دراويش نعمت اللهي گنابادي

نظريه صريح شما در مورد دراويش نعمت الهي گنابادي و دليل رد يا تاييد آنها؟

با تشکر از شما دوست عزيز، پاسخ پرسش شما را در چند بند عرض مي‌کنم:
معرفي اجمالي سلسله نعمت اللهيه گناباديه:
مؤسس اين سلسله را شخصي به نام شاه نعمت الله ولي مي دانند. البته شاه نعمت الله خود اقدام به تشکيل اين فرقه ننموده بلکه به دليل تأثيرات عميق انديشه هاي او بر اين فرقه و رهبران فرقه که از فرزندان او به شمار مي رفتند، شاه نعمت الله را باني اين فرقه مي دانند. رهبري سلسله هاي صوفي بر عهده اشخاصي با نام قطب مي باشد و اقطاب اين سلسله ها براي اعتبار بخشيدن به خود، نسبتشان را به ائمه معصوم عليهم السلام مي رسانند. آنان بر اين عقيده اند که امور طريقت ملت، از طرف امام معصوم بر عهده اقطاب تصوف قرار گرفته و آنان جانشينان ائمه در اين امر مي باشند. سلسله نعمت اللهيه نيز از اين امر مستثني نبوده و نسبت اقطاب خود را به امام هشتم عليه السلام و از ايشان به حضرت امير عليه السلام مي رسانند. قطب سي و نهم اين سلسله سلطان محمد گنابادي بود که از زمان او به بعد اين سلسله با نام نعمت اللهيه گناباديه مشهور گرديد. البته لازم به ذکر است که در قرون دوازدهم و سيزدهم مدعياني در قطبيت اين سلسله پيدا شدند که هر يک خود را داراي اجازه نامه کتبي از قطب قبل براي رياست بر اين سلسله مي دانستند. اما شاخه گناباديه نسبت به ديگر اقطاب مدعي از معروفيت بيشتري برخوردار مي باشد.
اصول اين فرقه:
اکثر احکام آن‌ها تقريبا با مذهب شيعه اثني عشري مشابه است اما بزرگترين تفاوتشان با ما شيعيان اثني عشري اين است که در زمان غيبت حضرت قائم عليه السلام تا زمان فعلي معتقد به قطبيت 40 نفر هستند و خود را پيرو آن‌ها دانسته و اين قطب ها براي پيروان در واقع حکم امام را دارند و خودشان را فدايي و بنده قطب دانسته و از پسوندهايي که شيعيان بعد از اسم امام زمان عليه السلام مي گويند مثل : روحي لتراب مقدمه فداه و غيره براي قطبشان استفاده مي کنند . آن‌ها در واقع با روحانيت و مراجع تقليد اختلاف داشته و اصل مرجع تقليد در شيعه اثني عشري را تنها جانشين امامان معصوم در امر شريعت مي دانند. بر اين اساس ولايت فقيه را رهبر طريقتي و معنوي ندانسته و قطب خود را رهبر طريقت مي دانند که همه بايد مريد همان قطب باشند. از ويژگي هاي بارز اين سلسله اين است که به خلاف ديگر سلاسل تصوف، گوشه گير نبوده و در مسائل اجتماعي و سياسي حضور فعال دارند و خود را از جامعه دور نگاه نمي دارند، مانند برخي از سلاسل ديگر چون خاکساريه داراي لباس خاص و خرقه پشمينه نمي باشندو جامه مخصوص ندارند، به کسب و کار اهميت داده و مانند برخي از سلاسل به گدايي و دريوزگي اشتغال ندارند و اين که خود را شيعه اثني عشري دانسته و مقيد به احکام شرعي معرفي مي نمايند.
ذکر پاره اي از احکام و عقايد اين سلسله:
ولايت: ولايت در ديدگاه آنان عبارت است از پذيرش بيعت امامان معصوم و در زمان غيبت پذيرش بيعت اقطاب، تا کسي اين بيعت را انجام ندهد گرچه همه عمر به عبادت و طاعت مشغول باشد، فايده‌اي ندارد. هنگامي که چنين بيعتي حاصل شد صورت ملکوتي قطب وارد قلب مي شود و خداوند حيا مي کند شخص بيعت کننده را اگر چه از فاجران باشد، عذاب کند.
اقطاب، محدّث هستند: در ديدگاه ايشان هر سخني که قطب بگويد در حکم احاديث ائمه اطهار بوده و لازم است تبعيت شود.
شريک بودن با پيامبر در برخي از احکام: اقطاب در بعضي از احکام نظير حرام بودن همسران پيامبر بر مؤمنان ديگر، با ايشان شريک بوده و در نبيجه همسران آنان بر مريدان حرام مي باشند و بعد از وفات اقطاب کسي حق ازدواج با همسران آنان را ندارد.
منحصر بودن طي کردن راه سير و سلوک در اين سلسله: اقطاب اين سلسله بر اين عقيده اند که ديگر سلاسل تصوف بر حق نبوده و تنها راه طي کمال و رسيدن به خداوند از طريق سير و سلوک اقطاب اين سلسله امکان دارد.
نياز به إذن در امامت جماعت: تنها کسي مي تواند به امامت جماعت منصوب باشد که از جانب قطب يا نماينده قطب اجازه داشته باشد. در نتيجه شرايطي که در احکام براي امامت جماعت آمده است کفايت از امامت نمي کند بلکه اگر کسي آن شرايط را داشته باشد اما مأذون از قطب نباشد، صلاحيت امامت ندارد.
مصافحه با اقطاب و ممنوعيت مصافحه با ديگران: از جمله آداب اين سلسله مصافحه فقري مي باشد. که به روش مخصوصي به يکديگر دست داده و دست يکديگر را مي بوسند. قطب حق مصافحه با تمامي مريدان اعم از مرد و زن، پير يا جوان را دارد و بر طبق فرمايشات قطب، مصافحه تنها بين مريدان و قطب انجام مي گيرد و نه خارج از سلسله.
عشريه: يکي از اعتقادات جدي اين فرقه ، پرداخت عشريه به قطب به جاي خمس و زکات است. به اين ترتيب که هر صوفي بايد يک دهم درآمد خود را به قطب يا نماينده قطب بپردازد.
سلطان محمد گنابادي در اين زمينه مي گويد:
يک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود؛ مغني از زکات زکوي و از خمس خواهد بود.
(نابغه علم و عرفان، ص203-204).
سماع و غنا: در اين سلسله به خلاف سلاسل ديگر صوفيه، سماع و غنا ممنوع مي باشد.
تقيد به شارب و سبيل: آنان مقيد به بلند گذاشتن سبيل خود بوده و اين براي اقطاب اجباري است. بر طبق باور اين سلسله مريد و قطب مشغول طواف محبوب است و در طواف کوتاه کردن موها ممنوع مي باشد، و اين مطلب در ديدگاه ايشان فقط بر شارب صدق مي کند. البته شايد شارب به عنوان سمبلي براي چنين عقيده اي باشد.
تعدد زوجات در اين سلسله ممنوع است.
مريد عقيده دارد که قطب عالم به غيب بوده و حتي در پنهان مي تواند اعمال مريد را ببيند و اعمال بد مريد حکم خنجري در قلب قطب مي باشد.
قضاوت در مورد اين سلسله:
سلسله گناباديه از چند جهت داراي اشکال است که به برخي از مهمترين آن ها تنها اشاره اي مي نماييم و شما را به کتاب گناباديه، عقايد و تاريخ از علي حسن بيگي، ارجاع مي دهيم.
مهمترين اشکال اين سلسله، جدايي طريقت از شريعت از زمان معصوم مي باشد. آنان معتقدند که شريعت بعد از معصوم به فقها رسيده و طريقت به اقطاب اين سلسله. اين عقيده تالي فاسد زيادي دارد. از جمله اين که مي توان فقيهي جامع شرايط پيدا کرد که از عنصر معنويت و تقوا خالي باشد و مي توان قطبي پيدا کرد، که خود احکام را نفهمد و به ارشاد معنوي مريدان بپردازد.
از جمله اشکالات ديگر اين فرقه، مقام بالايي است که براي اقطاب خود قائل بوده و آنان را همطراز امامان مي شمارند. مقاماتي که حتي ما براي فقهاي بارز شيعه قائل نيستيم و به تبع اين مقامات به دست بوسي، پابوسي و حتي سجده بر اقطاب خود مي پردازند.
ديگر اشکال اين فرقه پرداخت عشريه است. که در هيچ روايتي و آيه اي بر آن تاکيد نشده و از مصاديق بارز بدعت در دين محسوب مي شود و به تبع آن دو فرع مهم از فروع دين را کنار گذاشته و به آن بي اعتنا مي باشند.
اين سلسله گر چه به صراحت بر اين عقيده نيستند که اقطاب به دليل طي مسير و وصول به خداوند به عبادت نيازي ندارند و عبادت مخصوص بندگان است، اما در عمل بر طبق مشاهدات، بي مبالاتي برخي از اقطاب را نسبت به احکام عبادي مي توان ديد.
همطراز دانستن سخنان اقطاب با احاديث اهل بيت از بدعت هاي ديگر اين سلسله در دين است. و آن چه در پايان بايد به آن پرداخت اين است که اگر به حقيقت، تنها راه رسيدن به خداوند متابعت از اين سلسله مي باشد پس آن همه اختلافات بر سر قطبيت سلسله نعمت اللهيه که همه آنان خود را بر حق مي شمردند چيست؟ و ا زکجا مي توان فهميد که ديگر مدعيان قطبيت حقيقت را نگفته اند. به خصوص که قطبيت در اين سلسله با اجازه نامه کتبي قطب قبل صورت ميگرفته و جالب است که همه مدعيان داراي چنين اجازه کتبي بوده اند.
کوتاه سخن اين که گر چه بسياري از عقايد اين سلسله با شيعه و دين ما مطابقت دارد اما با بدعت هاي زيادي در آميخته و چنين امري دوري از اين سلسله ها و گرايش به معنويت حقيقي که حاصل تلاش عرفاي راستين از جمله علامه طباطبائي ها و ... مي باشد را ضروري مي نمايد.

Tags:

دیدگاه ها

فرقه های درویشی

۴۴- در محافل به اصطلاح عرفانی اکثر فرقه های درویشی فقط سخن از کشف و کرامات و معجزات و خواب و خیال است و هرگز سخن از واقعیت زندگی نیست زیرا واقعیت زندگیشان غرق در فساد و تباهی است. این واقعیت زشت آنها را بسوی ماورای واقعیت و خرافات و جنون می کشاند تا رسوا سازد. تبهکاری قرین خرافه است و خرافه عذاب تبهکاری است و عذابی بدتر از زایل شدن عقل نیست که بقول خواجه عبدالله انصاری از بزرگان عرفان:خدایا آنرا که عقل ندادی پس چه دادی و آنرا که عقل دادی پس چه ندادی.

از کتاب نامه های عرفانی استاد علی اکبر خانجانی ص94

سلام مردم شریف ایران بحث دراویش و تمام فرقه های این عالم بجز چرند هیچ چیز نیست
ازخودتون بپرسید کدام یک از این فرقه ها حتی یک مشکل از انسان امروز رو حل کردن؟
التماس تفکر

با سلام خوب اگر قبول کنیم نوشته بالا روبایدقطب دراویش جمیع شریعت وطریقت باشدوکتاب مبنا مگر قران نیست ولی اگر قطبی روان خوانی قرآن بلد نباشه چه معنی می ده چه طور می تونه احکام رو درک کنه هنوز بین شیعه وسنی دررابطه با آیه وضو که نحو وضو رو بیان می کنه اختلافه بااینکه این همه عالم برجسته از دو طرف نطر دادندافای مصطفی آزمایش در صدای امریکادررابطه با دلیل بابوسی قطب شعر های ازمولوی سعدی وحافظ می آوردچرااز قرآن یک دلیل نیاورد واقعا قبول کنیدقطب وشیوخ الان این فرقه از شریعت یا فقهات چیزی زیادی نمی دانندشایددر گذشته بعضی از انهابلد بودندکه بااستفاده از همون دانش فقهی این فرقه رو ایجاد کردندواقطاب بعدی هم به صورت موروثی حالشون می برندبعدهم این اقا ادعا می کنه خاندان انهامهمترین خاندان بعدپیامبروخودش بهترین شخص بعداز پیامبراست برچه مبنای علمی عقلی دینی بایداین روپذیرفت ما وپدران ماازنزدیک در خاستگاه این فر قه با آنهازندگی کردیم هیچ گونه کشف وکرامتی ازاین مهمترین افرادبعد پیامبردر عصر حاضر ندیدیم شاید بعضی ها دیدندبرویدتا رستگارشوید

با سلام خدمت دوستان.من تا حالا با این عزیزان برخورد نداشتم ولی فقط یه چیز رو مطمین هستم که علی علیه السلام خدا نبوده و خدا هم در ذات ایشان حلول نکردن.که اگر قرار بر چنین کاری بود پیامبر ارجح تر از علی بودن.علی علیه السلام در دعای کمیل خود را بنده خدا معرفی میکند نه نماینده خدا علی علیه السلام هیچگاه با تنبک و تنبور دعا نمیخواندن و مراسمی که در ان میله در بدن فرو کنند و... نداشتند.هیچگاه به کسی غیر خدا سجده نکردن و اجازه سجده کسی بر ایشان را هم ندادن.دعای استاد شریعتی که فرمودند خدایا مگذار که عشقم به پیامبر و ارادتم به خاندان وی مرا کور و کر کند را یاداور میشوم که افراط و تفریط مشکل اصلی مسلمانان است که از یک سو بقض بیش از حد به علی میشود داعش و از یک سو حب بیش از حد به علی میشود دراویش.دراینکه همه ما ایرانی هستیم و دارای حق یکسان حرفی نیست ولی واقعا در مواقع خطر هم این حق را برای خودمان قایل میشویم که مانند دیگران جان و مالمان را فدای کشور و اسلام کنیم.چند نفر از صوفیه و اهل تسنن در جنگ کشته شدند.مگر جنگ بر علیه ایران نبود؟ حرف زدن اسان است.انجام ظواهر دین اسان تر.بعمل کار براید برادر

فراموش نکنید فقط قران را زیاد مطالعه کنید پروردکار خودش دستگیری میکند به جای اطلاف وقت تبهرو تدبر در قران بیانوزیم

سلام من با یکی از این اقایون معتقد به گنابادی ازدواج کردم قبل از ازدواج هیجی در مورد اعتقاداتش نگفت فقط همینو میتونم بگم رابطه نامشروع داشت تو جریان ازدواج کلا هر چی گفته بود دروغ بود از خونع و ماشین بگیر تا کارش فهمیدم قبل من زن داشته نگفته ادم های دروغگو نیرنگ باز بودن دم از خدا میزدن ولی تو جمع شون زن و مرد قاطی بودن بعد میخواستن به عرفان برسن مشروب ازاد بود براشون چون میخواستن به خدا برسن تهران میرفتن جلسات اگه عاقلی فرار کنید ازشون خیلییی بدی دیدم ازشون و طلاق گرفتم

در شهر ما بروجرد عموما طبقه کم سواد عضو این فرقه هستند، متاسفانه عقل رو کاملا کنار گذاشتن و در خرافات قرون وسطایی خودشون رو سرگرم کردند. پرداخت ده درصد از درآمد مبلغ هنگفتی میشه ما در تشیع اگر به دارایی مون به نصاب شرعی برسه خمس داره و زکات هم به چند چیز تعلق میگیره اون هم بعد از بیشتر شدن از نصاب. دراویش خیلی ساده هستند و هر حرفی رو بدون دقت و فکر به راحتی می پذیرند. کلا این فرقه حرفی برای بشر امروز که دارای عقل نقاد است حرفی برای گفتن نداره.

با سلام.من یه سوال برام پیش اومده.ممنون میشم جواب بدین
مسلک درویشی رو شمس تبریزی بنیانگذاری کردن .و تمام حالاتی که داشتن از طرف خدا بهشون عنایت میشده.که به مولانا اموزش میدادن
سوال من اینه اگه اشتباهه درویش شدن پس چرا خدا بهشون عنایت داشت؟
چرا علمشون اضافه میشد.و سلوک خدایی پیدا میکردن

سلام؛
دوست عزيزم؛ از كجا مي گويي كه مسلك شمس و مولوي اينها بوده ؟
يعني شمس سبيل بلند مي كرده؟
يا شمس معتقد به تناسخ بوده؟
مولوي هم كه مي گويند حنفي مسلك بوده؛ آن وقت چه گونه به حضرت علي اعتقاد داشته؟
با ارادت

خدمت عزیزان که به هر نحوموافق ومخالف فرقه درویشی هستند عرض کنم ما که ادعا مسلمان هستیم برای اینکه بخواهیم به طرف مقابل بفهمانیم راست میگیم همش قسم میخوریم به خدا به علی به حسین به خانم زهرا به ابوالفضل و.....عزیزان اگه راست میگین بیایید عملا ثابت کنید کنید انسان واقعی هستیم رعایت حقوق پدر و مادر و همسایه و....رعایت تک تک انسانهایی با هم دریک محل با هم هستیم مانند خانواده محل کار صف خرید صف اتوبوس رعایت حق تقدم در رانندگی ورعایت حقوق تمام انسان ها وحتی حیوانات . درختان و .... اگه این مسایل رعایت بشه دیگه نیازی نیست که به کسی اهانت کنیم ما خودمون درست کنیم کافیه ما همه مون ایراد داریم تسبیح آب نکشیم یگی میگه فلانی درویشه پول قرض کرده نداده آیا غیر درویشها پول قرض می گیرن به موقع پس میدن آیا؟ این دلیل قانع کننده ای نیست پس بیخودی خودتون رااذیت نکنین از قدیم گفتن عیسی به دین خود وموسی به دین خود دردنیای آخرت هرکسی را به اعمال خودت می سمجند اگه اعتقاد داشته باشید وگرنه چه فرقی میکنه چه فرقه ای باشی

خانواده ما که ازشون صدمه دیدن..و برادرم 6 سال هست که لز این خاندان پیروی میکنه..و ابروی پدر پیر و زحمتکشم رو برده..از بس که از اینور واونور پول گرفته و نداده.و مثل اینکه در مسلک اینها بهشون اینجور تعلیم دادن..
خدا به خانواده ام رحم کنه
و به همه جوانان

مارا چه از اینکه ناقصی بد گوید
عیبی که ز ما نیست یکی صد گوید
ما اینه ایم و هر که در ما نگرد
هر نیک و بدی که گوید از خود گوید

شيعه وسني خود فرقه ايست در اسلام و درويشي نيز فرقه ايست درون شيعه يعني فرقه در فرقه است وطبق ايه صريح قران كساني كه در دين فرقه افكني كنند خالدين فيها هستند يعني جهنم جايگاه ابدي انهاست پس عقل حكم ميكنه كه نه شيعه ونه سني باشيم ونه به فرقه هاي درون اين دو فرقه مانند درويشي روي اوريم وفقط خداوند وحضرت محمد فرستاده اش و قران كتابش را به عنوان دين اسلام بپذيريم و از انها پيروي كنيم و خواهشا كمي در تاريخ جستجو كنيد و خواهيد ديد كه فرقه هاي سني وشيعه چراوبه چه منظوري پديد امدند و به اين درك خواهيد رسيد كه همواره از بدو پيدايش نسل بشر تا به امروز عده اي كثير مايل به پيروي وطبعيت بوده اند وان عده قليل از ساده لوحي اين عده كثير سود جسته و با خلق كردن فرقه ها به عوام فريبي و ارضاي غريضه قدرت طلبي و كسب محبوبيت پرداخته و با دلايل و استدلالهاي رنگارنگ و استفاده از زيبايي و قدرت نفوذ اشعار بزرگاني چون مولانا وسعدي در مجالس درويشي شان عده زيادي از افرادنااگاه را به خود جذب كرده ودايره حكمراني خود را روز به روز افزايش ميدهند،شايد بگوييد من با چه اطميناني اينگونه دراويش را محكوم به بطلان وشرك ميكنم، بله من زني سي ساله هستم كه خود در عنفوان جواني و به مدت هشت سال تمام درويش بودم و همانند ديگر همكيشانم به قدري به اين مسلك معتقد ومتعصب بودم كه گاهي به حالت به اصطلاح خلسه ميرسيدم و هنگام ديدن يا شنيدن صداي شيخ يا قطبم بي اختيار از شدت جذبه اشك ميريختم وتوي اين هشت سال حتي يكبار هم جلسات درويشي را رها نكردم و خود به نحوي جزوي از گردانندگان مجلس شده بودم و انقدر روح وجسمم با دراويش عجين شده بود كه تمام فكر وذكرم خدمت به درويشان و تبليغ درويشي شده بود زيرا قلبا دلم ميخواست كه ديگران را به راه راست هدايت كنم وفقط درويش شدن را راه راست ميديدم وغير درويشان را لادين و مشرك ونامسلمان ميديدم واين نحوه ديد من در ان سالها دقيقا نحوه ديد تمامي كسانيست كه الان در دام درويشي افتاده اند وديوانه وار مسخ عنكبوت قطبشان شده اند وكمتر كسي است كه بتواند همانند من از اين دام وتار چسبنده اش رهايي پيدا كند و حيف كه اينان نميدانند چه سرنوشت شومي در انتظار انهاست وان راه راستي كه تصور ميكنند كه صراط مستقيم است و تنها از آن انهاست بايد بدانند كه كوتاه ترين راه مستقيم به جهنم ابدي ولعنت الهيست جهنمي كه به واسطه شركشان كه گناهي نابخشودنيست استحقاق ان را دارند بله من با اطمينان مطلق به شما ميگويم كه دور اين فرقه هاي باطل را خط بكشيد و اندكي با مطالعه تاريخ بر اگاهي خود افزوده و به حقيقت واقعي اين قبيل فرقه ها واقف شويد ,اگر درويشي ميدانم كه برايت سخت است كه حرفمرا بپذيري

 

دختری که من دوسش دارم از خانواده درویش گناباد هستش و منو به خاطر دینش ترک کرده چون بهش گفتن ممنوعه و ب شدت درگیر دینشه چطور میتونم کمکش کنم


مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://akhlagh.porsemani.ir/node/326
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ربات تلگرام پرسمان : @porsemanbot

بخش دوم صحبتتون در رابطه با صوفیه جالب بود ممنون، اما بخش اول در رابطه با سنی و شیعه اگر درست تحقیق کنید یعنی منابع تاریخ اسلام رو مطالعه کنید میبینید که شیعه اعتقاداتش به هم متصل و دارای اصالت در آیات و روایات است. قرآن بدون تفسیر توسط ائمه معصومین باعث سوء استفاده ها و نیز زمین ماندن بسیاری از احکام می شود. خصوصا احکام جدیدی که پیش می آید

به نظر من باید قبل از اینکه نظر کور کورانه بدیم اول از همه باید یه نحقیق درست حسسابی کنیم وبعد نظر بدیم من که خودم هنوز نفهمیدم کدوم مذهب خوبه یا کدوم بده شاید باور نکنید ولی هر جی تحقیق میکنم بیشتر میفهمم که هیجی نمیدونم یا خدا

من به مدت هشت سال تشرف بع درويشي پيدا كرده بودم شيخم هم اقاي شريعت بود ولي الان بعد از سالها متوجه شدم كه اين فرقه راه شيطان است وبس و خدارو شكر ميكنم كه راه منو از راه اين فريبندگاه به ظاهر ديندار جدا كرده و الان حقيقت واقعي اين فرقه باطل بر من روشن گرديده است و تنها چيزي كه در انتظارانهاست جهنم ابديست كه مجازات شرك وعوام فريبيست وايشان كاملا مستحق اين عذاب الهيند. 

یا هو
جان گرگان و سگان از هم جداست....متحد جان های شیران خداست
نویسنده ی این مطلب اگر واقعا از برای خدا و هدایت انسانها این مطالبو نوشتند "چه درست چه نادرست "خدا خیرشان دهد و اجر زیادی دارند.و الا خداوند از ایشان بگذرد
آنکس که نداند و نداند که نداند.....ابدالدهر در جهل مرکب بماند.
حفیفت و اسرار و خدا در قلب آدمی ظهور میکند و به زبان نیست و خدا را هزار مرتبه شکر
که در مورد درون و دل دراویش هیج نمیدانیدو بس.....

در گمراهی شما همین بس که کلام خود را با یا هو شروع میکنید این رو از کجا گرفتین ؟؟؟؟
این سبیل های بلند چه معنی داره ؟؟؟؟
قطب شما قرآن خوندن هم بلد نیست !!!!
نماز خوندن هم بلد نیست!!!!
آیا امثال شما یه عده بیسواد و کم عقل نیستین ؟؟؟؟؟

پاینده و پیروز باشید اخوی

کاش یاد بگیریم هممون انسانیم..............انساااااااااااان

به عقاید هم احترام بذاریم............هممون پیش خدا برابریم

یاعلی

الان برای همه روشن شده که روزه گرفتن و سجده های طولانی دلیل درستی مکتب نیست. کما اینکه خوارج نیز اینگونه بودند.
حضرت علی (ع) وقتی مردم خواستند تا برای نماز مستحبی امام جماعت تعیین کند(در زمان خلفای قبلی این امر بدعت شده بود) ایشان نپذیرفتند. اگر شما پیروی حضرت علی هستید لطفا واضح و شفاف بفرمائید "عشریه" را از کجا اجتهاد کردید و چگونه آن را جایگزین نص (خمس و زکات )نمودید. همه می دانیم که اجتهاد بر نص باطل است.

سلام من دندانپزشکی هستم که پس از 5سال تحقیق درویش شدم خداروشکر میکنم وبرای همه ارزو میکنم که راه راست رو قبول کنن با تحقیق

تمام مطالبی که دال بر باطل بودن این فرقه است دروغ محض بوده است .خواهشا حرف بی خود نزنید چون هیچکدام صحت ندارد .

دوستان لااقل در مجالس شرکت کنید بعد یک طرفه به قاضی برید حکم بدید و اجرا کنید تهمت و دروغ در اسلام نهی شده خداوند همه را به راه راست هدایت کند ما را هم از دوستداران این سلسله جلیله قرار دهد

ای کاش فقط برای یک لحظه هم که شده عاقلانه و انسانی فکر می کردیم.تهمت وتوهین به دیگران جزای سنگین تری از مقلد یک فرقه بودن یا به قول بعضی مراسم مختلط داشتن دارد.ما همه ایرانی هستیم با کمی تفاوت کاش با هم مهربانتر بودیم.آمین

خدايش ديدگاه مردم را در مورد اينها خراب كردن من يكي از دوستانم درويش گنابادي دائم الوضوء و نمازش اول وقت خواند ميشه دائم ذكر و فكرش خداست تمام شرعيات را بهتر و كاملتر از مايكه به ظاهر شيعه ايم انجام ميده حتي بسيار از مستحيات و مكروهات رو مراعات ميكنه من توي مجالس شون بودم هيچ خلاف شرعي ندارند و كتابهاشون رو خوندم عشريه حتما نبايد به قطب بدي به هر كه دوست داشتي مي تواني پرداخت كني بعضي هاشون مقلد آقاي بهجت و خامنه اي اند و طبق دستورات شرعي آنها عمل ميكنند بنا اينكه از مرجع تقليدشون تقليد كنند مي توانند خمس هم بدهند چه بسيار از ما بظاهر شيعيان خمس كه سهله اگر عشريه بگن در طول عمرمون يك بار هم پرداخت نمي كنيم بعد ادعاي مسلماني و رهرو علي ع بودن هم ميكنيم من با مطالعه اي كه داشتم و به جرعت ميگم اگر به دستوراتشون عمل كنند كه ما به گرد پاشون هم نمي رسيم و اگر نه تازه مثل ما هستند و اقطابشون هم افراد با سوادي هستند و احكام را كامل ميدانند امام خميني يكي از بهترين تفاسير قرآن را در كتاب سرالصلاه تفسير سوره حمد كتاب تفسير بيان سعاده في مقامات العباده كه يك تفسير عرفاني است و امام مي فرمايد كه يكي بهترين تفاسيري است كه تا بحال نوشته شده و از اقطاب سلسله گنابادي است معرفي ميكند چطور مي شود چنين افرادي در دين بدعت وارد كنند بي مطالعه و تحقيق به مسلماناني كه از ما مسلمان تراند تهمت و افترا نزنيم عمر كوتاه و روز حساب نزديك است دشمن شادمان نكنيد هرجه ميكشيم از سطحي نگري و تفرقه افكني است يا مولاي علي

آقای محترم اگر شما که به قول خودتون به ظاهر شیعه اید به دستورات و اعمال شیعیان عمل نمیکنید مشکل از شماست ! اینکه کسان دیگری بهتر از شما عمل میکنند دلیل بر درستی اعتقاداتشون نیست . مگر ابن مجلم از کثرت نماز پیشانی پینه بسته نداشت ؟ حتی در تاریخ نوشته شده که بسیاری از این افراد پینه های زانو هاشونو با خنجر میبریدند تا اذیتشون نکنه ! میدونی چقدر باید نماز بخونی تا این شکلی بشی ؟ مگه زبیر از یاران پیامبر نبود ؟ مگه مسلمان نبود ؟ خیلی بهتر از من و شما اسلام را رعایت میکرد جوری که پیامبر میفرمودند زبیر مردی از مردان بهشت است که در زمین راه میرود ولی عاقبتش چه شد ؟ انحراف یک لحظه بسیار کوچکه وقتی بین بد و خوب قرار بگیری یک لحظه باید انتخاب کنی چه بسا یک انتخاب اشتباه تو رو تا تباهی ببره !
توصیه آخرم به شما اینه که به جای دیدن اعمال خوب از دیگران و عاشق عقاید اونها شدن بری و اعمال خودتو درست کنی عزیز من

منهم با یک خانواده به اصطلاح مرید از جان گذشته آشنایی نزدیک دارم . راحت جشن مختلط میرن خیلی از این بزرگان حتی زنهاشون حجاب رو قبول ندارند . توی مراسماشون به جای قران و دعا حافظ و مولوی میخونند و برای شاه فلان و فلان علی شاه دعا میکنند . 21 رمضان توی مراسمشون شرکت کردم چنان تند و تند میخوندند که اصلا حس دعا از ادم گرفته میشد اخرش هم کدام برای شاه فلان و فلان علی شاه دعا کردند !
یک سلسله خیلی مزخرفیه . خودشونو خیلی خاص و عارف میدونند . از همه ایراد میگیرن . از نظام و بزرگان نظام فقط بد میگن غافل از اینکه اگه عارف هستند باید به عقیده دیگران احترام بزارند . من جلوی اونها از مشایخشون بد نگفتم تا حالا اما اونها بارها و بارها به امام خمینی که مرجع من بود توهین کردند . این اون اسلامیه که اونها ازش دم میزنند . دائم در وضو بودن خوبه اما کافی نیست . سجده کردن بر ادمها از طرف خدا ممنوعه ولی اونها دارند . دست همو میبوسند حتی زنها یک پارچه میزارند و دست شیوخشون رو میبوسند ! دم از عشق و رسیدگی به خانواده میزنند ولی زندگی خیلی هاشون فقط زندگی عادی هست و طلاق عاطفی . مردهاشون فقط سبیل میزارن و از مردونگی فقط اینو میدونند

دوست عزیز دیگر وقت آن نرسیده که دست از این تفرقه افکنی های نا آگاهانه برداریم؟دشمنان ایران اسلامی پشت در خانه ما رسیده اند. چرا چون برنامه های سیاستمدارانه خود را سالها در اندیشه برادران و خواهران ما کرده تا بین ملت ایران و حتی مسلمین جهان خطوط قرمزی بکشد و تا حدودی موفق شده به خصوص در این چند سال اخیر!
دوست گرامی بهتر نیست به جای متهم کردن برادر و خواهر خود، در مقابل دشمنان اسلام بایستیم؟ این گونه مقاله ها در مسیر خواست دشمنان اسلام است و بس!
اگر کلی تر به این قضیه بنگرید اسلام از دیر باز دشمنان فراوانی داشته و دارد و همواره در راه تضعیف آن کوشیده اند، اگر دلیل اصلی این دشمنی ها را جویا شوید، استحکام اتحاد مسلمین بوده و است.
اگر کمی صمیمانه تر در درون کشور نگاه کنیم، باید این را بپذیرید که همه ما هم میهن و مسلمانیم!
اکنون دشمن در پی تجزیه ایران است چرا؟ آنها هم می خواهند که این کشور عظیم تکه تکه شده و هر گروه و دسته مستقل، و در مقابل هم قرار گیرند. ترک، عرب، فارس، کرد، لر، شیعه، سنی، درویش، کلیمی، مسیحی، زرتشتی،بهایی و...
از شما خواهشمندم کتاب اقوام ایرانی و زمینه های همگرائی- (نشر کمیل)که در مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین شده را مطالعه نمایید. ما باید یاد بگیریم که دست در دست، شانه به شانه یکدیگر به حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی و اجرای سند چشم انداز بپردازیم.
در مورد دراویش نیز من مطالعه بسیار داشته بخصوص دراویش گنابادی و اصلاً آنطور که فرمودید، نیست! شما منبع ادعاهای خود را در مقاله معرفی نفرمودید. این سلسله تالیفات بسیار داشته و که قانوناً به چاپ رسیده است. نمی شود رفتار و یا گفتار جمع کثیری را گواه قرار داد. در میان ایرانیان و مسلمین دزد و جنایتکار و قاتل وجود دارد، آیا صحیح است همه ایرانیان و یا مسلمانان جهان را به آن متهم کنیم. همین بس که افرادی که وارد این سلسله شده بیش از پیش به عبادت خداوند و شفقت به دیگران می پردازند.
پیش از اینکه بخواهیم به دفاع و یا رد آن بپردازیم باید به این باور برسیم که طبق قانون اساسی، آنها نیز ایرانی می باشند و همچون دیگران از حقوق شهروندی کامل برخوردارند!
دیگر وقت آن رسیده که برای ایجاد همدلی و همراهی عموم جامعه با هدف حفظ نظام این مسئله را باور کنیم: ایران برای تمام ایرانیان است!
امیدوارم که این مباحث بزودی از میان ما برود و میان احاد ملت ایران و دیگر مسلمین جهان اتحاد و دوستی و برادری و برابری برقرار گردد. الهی آمین

بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
خداوند متعال از رو فیض و رحمت بی انتهای خود انسان را موحد آفرید و اولین انسان را پیامبر قرار داد
به انسان قوانینی به نام دین تعلیم داد تا به واسطه دین در مسیر زندگی از عرفان حضرت حق غافل نشود و در عبادتش کوشا باشد .
دین خدا امری قدسی و الاهی بوده و خود انبیاء و اولیاء هم حق دست اندازی در دین را ندارند حتی اشرف انبیاء پیامبر اسلام هم از جانب خود حق ندارد مطلبی به دین اضافه کند
دوستان عزیزم مخصوصا عزیزی که معلوم هست اطلاعاتی هم دارید لازم هست خدمت شما عرض کنم منابع دست رسی به احکام دین کلام جاوید خدا قرآن کریم و کلمات ائمه معصومین علیهم صلوات الله که موافق با کلام خدا بوده با همراهی عقلی که سلیم هست می باشد و افرادی که بتوانند به این منابع تسلط پیدا کنند باید توانمند باشند تا به مردم و جامعه علمی اثبات کنند بر اساس چه مقدماتی حرف خدا را درک کرده و اعلام می کنند به عبارتی باید با تلاش و اجتهاد به قدرت فقهیهانه برسند
و این گونه نیست که هرکسی هر مطلبی را به دین نسبت بدهد و بعد ما بگوییم چون ایرانی هست اشکال ندارد بیایید کنار هم زندگی کنیم
نخیر در مرام دین و عرفان حق ایران و ایرانی فدای دین و دینداری می شوند و از کیان دین و دیانت دفاع می کنند
از منظر یک سالک الی الله که عابد به دستورات شریعت حقه مکتب تشیع است حفظ مرزهای عقیدتی خیلی مهم تر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی می باشد.
در هر جایی از عالم صدای مظلومی بشنویم فارغ از مرز سیاسی به کمکش خواهیم شتافت و اگر داخل خانه خودمان فرزندمان هم برخلاف دین و دیانت عمل کند و به شریعت کامله و تامه حضرت محمد صلوات الله عمل نکند و از امکان هدایت خارج گردد به دستور قرآن به نوح نبی علیه صلوات الله از اهل ما نیست و رانده شده محسوب خواهد بود حتی اگر پسر پیغمبر باشد
سخن در این مجال بسیار است اگر سوال تخصصی داشتید در خدمتتون هستم.
وفقکم الله و ایانا لمرضاته

در بین ما شیعیان نیز پیدا می شوند افرادی که هنوز بعنوان فرقه خاص متمایز نشده اند و اینها برای برخی از فقهای شیعه مقامی در همین حد و حدود اقطاب قائلند و هر گونه نقد بر آنان را به جهت عدم قبول امکان خطا ( نوعی ادعای عصمت ) رد می کنند و با توجیهاتی در خصوص ولایت امامان معصوم علیهم السلام آن را به غیر معصوم هم متسری می کنند. و این بانظریه اصیل ولایت فقیه متفاوت است و نوع افراطی آن بشمار می آید

من یکی ازرفیقام نعمت اللهیه دهنموسرویس کرد اینقدگفت ماازشمااعتقاداتمون بیشتره و حکومت ماروبدجلوه داده همش میگفت بیاتویکی ازجلساتمون شرکت کن پنجشنبه ها توخونمون برگزار میشه جالبه میگفت ما وقتی درویش میشیم قسم میخوریم که یک سحرم جانندازیم و نمازمون ترک نشه ولی خانوادش وحتی باباش که از بزرگاشون بود نه نماز میخوندن نه روزه میگرفتن میگفت نباید اینطوری باشه ولی ماکاهلی میکنیم وقتی گفتم ما خمس میدیم میگفت بابای منم هرسال یه مبلغی رومیده
الان فهمیدم واقعا فرقه مزخرفین دمتون گرم

با تشکر از مطلب جالب توجه شما، به استحضار می رساند:
- در خصوص جدائی شریعت و طریقت در این سلسله به کتاب پند صالح نوشته آقای محمد حسن صالحعلیشاه گنابادی مراجعه شود. در بخش جمع شریعت و طریقت این کتاب آمده است: "چه احکام ظاهر و شریعت و چه احکام باطن و طریقت که این هر دو نباید از هم جدا باشد،که بدون یکدیگر نتیجه نبخشد...پس این دو مانند پوست و مغز بلکه مانند لفظ و معنی است." بر این اساس نمی توان قطبی پیدا کرد که خود احکام را نفهمد و به ارشاد معنوی مریدان بپردازد.
و كساني كه دعوت به صورت محض مي‌كنند و مردم را از آداب باطنيّه باز مي‌دارند و گويند شريعت را جز اين صورت و قشر معني و حقيقتي نيست، شياطين طريق الي الله و خارهاي راه انسانيّتند، و از شرّ آنها بايد به خداي تعالي پناه برد كه نور فطرت الله را كه نور معرفت و توحيد و ولايت و ديگر معارف است در انسان منتفي مي‌كنند و حجابهاي تقليد و جهالت و عادت و اوهام را به روي آن مي‌كشند(آداب الصلوة امام خمینی(ره) صفحات 155-154)
همچنین در جلد دوم مجالس المؤمنين علّامة عاليقدر شيعه سيّد نورالله شوشتري آمده است كه خلقت عالم بعد از وجود انبياء و اولياء به خاطر صوفيان صفوت نشان بوده است و در اين كتاب به دلايل قويّه اثبات مي‌كند كه جميع مشايخ مشهور شيعه صوفي بوده‌اند و طريقة ايشان طريقة اهل بيت عليهم السّلام است.
علامه سيدحيدرآملي عالم حقيقي را صوفي مي‌داند و مي‌فرمايد: صوفي كسي است كه ظاهرش مخالف احكام شريعت نيست و باطنش در طلب حقيقت است. و يا درجاي ديگري گفته‌اند: تصوف، (علمي است) كه صاحب آن متخلق به اخلاق ربوبي و بكار بردن آداب شرعي و تمسك به سنت بهترين مخلوقات خدا يعني محمد(ص) است(جامع الاسرار ـ علامه سيدحيدر آملي صفحات 65 و 66 بند 87 به بعد).

با احترام

با شما موافقم یبش از 4سال دربارشون تحقیق کردم
هرکه شک داره ازشون مدد بگیره تا بفهمه درست و غلط چیه

بادیدگاه دوستمون موافقم

ما که از ایشان فقط خوبی دیدیم و خوبی دیدیم و خوبی دیدیم

هرگز ندیدیم که واجبات و عباداتشان به دلیلی ناموجه ترک شود

و این ها چنان تمام ساعات و لحظاتشان در ذکر و یاد خدا می گذرد که عبادت به مفهومی که ما می شناسیم احتمالا باید برایشان بی معنا باشد

البته در هر گروه و فرقه ای عده ای به انحراف رفته یافت می شوند.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .