کتاب مقدس شيطان پرستان

نگاهي به کتاب مقدس شيطان پرستان

حمزه شريفي دوست
در کتاب انجيل شيطان(satanic bible)اثر آقاي آنتون لاوي همه چيز در يک چيز خلاصه مي شود و آن هم ايده « خود خدايي » انسان است. تمامي چيزهايي که مورد حمله لاوي قرار مي گيرد به اين علت است که با اين ايده ناسازگار است بنابراين بايد محو شود تا انسان بتواند خدايي کند و همه چيز را در خدمت خود قرار دهد. لاوي مي خواهد انسان را از قيد بندگي همه چيز حتي خدا رها کند و او را نه فقط سرور کائنات بلکه در جايگاه خدايي نشاند. در نگاه لاوي انسان به کمتر از خدايي نبايد قانع شود. البته خدايي بر همه چيز جز هواي نفس و اميال شهواني. پس سلطان هستي، انسان است و سلطان انسان، اميال و لذات او .او در اين کتاب از گناهان هفت گانه کبيره مسيحيان(حرص، طمع، غرور، شکم پرستي، حسد، غضب، شهوت و کاهلي) دفاع مي کند و حتي آنها را ــ با توجيه و سفسطه ــ مطلوب انسان معرفي مي کند و در پايان نتيجه مي گيرد که همه اين هفت گناه، نيازهاي طبيعي ما هستند که بايد به آنها بردازيم؛آن هم با اين زبان که:"شيطان پرست،از افراط در هرکدام از اين «گناهان»دفاع مي کند.زيرا که هرکدام از اينان،راهي به سوي کامرواسازي فيزيکي،ذهني و احساسي اند."1
تمام اين اصل و قاعده شيطانيستي در اين جمله آقاي سوسج خلاصه شده است که:"شيطانيسم، آيين«خود» است. آيين «نفس»است. آيين «خداي درون(و پنهان)»است. اين، همان چيزي است که سرانجام برگزيده مي شود." و توضيح آنکه:"در قرن کنوني، انسان خدا شده است. با اتکا به قدرت انسان، براي تعيين واقعيت خودش و تأسيس قانون خودش، او ديگر محدود به هيچ چيزي بزرگتر از تصورات و پنداشته هاي خود نيست."2
شيطان ديگري که لاوي معرفي مي‌کند، همان شيطان تورات منحرف است، شيطاني که رهنماي آدمي به سوي يافتن درخت معرفت است3. همان زاينده روشنايي و حامل نور4 است. هماني که روح آسمان و تجسم روشن‌فکري است5.
نتيجه همه جملات و فصول کتاب هاي شيطانيستي،صرف نظر از نام نويسنده و سازمان،القاي همين تفکر است که انسان،خداي عصر حاضر است.هرکدام از انسان ها از نظر شيطانيسم،يک پديده اند که بالقوه خدا هستند و اگر به آيين شيطانيسم بگرايند،با آزادي عمل و پرورش با آيين هاي خاص،که مختصّ شيطانيست است،تبديل به يک خدا مي شوند
لاوي در کتابش با تمام توان به تبليغ اباحيگري و ارتباطات نامحدود زن و مرد و به اصطلاح او «سکس آزاد» ميپردازد و هيچ عذر و حريم و هنجاري را در اين مسير به عنوان مانع بر نميتابد:
« شيطان پرستي از سکس آزاد به شدت دفاع ميکند، اما به معناي واقعي آن، سکس آزاد بدين معنا که شخص اجازه دارد انتخاب کند آيا تنها با يک نفر رابطه داشته باشد يا آن که با هر تعداد که نيازهاي جنسي او را برآورده کند» 6
هرچند در جاي ديگرناخواسته به ناکار آمدي اين مرام اعتراف ميکند:
« اين حقيقت اثبات شده که شخصِ بيش فعالِ جنسي، نه تنها از نظر جنسي آزاد نيست؛ بلکه بسيار سرد ضمير است و هميشه از آغوش يک شخص به آغوش ديگري ميپرد، به اميد اين که بتواند خود را ارضاء کند ولي هيچ وقت به احساس غناي جنسي نميرسد.» (همان ص 27)
بايد گفت لاوي در SATANICE BIBLE ، خدايي تحريف شده و شيطاني دروغين را به ديگران معرفي ميکند. آن چه وي به عنوان «خدا» معرفي ميکند نه تنها شايسته پرستش نيست که به حق بايد آن را از ساحت حيات معنوي انسان کنار زد. همين طور شيطاني که وي از او تبليغ ميکند به گونهاي در هستي صاحب قدرت و تاثير است که گويا با وجود چنين موجودي در عرصه تدبير جهان، جايي براي حضور خدا وجود ندارد. لاوي با دست و پا زدنهاي متعدد تلاش ميکند از قدرتهاي خداي اديان ابراهيمي بکاهد و با الحاق اين قدرتها به شيطان، حوزه فرمانروايي شيطان را گسترش دهد.
وي در بخشي از کتابش تحت عنوان نداي لوسيفر (نامي ديگر براي شيطان) لوسيفر را به مقام ربوبيت و الوهيت ارتقاء ميدهد و او را خداي رومي ميداند که حامل نور، روح هوا و تجسم روشن فکري است. وي خداي يکتا را ساخته دست مردم ميخواند و با يک جمله خدا را از صفحه اعتقادات خود پاک ميکند و با يک انکار ساده همه چيز را تمام ميکند:
«اختلافات و نزاع بين اديان که از طرف يک خدا يا خدايان متعدد آمدهاند؛ نشان از اين دارد که خدايي نبوده و اين ادعا بيش از يک ادعاي واهي در طول تاريخ نبوده است.» براستي آيا با چنين دليل سستي که به ياوه گويي شبيهتر است ميتوان به انکار خدا پرداخت؟ البته چنين دليلي اگر از زبان شيطان اقامه گردد براي پيروان شيطان قانع کننده خواهد بود چرا که بندگي شيطان دليل نميخواهد با تصويري که لاوي از خدا دارد ـ که خدا را ساخته ذهن بشر ميداند ـ طبيعي است که اديان را هم پرداخته کشيشها معرفي کند 7و وعدههاي خدا و اديان در مورد بهشت و جهنم را يکجا به فراموشي و انکار سپارد.
ـ انتوان لاوي در کتاب انجيل شيطاني خود به اديان الهي حمله ور شده و آنها را به خاطر تهاجم به شيطان مورد مذمت قرار داده. وي که از اديان الهي به «نيروهاي دست راستي» تعبير ميکند از اين جهت که شيطان را موجودي بد نام و نماد شرارت معرفي کردهاند به شدت رنجيده خاطر است. (انجيل شيطاني ص 2)
انکار تمامي مفاهيم مقدس از محورهاي کتاب مقدس شيطاني است.
«هيچ بهشتي در آسمان نيست و هيچ جهنمي که آدميان را بسوزاند. همينجا و هم اينک روز لذت توست! همين جا و هم اينک فرصت توست. (همان ص 12)
مرام شيطان پرستي با صداي بلند ميگويد: زمان آن رسيده است که تاريخ اصلاح شود .8
لاوي شيطان پرستي را نه يک «مدل زندگي» بلکه يک دين و آيين عصر جديد معرفي ميکند که هم داراي اصول عقايد است و هم در بر دارنده مراسمهاي شيطاني (همان ص 20)
1 Satanic bible,by Anton LaVey,title: Some evidences of a new satanic age
2: Demonic bible,by T.Serk Susej,preface to the 3rd edition

3 پيدايش فصل 3 بندهاي 7 - 1
4 انجيل شيطاني ص 21
5 همان
6 انجيل شيطاني، ص 27
7 نجيل شيطاني ص 16
8 انجيل شيطاني، نداي لوسيفر ص 13

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
11 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .