دلائل برتری علم بر ثروت

لطفا دلايلي بياوريد كه ثابت كند علم بهتر از ثروت است؟

از قديم موضوع انشاء کلاسهاي درس دبستانيها اکثرا همين بوده تا جايي که در فيلمها و سريالها نيز از آن استفاده شده و برسر آن نظريه ها، داده شده است .
خداوند رحمان و رحيم در کلامش جواب اين سوال را به روشني بيان فرموده :
در سوره بقره آيه 246 عده اي از بني اسرائيل نزد پيغمبرزمان خود(يوشع يا شمعون يا شموئيل)رفتند واز او خواستند که پادشاهي براي ما برانگيز تا به سرکردگي او در راه خدا جهاد کنيم و ... .
در آيه 247 ميخوانيم :(( پيغمبرآنها گفت همانا خداوند طالوت را به پادشاهي شما برانگيخت، گفتند که از کجا او را بر ما بزرگي و پادشاهي رواست در صورتيکه ما به پادشاهي شايسته تر از اوييم، او را مال فراوان نيست ، رسول در جواب آنها گفت که اواز اين رو بشاهي شايسته تر خواهد بود که خداوندش برگزيده و در دانش و توانائي او را فزوني بخشيده است و خدا ملک خود را بهر که خواهد بخشد که او بحقيقت توانگرو داناست )).
در اين ايه بني اسرايئل به انتخاب طالوت اعتراض دارند و دليل اعتراض خود را نداشتن ثروت(طالوت) مطرح مي کنند ( ... وَلَم يوتَ سَعَة مِنَ المالِ).
طالوت جواني از يک قبيله گمنام بني اسرائيل و از نظرمالي يک کشاورز ساده بود .
پيامبر بني اسرائيل در جواب علت برتري طالوت را علم و(قدرت)جسمي او عنوان ميکند(اِنَ اللهَ اصطَفيةُ عَلَيکُم وَ زادَهُ بَسطَة في العِلمِ وَ الجِسم).
با توجه به اين آيه ميتوان نتيجه گرفت علم و سلامت بدن بر ثروت برتري دارند و در حقيقت ثروت در جايگاه سوم قرار دارد. البته اين موضوع، دليل بر کم ارزش بودن ثروت نيست و توليد ثروت از راه حلال بسيار باارزش و مفيد است و ميتوان آنرا نيز مورد بررسي قرار داد.ولي بطور کلي اين علم است که بر ثروت برتري دارد .

علم و ثروت هر کدام در زندگي انسان داراي تأثيرات ويژه اي هستند. علم به انسان نور و هدايت و آگاهي مي بخشد. روشنائي بخش و حرکت زا مي باشد. در قرآن کريم و روايات معصومين عليهم السلام در مورد علم و ارزش آن تأکيد فراوان شده است، مثل: در رأس همه فضيلت ها علم است.الميزان، ج6، ص447، ح13330، چاپ دفتر تبليغات اسلامي 1362 علم برترين غنيمت است.الميزان، ج6، ص448، ح
1339
علم گمشده مومن است.همان، ح13350 هر چيزي در وقت کمي عزيز مي گردد مگر علم که در وقت فراواني عزيز مي شود.همان، ص449،ح13361 هرگاه خداوند بخواهد بنده اي را خوار و پست کند او را از علم محروم مي گرداند.همان، ص450، ح13369 عالمي که از علمش بهره ببرند، از عبادت هفتاد هزار عابد برتر است.
همان، ص459، ح13418 فرشتگان بالهاي خود را زير پاهاي دانش پژوه مي گسترانند و براي او استغفار مي کنند.همان، ص467، ح13477 و مانند آيه «قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انما يتذکر اولوالالباب» (بگو آيا دانايان با نادانان مساويند، تنها صاحبان عقل و انديشه متذکر و يادآور مي شوند.سوره زمر، آيه 9 ثروت و مال نيز در زندگي انسان تاثير و نقش عميقي دارد.
ثروت و دارائي اگر معقول و مشروع و برآمده از فعاليت هاي صحيح اقتصادث و در چارچوب تعاليم دين و احکام اسلامي باشد در گشودن بساري از گره هاي کور و فراهم آوردن زمينه زندگي سالم و رشد و تعالي انسان نقش تعيين کننده دارد. فقر و نداري از نظر اسلام محکوم و نکوهيده است و فقر بزرگترين مرگ شمرده شده است. در سوره مبارکه بقره آيه 180 از مال و ثروت به عنوان خير تعبير شده است: «کتب عليکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خيرا الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين» (بر شما نوشته شده هنگامي که مرگ يکي از شما فرا رسيد، اگر چيز خوبي به جاي گذارده وصيت براي پدر و مادر و نزديکان به طور شايسته کند، اين حقي است بر پرهيزکاران) در اين آيه به جاي کلمه «مال» کلمه «خير» گفته شده است.
اين تعبير نشان مي دهد که اسلام ثروت و سرمايه اي را که از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به کار گرفته شود خير و برکت مي داند و بر افکار نادرست آنها که ذات ثروت را چيز بدي مي دانند خط بطلان مي کشد. هر کدام از علم و ثروت در يکديگر تاثير دارند. علم و دانش و تخصص راه هاي بهتر و آسانتر کسب ثروت و استفاده بهينه از سرمايه و به کار گيري آن را در راه هائي که سود دهي و منفعت بيشتري دارد و قدرت بر تسلط بر طبيعت و تسخير بيشتر و بهره وري فراوانتر از آن را فراروي بشر مي گذارد به ويژه در عصر و زمان ما که علم اقتصاد از علوم پيچيده و تخصصي است و وضعيت مطلوب اقتصادي هر کشوري در گرو اطلاعات دقيق اقتصادي و داشتن متخصصين اقتصاد است.
از طرف ديگر وجود مال و ثروت زمينه ساز دسترسي بهتر به علم و دانش و برخورداري از ابزارهاي يادگيري و تعليم و تعلم است. به ويژه در علومي که محتاج آزمايش و تجربه و کار عملي و ابزار و ادوات دقيق و آزمايشگاههاي مجهز است ضرورت وجود امکانات مالي و قدرت افتصادي به خوبي احساس مي شود. ولي در موردي که بر سر دو راهي انتخاب راه کسب ثروت و تحصيل علم قرار مي گيريم چه بايد کرد و گزينه برتر کدام است؟ يعني وضع به گونه اي است که فردي يا بايد عمرش را صرف کسب مال و ثروت کند و يا در راه تحصيل علم هزينه کند و جمع کردن بين هر دو امکان پذير نمي باشد.
در اينجا چه بايد کرد و کدام راه را انتخاب نمود؟ عقل ژرف نگر و کاردان و خيرانديش و دين و بزرگان دين مارا از شک و ترديد بر سر اين دو راهي خارج کرده و بدون هيچ شکي مارا به انتخاب راه تحصيل علم و دانش با وجود محروميت از امکانات مادي و دارائي و ثروت سفارش نموده اند. در روايات ما دلايل مختلف و فراواني براي برتري علم نسبت به ثروت بيان کرده اند.
در حديثي آمده است: علم از هفت جهت بر مال و ثروت برتري دارد: 1- علم ميراث پيامبران و مال ميراث فرعونيان است. 2- علم با بخشيدن و خرج کردن کم نمي شود ولي مال با خرج کردن کاسته مي گردد. 3- مال محتاج به نگهبان و محافظ (بانک و گاوصندوق و صندوق امانات و ...) است ولي علم خود محافظ و نگهبان صاحبش يعني فرد عالم است. 4- علم وقت مرگ با انسان همراه است و با او منتقل مي شود (يعني دارائي و ثروتي است که حتي وقت مردن نيز از او جدا نمي شود) ولي مال در وقت مرگ انسان را رها مي کند و باقي مي ماند. 5- مال هم در دسترس کافر است و هم مومن ولي علم ويژه مومن است (البته اين در مورد علم خاص يعني علم توحيد و معارف دين است که تنها مومن از آن بهره دارد و کافر از آن بي بهره است) 6- همه مردم به صاحب علم در امر دينشان محتاجند ولي همگي به صاحب مال نيازمند نمي باشند.
7- علم، انسان را در وقت عبور از پل صراط تقويت و ياري مي کند ولي مال (اگر نامشروع و حرام باشد) مانع او از عبور مي شود.(ميزان الحکمه،ج6، ص454،ح13385، چاپ دفتر تبليغات اسلامي، 1362). در حديث معروفي که اميرالمومنين عليه السلام به کميل سفارشاتي فرموده اند آمده است: «يا کميل! العلم خير من المال، العلم يحرسک و انت تحرس المال و المال تنقصه النفقه و العلم يزکو علي الانفاق و منبع المال يزول بزواله. يا کميل ابن زياد! معرفه العلم دين يدان به، به يکسب الانسان الطاعه في حياته و جميل الاحدوثه بعد وفاته و العلم حاکم و المال محکوم عليه؛
اي کميل! علم از مال بهتر است، چون علم از تو پاسداري مي کند ولي تو از مال پاسداري مي کني. مال با خرج کردن کم مي گردد ولي علم با بخشيدن رشد و نمو مي کند و دست پرورده مال با زوال و نابودي مال نابود و زايل مي گردد. اي کميل ابن زياد! شناخت علم و دانش دين و اعتقادي است که انسان در قيامت با آن جزا داده مي شود، باعلم و معرفت انسان در طول زندگي اش طاعت و فرمانبري الهي را کسب مي کند و بعد از مرگش نام نيک از خود باقي مي گذارد. علم حکم کننده و بالا دست و فرمانروا است ولي مال زيردست و محکوم و فرمانبر است».(نهج البلاغه، فيض الاسلام، حکمت1).

دیدگاه ها

باسلام
ممنون از مطالب خوبتون.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .