جامعه مادي و جامعه توحيدي

جامعه الهي همان جامعه توحيدي است همانطور كه انسان الهي انسان توحيدي است. اجتماع توحيدي اجتماعي است كه افراد آن داراي مباني فكري توحيدي بوده و شخصيت الهي و توحيدي داشته باشند و هدف و ارتباطاتشان باهم براساس مباني توحيدي و الهي برقرار شده باشد.
جامعه توحيدي جامعه اي است كه افراد آن چنان با يكديگر ارتباط دارند كه مانند يك واحد هستند و به دليل نگرش الهي و توحيدي، جهتي الهي و متعالي دارند و هدف آنها از اين ارتباط و اجتماع، الوهيت و رسيدن به خدا مي‌باشد. توحيدي بودن جامعه الهي به خاطر يكي شدن اجزاء مختلف اين جامعه مي باشد و اين نيست مگر به خاطر توحيدي بودن تك تك افراد جامعه و ارتباط تنگاتنگ افراد درجهت الهي با يكديگر مي باشد. افراد اين جامعه با هم چنانند كه گويا يك پيكرند "همانا مؤمنين در عطوفت و مهرباني مانند يك پيكرند." لذا رمز اصلي ارتباطات الهي و بسيار نزديك اين مومنين همان رحمتي است كه ميان آنها وجود دارد.

اجتماع مادي :
جامعه مادي جامعه اي است كه افراد آن براساس مباني فكري و شخصيتي مادي عمل مي نمايند و هدف از تشكيل اجتماعات ايشان براي بدست آوردن سود و منافع مادي بيشتر مي باشد و همچنين ارتباطاتشان براي بدست آوردن منافع مادي بيشتر مي باشد.

اجتماع الهي :
جامعه الهي همان جامعه توحيدي است همانطور كه انسان الهي انسان توحيدي است. اجتماع توحيدي اجتماعي است كه افراد آن داراي مباني فكري توحيدي بوده و شخصيت الهي و توحيدي داشته باشند و هدف و ارتباطاتشان باهم براساس مباني توحيدي و الهي برقرار شده باشد.
جامعه توحيدي جامعه اي است كه افراد آن چنان با يكديگر ارتباط دارند كه مانند يك واحد هستند و به دليل نگرش الهي و توحيدي، جهتي الهي و متعالي دارند و هدف آنها از اين ارتباط و اجتماع، الوهيت و رسيدن به خدا مي‌باشد. توحيدي بودن جامعه الهي به خاطر يكي شدن اجزاء مختلف اين جامعه مي باشد و اين نيست مگر به خاطر توحيدي بودن تك تك افراد جامعه و ارتباط تنگاتنگ افراد درجهت الهي با يكديگر مي باشد. افراد اين جامعه با هم چنانند كه گويا يك پيكرند "همانا مؤمنين در عطوفت و مهرباني مانند يك پيكرند." لذا رمز اصلي ارتباطات الهي و بسيار نزديك اين مومنين همان رحمتي است كه ميان آنها وجود دارد.
جامعه توحيدي جامعه متعالي است و جامعه اي است كه افراد آن در يكديگر ادغام شده اند . ادغام افراد جامعه به معناي همانندي و يكي شدن آنهاست كه هماهنگي را نيز نتيجه مي دهد. هماهنگي و يكي شدن در قالب محبت اتفاق مي افتد لذا افراد جامعه توحيدي عاشق هم و داراي محبت نسبت به هم هستند اما اين محبت نه براي شهوات بلكه فقط براي خداست و بر اثر همين محبت است كه مانند نفس واحد مي شوند و مانند يك پيكرند چراكه وقتي نسبت به هم محبت داشته باشند رحمت بين آنها حاكم مي شود كه از نتايج آن اين است كه ارتباطاتشان عالي مي شود و زمانيكه مانند يك واحد شدند شكست ناپذير خواهند شد چون قدرت آنها پشت به پشت تأييد كننده و افزايش دهنده يكديگر است.
زمانيكه محبت مؤمنين ديگر – فقط براي خدا و بعد هستي – در وجود فرد ايجاد شد اين محبت فضايل و برتريهاي آنها را در وجود اين فرد ايجاد مي كند و اين امر منجر به توسعه يافتگي سريع شخصيت الهي افراد مؤمن مي گردد و نتيجه اينها رشد فزاينده جامعه مؤمنين است.

عظمت جامعه توحيدي :
انسان توحيدي يعني انسان يكتاپرست و انسان يكتاپرست كسي است كه فقط خدا را بپرستد چنانچه فرد خود را تحت فرمان فقط خدا قرار داد از آنجا كه سيستم عالم توحيدي است و همه جريانات به يك سمت در حركتند وجود اين فرد نيز توحيدي مي شود يعني تمام قواي وجودي اين فرد يك جهت و يك سو پيدا مي كند و به همين دليل است كه اين فرد تا اين اندازه قوي مي شود چراكه با تمام برتريهاي جاري در عالم يكي شده است. جامعه توحيدي نيز دقيقاً به همين شكل است يعني جامعه توحيدي جامعه اي است با هدف رسيدن به خدا و يكتاپرستي و تمام اجزاء و ارتباطات موجود در اين جامعه در جهت همان يكتاپرستي مي باشند.
زمانيكه تك تك اعضاء جامعه داراي ديد توحيدي بودند و كل جامعه را يك واحد دانستند كه داراي جهتي مشخص است منجر به اين مي‌شود كه تكبر و حسد را كنار گذاشته و با رحمت و كرامت رفتار نمايند و اين از بزرگترين اهميتهاي جامعه در جهت ايجاد سعادت فردي افراد مي باشد چراكه كرامت نفس محور اخلاق اسلامي است.
جامعه توحيدي جامعه اي است كه حركتي رو به باعظمت شدن دارد چراكه:
1- تك تك افراد اين جامعه توحيديند.
2- ارتباطات افراد اين جامعه بر روي نظام مشخصي است كه بهترين حالت را رو به رسيدن به هدف دارد كه لازمه اين بلوغ فكري افراد و در كل مانند يك واحد ديدن جامعه است و خصوصيات عدم تكبر و حسد نسبت به هم و دارا بودن محبت و ايثار نسبت به همديگر مي باشد بطوريكه هرگاه كسي ديد فردي بهتر از او مي تواند در جايگاه او بنشيند جاي خود را به او مي دهد. يعني تك تك افراد، كل جامعه را مانند يك واحد ديده و بدون در نظر گرفتن خود، بهترين حالت را براي رسيدن به هدف ايجاد مي نمايد حتي اگر لازمه آن فدا كردن خود يا ايثار نمودن باشد. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)
3- تمام افراد اين جامعه در ارتباط با هم چنانند كه اگر ضعف و خلائي در فردي از افراد جامعه مشاهده نمودند بعلت رحمت و جامعه نگري همه دست به دست هم داده و مشكل آن فرد را حل مي كنند لذا هيچ بخشي از قسمتهاي جامعه نيست كه مشكلي داشته و معطل بماند. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)
4- تمام اجزاء جامعه سعي در بهبود و ارتقاء تك تك افراد جامعه داشته و به دليل كلي نگري اجتماعي همه در مسير تعالي، يكديگر را رشد و ارتقاء مي دهند. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)
5- در اين جامعه طراحي اجزاء با در نظر گرفتن ارتباط آنها نسبت به هم به بهترين و ايده آل ترين حالت است كه نتيجه آن هدر نرفتن توان جامعه اثرگذاري بيشتر اجزاء جامعه بر روي هم در جهت تسريع در به هدف رسيدن جامعه است و اين به خاطر آن است كه تك تك افراد جامعه كلي نگر بوده و براي رسيدن به هدف به بهترين نحو توجه دارند و يا جامعه داراي مديريت و رهبري عالي است كه افراد جامعه آنرا پذيرفته و گوش به فرمان او هستند.

تفاوتهاي جامعه توحيدي و جامعه مادي :
1. جامعه توحيدي با قوانين الهي و بر اساس انديشه توحيدي و سيستم جامع توحيد اداره مي شود اما جامعه مادي با قوانين مادي و بر اساس انديشه مادي اداره مي شود.
2. مهمترين تفاوت جامعه توحيدي با جامعه مادي اين است كه در جامعه توحيدي هدف افراد با هدف جامعه منطبق هستند و هر دو صعود به سوي خداست اما در جامعه مادي هدف افراد ممكن است با هدف جامعه متفاوت باشد.
3. در جامعه توحيدي انسانها تمام امور فردي و اجتماعي خود را براي خدا و مطابق با خواست او انجام مي دهند اما در جامعه مادي افراد براي رسيدن به خواسته هاي نفساني خود انجام مي دهند.
4. هدف افراد در جامعه توحيدي رضايت خداست يعني خود را مي خواهند به چيز بالاتري برسانند لذا خواسته ها و منافع خود را فداي آن موضوع برتر مي نمايند اما در جامعه مادي هدف، خواسته هاي نفساني و رسيدن به قدرت مادي علي الخصوص پول است يعني همه چيز را مي خواهند به خود برسانند لذا در جامعه مادي زمانيكه منافع اجتماع با منافع فرد در تضاد باشد فرد از اجتماع كناره گيري كرده و اجتماع متزلزل مي شود چراكه همواره براي انسانهاي مادي منافع خود مهمتر از منافع اجتماع است. اما در جامعه توحيدي هيچگاه منافع اجتماع در تضاد با منافع فرد قرار نمي گيرد چراكه هدف اجتماع در راستاي هدف فرد است يعني هم فرد و هم اجتماع در تلاش براي بدست آوردن رضايت الهي هستند.
5. به دليل بند فوق در جامعه مادي اجتماع ابزاري است براي رسيدن فرد به منافع بيشتر اما در جامعه توحيدي اجتماع راهي است براي تقرب بيشتر فرد به خدا لذا افراد در جامعه توحيدي داراي هدفي برخواسته از هدف زندگي آنهاست اما افراد در جامعه مادي تا آنجا كه مي توانند اجتماع را وسيله اي قرار مي دهند تا به منافع شخصي خود برسند هرچند بقيه افراد جامعه از اين اتفاق ضرر كنند. لذا هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه مادي وجود ندارد.
6. به دلايل بند فوق، هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه توحيدي وجود دارد اما هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه مادي وجود ندارد چراكه افراد به دليل منافع فردي خود تك روي مي كنند و جامعه را از انسجام خارج مي نمايند.
7. در جامعه توحيدي هر فرد در هرجاي جامعه باشد از آنجا كه هدف جامعه با هدف فرد مطابق است احساس رشد و تعالي كرده و خود را مفيد مي داند هر چند كارهاي كوچك بكند و بنابراين براي اجتماع نيز مفيد بوده و هيچگاه براي جامعه خطرناك نخواهد بود اما در جامعه مادي فرد فقط در بخشهايي از جامعه حاضر است باشد كه منافع شخصيش تامين شود در غير اينصورت از جامعه كناره گيري كرده و يا اگر مجبور باشد كه در جامعه بماند اقدام به تخريب آن جامعه مي نمايد و تبديل به عنصري مضر مي شود.
8. به دليل بند فوق افراد در جامعه توحيدي به راحتي ايثار و از خود گذشتگي مي كنند و چنانچه كسي را نسبت به جايگاه خود برتر ببينند به نفع او از آن جايگاه كناره مي گيرند واضح است كه يكي از عوامل برتري اجتماعات نسبت به هم چينش صحيح افراد و متناسب با توانمنديهايشان در جايگاهها مي باشد. اما در جامعه مادي زمانيكه فرد منافع خود را در اين جايگاه تامين ببيند به هر طريقي متوسل مي شود تا از آن جايگاه كناره نگيرد كه اين امر منجر به بروز تنش و مشكلات بعدي براي اجتماع مي گردد. ازجمله تخريب يكديگر ، دشمني با هم و … .
9. در جامعه توحيدي از آنجا كه همه دنبال يك هدفند و آنهم الوهيت است همه نسبت به هم محبت دارند چراكه محبت از وجه اشتراك و همانندي حاصل مي شود كه در چنين اجتماعي افراد داراي اين وجوه اشتراكند. اين محبت و هدف مشترك منجر به انسجامي بين افراد مي گردد كه ارتباطات آنها را در جهت رسيدن به هدف به بالاترين و كاملترين حد خود مي رساند چراكه آنها مي دانند آن هدف مشترك است كه منجر به محبت و يكپارچگي آنان با هم شده است. اما در جامعه مادي ارتباطات افراد با هم فقط در جهت بدست آوردن منافع مادي خود است لذا فرد تا زماني ارتباط صحيح برقرار مي كند كه به منافعش لطمه‌اي وارد نشود.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .