وسعت رزق و روزي

راه هاي مادي و معنوي افزايش رزق و روزي چيست؟

رزق بخشش پي در پي و عطاي هميشگي است و هرگونه بهره اي است که خداوند نصيب بندگان خود مي کند؛ دنيوي باشد چون خوراکي ها و يا اخروي مانند رزق شهيدان والامقام که «بل احيا عند ربهم يرزقون»، ظاهري باشد مثل مسکن و يا باطني، پنهان و معنوي مانند عقل، فهم، علم و ايمان. (1) چنانچه در دعاها به اين رزق ارزشمند اشاره هاي فراوان شده است. گاه طلب رزق معنوي همانند حج مي کنيم و مي گوييم: اللهم ارزقني حج بيتک الحرام؛ زماني روزي خود را در توفيق اطاعت و دوري از معصيت مي بينيم و از خداوند مي خواهيم که: اللهم ارزقني توفيق الطاعه و بعد المعصيه؛ و يا برترين مرگ را که چهره اي سرخ اما سيرتي سبز از سعادت داد، طلب مي کنيم و مي گوييم: اللهم ارزقني الشهاده في سبيک. (2) از آنجا که رزق افراد روز به روز استمرار مي يابد، آن را «روزي» گويند. «معاش» واژه ديگري است که گاه به صورت مترادف، همراه با رزق و روزي بيان مي شود، اما معناي حقيقي آن «آذوقه» و يا آنچه با آن زندگي مي کنند، است. خداوند متعال در قرآن رويگردانان از ياد خدا را به «زندگي توام با سختي و تلخي» هشدار مي دهد. همان گونه که نيکوکاران سخت کوش را به «زندگاني رضايتمند» نويد مي دهد. نکته اي که فراتر از نگاه هاي ظاهري ما به جلوه هاي زندگاني وجود دارد، توجه به پديد آورنده تمامي نعمت ها و مواهب است که هر يک در چهره رزق در اختيار ما قرار گرفته است و برخي برتر از بقيه هستند مانند خرد و انديشه، استعداد و قابليت هاي وجودي، دانش و بينش و سلامت و سعادت. چنين باور گرانبهايي بنيان نگرش انسان به جهان هستي است که دستاوردهايي چون شناخت خود، احساس وظيفه سنگين در برابر نعمت هاي الهي، بينش يافتن نسبت به فلسفه نعمت ها در دست افراد، مسئوليت انسان در جامعه خويش و پي ريزي فردايي روشن و بهره وري از رزق هاي مادي و معنوي، خواهد داشت. اين نگاه برابر غرور قاروني است که خود را صاحب اختيار تمامي امکانات دانسته و نوعي حريم و برتربيني براي خود قائل بود، بدون آنکه توجهي به تعهد انساني و مسئوليت الهي خويش کند و هر يک از استعدادها و دارايي ها را وديعه اي بيش نداند که آثار هر يک باقي و تمامي آنان فاني خواهد شد. امير مومنان علي (ع) با توجه به اين نگرش روشنگرانه مي فرمايد: «خداوند متعال روزي همه را تضمين کرده و قوت آنان را معين ساخته است ... هر کس زنده باشد، روزيش بر اوست و هر کس بميرد، بازگشتش به سوي اوست ... روزي ها را مقدر و اندازه گيري کرد، گاهي کم و گاهي زياد و به تنگي و وسعت، به طور عادلانه، تقسيم فرمود تا هر که را بخواهد، به وسعت روزي و يا تنگي آن بيازمايد و با آن «شکر» و «صبر» غني و فقير را مورد آزمايش قرار دهد. سپس روزي وسيع را با فقر و بيچارگي درآميخت و تندرستي را با حوادث دردناک توام نمود. دوران شادي و سرور را با غصه و اندوه مقرون ساخت. سرآمد زندگي را آفريد و آن را گاهي طولاني و گاهي کوتاه قرار داد ...» (3)
حکمت و مصلحت در روزي انسان ها
قرآن کريم را که مي گشاييم، حکمت وسعت روزي درباره برخي انسان ها را سپاسگذاري و خرج نعمت هاي الهي در مسير مورد نظر خداوند مي بينيم. کساني که از اوان جواني همواره دانش، دارايي، مقام و موقعيت و تمامي داده هاي خداوند را به جا صرف کرده اند و شکرگذار هر يک بوده اند، از اين رو به پاس لياقت ها و شايستگي ها، نعمت هاي بيشتري بر آنان ريزش کرده و در ابعاد مختلف روزي، گشايش هاي فراواني داشته اند. اين حقيقت گرانبها در آيه اي کوتاه و به ياد ماندني بيان شده است: «لئن شکرتم لازيد نکم» اگر شکرگزار باشيد، نعمت ها و الطاف خود را بر شما بيشتر از پيشتر مي کنم» (سوره ابراهيم، آيه 7.) گروهي ديگر را در جامعه مي يابيم که هميشه دستي پر از نعمت هاي مادي و معنوي دارند و بدون آن که دچار سختي معيشت و رنج زندگي گردند، با آبرويي بسيار و شخصيتي ارجمند، تلاشي شايسته مي کنند و خداوند نيز درهاي رحمت و وسعت روزي را بر آنان گشوده نگاه داشته است. اينان صاحبان تقوا، پرهيزکاري و عبوديت اند، کساني که در عرصه هاي مختلف زندگي ارزش هاي ديني خود را با هوا و هوس ها مبادله نکرده اند و هميشه با قلبي مطمئن، دلي لبريز از عشق الهي و کوششي فراگير، به دنبال درآمدي پاک و شايسته بوده اندو خداوند نيز راههاي غير قابل تصوري برابر ديدگانشان گشوده و درآمدهاي چشمگيري برايشان فراهم ساخته است تا پاداش پرهيزکاري آنها در اين دنيا نيز داده شود. خداوند متعال براي درس آموزي همگان و ترسيم راه روشني از رشد و تعالي مادي و معنوي مي فرمايد: هرگاه مردم روي زمين ايمان آورند و تقوا پيشه کنند، برکات آسمان و زمين را به روي آنان مي گشاييم. (4) دسته ديگري که تقدير خداوند بر آن قرار گرفته تا از نظر امکانات زندگي و رفاه مادي وضع آراسته و کاملي پيدا کنند، کساني هستند که در «امتحان و آزمايش» قرار گرفته اند. اينان شعارهاي بسياري در پايبندي خود به دستورات الهي سر مي دادند و هميشه با انتقاد از ديگران و يا حمله به برخي از افراد، خود را پاک و منزه از دلبستگي هاي مادي و انحرافات اخلاقي نشان مي دادند و در حضور ديگران و يا هنگام مناجات با خداوند درخواست هاي نعمت هاي فراوان و الطاف بسيار کرده تا به خداي خود و بندگان او، پايمردي به اصول اخلاقي و پايداري در حفظ ارزش هاي اسلامي را ثابت کنند اما بسياري از اينان چون لذت شيرين و طعم گواراي ماديات و رفاه را چشيدند، ابتدا به توجيه کارهاي خود پرداخته، سپس با بي اعتنايي به دستورهاي الهي، خود را خوشبخت جلوه داده و چندي بعد با حمله به اساس سخنان پيشوايان و بايدها و نبايدهاي خداوندي، هر يک را با حقوق بشر، دنياي امروز، مردم ديگر کشورها و افراد متمدن ناسازگار معرفي مي کنند. ديري نمي گذرد که وضع ظاهري آنان، همسر و فرزندانشان دگرگون مي شود، اسراف ها و تبذيرها جايگزين انفاق ها و کمک ها به مستضعفان مي شود. خداوند حکمت وسعت روزي خود را براي اينان «فتنه» مي داند و مي فرمايد: همانا دارايي ها و فرزندان شما، مايه امتحان و آزمايش شما خواهد بود. سپس حال برخي از ثروتمندان و صاحبان امکانات و نعمت هاي فراوان مادي و معنوي را، عبرت گيري ديگران و پندپذيري صاحبان خرد و انديشه دانسته تا در پي اين حکمت، چنين افراد خوش سخن و بدعمل نيز که هميشه با مکر و حيله خود ديگران را فريب داده و خود را پاک و مقدس مي نماياندند، دچار «استدراج» يعني خود برتر بيني، تحقير مومنان، نيشخند اولياي الهي و سرانجام «هلاک جاودان» شوند: «بزودي اينان را از جايي که نمي دانند استدراج مي کنيم - و هر روز با افزودن دارايي ها و موقعيت هاي چشمگير دچار امتحان، انحراف و هلاکت اخلاقي اجتماعي مي کنيم، مال و اولاد و عمر طولاني مي دهيم - که کيد من متين و محکم است» (اعراف، آيه 182.)
نمونه اي کامل از اين افراد، «ثعلبه» است که فقير و تهيدست بوده و هر روز در مسجد رسول الله (ص) حاضر مي شد و پشت سر آن حضرت نماز جماعت مي خواند و به سخنان دلنشين و روح افزاي پيامبر گوش مي داد. وي روزي از رسول خدا (ص) تقاضاي دعا براي بهبود وضع مالي خود کرد، اما رسول الله (ص) با جمله اي کوتاه، وي را منصرف کرد که «ثعلبه! صلاح تو نيست وضع مالي و دارايي ات خوب شود، مصلحت نيست.» اما فرداي آن روز و فرداهاي ديگر اصرار وپافشاري ثعلبه استمرار يافت تا آنکه پيامبر بدو فرمود: «ثعلبه باز هم مي گويم مصلحت تو در همين زندگي است که در آن به سر مي بري، درآمدي - هر چند اندک - کسب مي کني و به عبادت خود دل مي سپاري، اين نيز غنيمت است. بيش از اين مخواه و خود را اسير حرص و طمع مکن.» دلدادگي ثعلبه و فريفتگي او به رفاه و لذت زندگي با اصرار بيشتر ادامه يافت، تا آنکه پيامبر (ص) دعا کرد و دو درهم نيز به او داد تا با آن تجارت کند، دو درهم رسول الله در اثر خريد و فروش چهار درهم شد و دو گوسفند ثعلبه، چهار گوسفند. فردا و هفته هاي بعد، رزق بيشتر و درآمد سرشارتر، ثعلبه را دل مشغول و شادمان کرده بود به گونه اي که در اثر خستگي کار، از يک وعده نماز خود پشت سر رسول الله کاست و با اين توجيه که نماز را مي شود خواند اما مشتري از دست مي رود، وقت فضيلت نماز جماعت را از دست داده، به خريد و فروش مشغول مي شد. بارش برکات الهي بر او بيشتر از گذشته مي شد تا آنکه تعداد دام و گله هاي گوسفند وي را مجبور به خارج شدن از مدينه ساخت. در اين هنگام، صبح و ظهر و شب فرصت حضور در جماعت مسلمانان را از دست داد و تنها روزهاي جمعه براي نماز جمعه حاضر مي شد. چندي بعد که مامور زکات از طرف رسول الله به سوي او رفت، ثعلبه به حکم زکات اعتراض نموده، از دادن آن خودداري کرد و پرداخت زکات را همانند باج دادن تلقي کرد! وقتي خبر به رسول خدا (ص) رسيد، چندين بار فرمود واي بر ثعلبه، واي بر ثعلبه. جبرئيل امين آيه اي در مذمت ثعلبه و ثعلبه صفتان نزد رسول الله آورد و ضمن نکوهش دين باوران دوران فقر و دين فروشان هنگام غنا و بهره مندي، سخن خداوند را ابلاغ کرد که: و از آنان کساني اند که با خدا عهد کرده اند که اگر از کرم خويش به ما عطا کند، قطعا صدقه خواهيم داد و از شايستگان خواهيم شد. پس چون از فضل خود به آنان بخشيد، بدان بخل ورزيدند و به حال اعراض روي برتافتند» (توبه، آيه 75 و 76.) خبر نزول آيه که به ثعلبه رسيد، دوان دوان و هراسان خدمت رسول الله آمد و حاضر شد تمام دارايي خويش را بدهد اما آيه درباره او نباشد. رسول خدا (ص) نگاهي به او کرده، فرمود: ثعلبه، دو درهمي را که روز اول به تو دادم، بده ... و از آن لحظه دارايي و ثروت ثعلبه کم و کمتر شد تا آنکه همانند دوران تنگدستي و فقر خود گرديد، اما با تفاوتي از اوج ايمان تا قعر کفر و انحراف. (5)
پس آزمايش و ابتلا، حکمت ديگري در کاستي رزق يا فزوني روزي است، تا ناخالصي ها نمايان و انسان هاي پايدار و راست قامت در عرصه هاي مختلف فقر و غنا مشخص شوند. اين نکته اي است که در قرآن با اين بيان آمده است: تا خدا آنچه در سينه ها پنهان داريد، بيازمايد و آنچه در دلها نهان کرده ايد، آشکار سازد (آل عمران، آيه 154.)
تنگي رزق و مسائل تربيتي
مصلحت و حکمت ديگري که در نوع ديگري از رزاق بودن خداوند که تقدير و سرنوشت الهي نام گرفته است، وجود دارد، تنگي رزق به خاطر صلاحديدهاي مسائل تربيتي است. آنجا که بندگان شايسته خداوند، اراده کاري دارند که خود به صلاح و فساد آن آگاهي کامل ندارند، پروردگار متعال، تقديري بر اساس مصلحت آنان مي کند تا هميشه ياد و نام او زمزمه دل هاي آنان باشد و علاوه بر آنکه باورهاي ناب الهي را حفظ کنند، هيچ گاه در سراشيبي ضلالت و ظلم قرار نگيرند و در پي کم ظرفيتي و دوري از سعه صدر در مسائل رفاهي و مادي، ديگران نيز از سوزش ستم اينان ايمن باشند: هرگاه خداوند روزي را بر بعضي مردم گشاده دارد، راه ظلم و طغيان پيش مي گيرند؛ از اين رو هر چه را بخواهد، نازل مي کند، زيرا به وضع بندگانش باخبر و آگاه است (شوري، آيه 27.) بنابراين همه ما بايد تلاش و توکل، کوشش و شناخت و فعاليت و معرفت داشته باشيم تا هيچ گاه دست از کار و فعاليت نکشيده، تنبلي و سستي و تن پروري خود را با بهانه هاي نابخردانه اي چون متقي بودن، توکل داشتن و ... توجيه نکنيم و از آن سو افراط در کار و فعاليت فراوان نکنيم تا آنکه خود را محور رزق و روزي بدانيم و تمامي درآمد زندگي را محصول تفکر، تدبر و تلاش دانسته، هيچ اراده برتري در وسعت يا کمي بهره هاي مادي ندانيم!
نقش تلاش و پشتکار در کسب روزي
اگر روزي رسان - طبق حکمت و مصلحت بندگان - خداوند است، تلاش و پشتکار ما در اين ميان چه نقشي خواهد داشت؟ پيش از شروع، توجه به اين نکته راهگشاي بسياري از مشکلات فکري و شبهات عقيدتي ما خواهد بود که نظام آفرينش بر پايه علت و معلول و يا سبب و مسبب استوار است و اصول پايدار و جاودان دين ما را به اين سو فرا مي خواند که دستاوردي براي انسان نخواهد بود مگر با زحمت و تلاش او و خداوند سرنوشت قومي را تغيير نمي دهد مگر خود تلاش کنند (نجم، آيه 39 - رعد، آيه 11.) درباره پرسش ذيل اين بخش که رابطه رزاقيت خداوند با تلاش و تدبير ما چيست، نکته قبلي جوابگو خواهد بود. يعني خداوند متعال رزاق است و تمامي موجودات زنده بر سفره لطف و برکت او حضور دارند، اما جهان هستي بر اين پايه استوار است که هر کسي به مقدار تلاش و تکاپوي خود و استفاده از نيروهاي خدادادي همانند عقل، استعداد، فعاليت بدني و ... روزي خود را به دست مي آورد و اين رزق نيز با اراده خداوند و خواست او فراهم مي شود. پس تلاش و تدبير امري لازم و ضروري است ولي سبب تام و علت حتمي به دست آوردن روزي نخواهد بود، بلکه نيازمند شرايط، زمينه ها و عواملي است که خداوند فراهم مي کند. سپس هر يک از ما رزق خويش را کسب مي کنيم. در غير اينصورت موانع فراواني که گاه هيچ يک قابل پيش بيني نيستند، تصميم و اراده ما را دگرگون مي کنند و تمامي تلاش ما هيچ حاصلي در بر نخواهد داشت. همانگونه که تاکنون هر يک از ما در فرصت هاي مختلف تصميم هاي بسياري گرفته ايم، اما پس از چندين گام، باز به جاي اول بازگشته ايم و منصرف شده ايم. چنين باور تابناکي بوده که پيشوايان معصوم عليهم السلام همچون اميرمومنين علي (ع)، امام باقر و امام صادق عليهماالسلام خود، در نخلستان ها و مزارع کار مي کردند و در هواي گرم مدينه رزق و روزي خويش و خانواده را به دست مي آوردند و چون برخي بر اساس باور غلط خود اعتراض مي کردند، مي فرمودند: اگر در اين حال از دنيا برويم، بهترين حالت است، زيرا مشغول اطاعت خداوند متعال بوده ايم، تلاش مي کنيم تا خود و خانواده خود را از مردم بي نياز سازيم و بدين وسيله امامان معصوم عليهم السلام قضاي الهي و رزاقيت خداوند را وابسته به سعي و تدبير افراد بيان کرده و به دنبال روزي رفتن را با مقدر بودن آن متضاد نمي دانسته اند. از اين رو بر پايه اين اعتقاد راستين به تلاش و کوشش توام با تقوا براي کسب روز اهميت شاياني داده شده است به طوري که امام صادق (ع) مي فرمايد: در تحصيل روزي تنبلي نکنيد، زيرا پدران ما در اين راه تلاش کرده و آن را طلب مي کردند ... کسي که براي روزي خانواده خود تلاش کند، همانند مجاهدان راه خداست.(6) افزون بر تشبيه قداست و عظمت تلاش و زحمت براي کسب روزي دستور داده شده است که مسلمانان صبح هر چه زودتر از خانه خارج شوند و به دنبال تلاش براي زندگي بروند ... از جمله افرادي که هرگز دعايش به استجابت نمي رسد، کساني هستند که با تني سالم، گوشه خانه نشسته و براي گشايش روزي دعا مي کنند. (7)
اسباب وسعت روزي
آموزه هاي تربيتي قرآن و دستورهاي معصومان عليهم السلام درباره عوامل وسعت روزي و يا کمي رزق، بيانگر حقايقي ارزشمند است که در پرتو آنها رابطه ما و پروردگارمان و نيز رابطه ما و جامعه اسلامي و رابطه ما با خود و خانواده مان که در جلوه هاي رفتار و گفتار تجلي مي يابد، حساس تر، دقيق تر و انديشه گرايانه تر خواهد بود. با اين معارف ديني، تمامي اعمال خود را با نگاهي دقيق تر و حساب شده تر انجام مي دهيم و با توجه به آثار هر يک در خود، خانواده و جامعه، مسئوليت بيشتري احساس مي کنيم. برخي از اين عوامل عبارتند از:
1- تقوا و پرهيزکاري: قرآن کريم مي فرمايد هر کس از خدا پروا کند، پروردگار براي او راه بيرون شدن از سختي ها را قرار مي دهد و از جايي که حسابش را نمي کنند، به او روزي مي رساند (طلاق، آيه 2 و 3.) رزق بي گمان و يا لطفي که بدون تدبير براي انسان فراهم مي شود، نعمتي است که امام صادق (ع) آن را مخصوص بندگان با ايمان خداوند دانسته و ضمن تفسير آن به مبارک و پرخير بودن، حکمت اين رحمت را ارتباط بيشتر مومنان با خداوند از راه دعا به درگاه او مي داند تا بيشتر از هميشه روزي اي بدون پيش بيني نصيب خود سازد. چنين لطف چشمگير خداوند دين باوران پرهيزکار، گوياي اين سخن است که آفرينش و نعمت هاي الهي براي انسان کامل و افراد خداجو فراهم شده است. اگر ما گوش به فرمان پروردگار باشيم و از پيشوايان معصوم (ع) اطاعت کنيم، ريزش رحمت حق نيز به سوي ما جاري خواهد شد.
2- ياد خداوند و سپاسگزاري از نعمت هاي او: «شکر» عامل بسيار موثر در افزايش نعمت ها و الطاف الهي است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است؛ هرگاه شکر نعمت ها را به جا آوريد و آن را در موارد واقعي صرف کنيد، نعمت را بر شما افزون مي کنم (ابراهيم، آيه 7.) «تکبير» نمادي از ياد خداوند در سراي دل است که رسول خدا اينگونه بر آن تاکيد کرده است: «کسي که رزق او کم شده است، زياد تکبير بگويد تا ياد خداوند باعث گشايش روزي او گردد.» (8)
3- نيکوکاري، خوش اخلاقي و مهرباني: نيکوکاري، خوش اخلاقي و مهرباني و پذيرائي از بندگان صالح خدا با نعمت هاي الهي در دست ماست. اين کار پسنديده رضايت پروردگار را در رسيدگي به صالحان و مومنان فراهم مي کند. از اين رو چون خدا صلاحيت و اهليت براي انسان مي بيند، لطف و رحمت بيشتر خود را نثار وي مي کند. اميرمومنين علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «پاکي نيت و طراوت انديشه، دوري از تنگ نظري در برخوردها، سهل گرفتن در زندگي با ديگران، گشايش چهره و خوش برخورد بودن با برادران مسلمان، گنج هاي رزق آدمي و باعث افزايش روزي انسان ها خواهد بود. (9)
4- انفاق از دارايي و پرداخت حقوق مالي: صدقه فراوان و خرسندي ديگران با کمک هاي مالي، خرسندي خداوند را به دنبال دارد و تاثيري بسيار در جلب روزي به همراه خواهد داشت.
5- بيداري صبحگاهان و وضوي دائم: اذان صبح تا طلوع آفتاب لحظه هايي است که نوعي سبکبالي، طراوت روحي و شادي خاطر براي تمامي روز بيداران را به همراه دارد، به گونه اي که هيچ گونه افسردگي روحي و خمودي فکري در انسان احساس نشده و با نشاطي غير قابل توصيف به کارهاي شايسته مي پردازد. ارزاق بندگان در اين ساعت تقسيم مي شود و خوابيدن کراهت دارد. آنان که توفيق بيداري در اين لحظات را دارند، افزون بر رزق عادي، نوعي افزايش روزي نيز نصيبشان مي شود. وضوي دائم و طهارت هميشگي، راحتي روح و برکات لحظه هاي روز و افزايش روزي را به دنبال دارد. آنان که آرام آرام اين حالت پسنديده را در خود ايجاد کننده و با تمرين به صورت عادت دائمي براي خود درآوردند، نوعي طراوت روحي و قداست باطني حس مي کنند که پس از چندي ترک چنين صفت ارزشمندي براي آنها مشکل خواهد بود.
6- دوري از گناه، ظلم و نافرماني خداوند: به راستي کساني که در زندگي خود با ما صادق، مهربان و مودب هستند، چه جايگاهي نزد ما دارند؟ و آنان که چندين بار تاکنون به ما نزديک شده، از مهرباني و سخاوت ما استفاده کرده و پس ازچندي نه تنها سپاسگزاري نکرده بلکه عليه ما اقدام کرده و عمل آنان آثار زشتي ايجاد کرده است، چه موقعيتي در دل و انديشه ما دارند؟ آيا به اين دسته از افراد باز هم احسان مي کنيم و از امکانات خود در اختيار آنان قرار مي دهيم؟ ويژگي ذاتي اطاعت و استفاده نعمت هاي الهي در مسير حقيقي آن، فزوني تمام داده هاي خداوند و ريزش الطاف چشمگير ديگري را به همراه دارد و عملکرد ذاتي گناه، معصيت و مصرف نعمت هاي خداوند در مسيري نادرست و عليه دستورهاي الهي، تنگي معيشت و کمي رزق و زندگي سخت و دشواري را به همراه خواهد داشت. از اين رو پيشوايان معصوم عليهم السلام فرموده اند: «با گناه افراد، رحمت و روزي خداوند به روي آنان بسته مي شود؛ برکات رزق برطرف مي گردد، گوارايي و شادکامي و راحتي از زندگي زدوده مي شود و مسير گذران عمر با دشواري و سختي روبه رو خواهد شد.» (10)
7- دعا: روزي اميرمومنان علي عليه السلام رو به فرزند خود امام مجتبي عليه السلام کرد و فرمود: «پسرم، همان کسي که گنج هاي آسمانها و زمين را در اختيار دارد، به تو اجازه دعا و درخواست داده و اجابت آن را نيز تضمين کرده است. به تو امر کرده که از او بخواهي تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت کني تا رحمتش را بر تو فرو فرستد ... هرگاه بخواهي با او درد دل مي کني و ناراحتي و مشکلاتت را در برابر او قرار مي دهي، از او در کارهايت استعانت مي جويي و از خزاين رحمتش چيزهايي را مي خواهي که جز او کسي قادر به عطاي آن نيست مانند عمر بيشتر، تندرستي بدن و وسعت روزي. پس خداوند کليدهاي خزاينش را در دست تو قرار داده است. بنابراين هرگاه خواستي مي تواني به وسيله دعا درهاي نعمت خدا را بگشايي و باران رحمت او را فرودآوري.» (11) بر پايه چنين بينشي دستور دعا به هنگام کمي روزي داده شده، تا با استمداد از خداوند، توکل به او و جلب رحمت، درهاي نعمت و برکت الهي را بگشاييم؛ شيوه اي که معصومان عليهم السلام داشتند و همواره با دعاهاي خود مشکلات ديگران را برطرف مي کردند.
سخن آخر
تاملي اندک در گنجينه معارف اين نکته گرانبها را آشکار مي کند که ديدگاه پيشوايان ما، با نگاه ديگران به روزي و معيشت تفاوتي بنيادين دارد، به گونه اي که آنان بدون توجه به نوع رزق از نظر مادي و کميت و کيفيت آن از نظر اجتماعي، روي پنهان اين حقيقت را که آثاري جاودان و ماندگار به همراه دارد، بيان مي کنند.
بي شک مال و فرزندي که هدف انسان در زندگي باشد و همراه آن هيچ گونه آرمان آسماني نباشد، بلايي خواهد بود که جز حرصي جاودان و نکوهشي هميشگي چيزي به دنبال نخواهد داشت.
پي نوشت ها:
1- مفردات راغب اصفهاني، ص 194
2- تفسير نمونه، آيت الله مکارم شيرازي، ج 20، ص 374
3- نهج البلاغه، خ 91، 109 و 185
4- الميزان (ترجمه)، ج 17، ص 436
5- الميزان، ج 9، ص 553 و 554
6- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 12، ص 48
7- تفسير نمونه، آيت الله مکارم شيرازي و جمعي از نويسندگان، ج 11، ص 318
8- کنزل العمال، خ 9325
9- بحارالانوار، ج 77، ص 287
10- همان، ج 5، ص 144 تا 149
11- نهج البلاغه، نامه 31، بخش 64 و 70