكارانه به ديگران، نقش خوبى در كاهش آن ايفا مى‏كند و احساس ارتباط و همبستگى با ديگران را دو چندان مى‏كند. اين گونه مشاركت‏ها، علاقه فرد را براى خدمت ايثارگرانه به ديگران افزايش مى‏دهد و با افزايش حس همدردى نسبت به ديگران، فرد قادر مى‏شود تا شناخت بيشترى از آنها به دست آورد.
درك انگيزه‏ها سبب كاهش بدبينى و قضاوت عادلانه‏ترى در مورد رفتار آنان خواهد شد و در نتيجه به دور از افكار پرخاشگرانه و احساسات منفى، ستيزه‏جويانه و خشم‏آلو، با خود استدلال مى‏كند و خويشتن را آرام مى‏سازد؛ زيرا قضاوت‏هاى بدبينانه و غيرواقعى از ديگران نقش عمده‏اى، در نحوه تعامل و برخورد منفى با آنان دارد.

دیدگاه ها

سلام
چرا احادیثتون منبع ندارن؟

سلام
چرا احادیثتون منبع ندارن؟

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
3 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .