حکمت وجوب حجاب زنان

حکمت واجب بودن حجاب سر براي زنان چيست؟ مگر موي سر زن موجب تحريک مرد مي شود؟ چرا در باقي اديان الهي به آن توصيه نشده است؟

درپاسخ به این سوال توجه به نکته های زیرحایز اهمیت است
الف) فلسفه وحکمت حجاب
در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب - براى عموم و به ويژه زنان - از جايگاه مهمى برخوردار است. فلسفه حجاب (پوشش) به طورکلی از جمله پوشاندن موها مى‏تواند ناشى از امور زير باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنيت و آرامش روانى.
يكى از غرايز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غريزه جنسى است كه نيرومندترين و ريشه‏دارترين غريزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنيت روانى انسان‏ها را فراهم كند. در قوانين اسلام، براى استفاده درست از اين غريزه حياتى، مكانيسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است كه «حجاب» و وجود حريم بين زن و مرد، يكى از راهكارهاى مهم آن است. بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعريف نشده و بى‏بندوبار (با آرايش‏هاى گوناگون)، هيجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى‏ناپذير درمى‏آورد. اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تكاليف خاصى معين كرده است. وظيفه مشترك زن و مرد اين است كه چشم خويش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آميز بپرهيزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بيش‏تر - وظيفه خاصى دارند و آن اين كه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايش‏هاى تحريك‏آميز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربايى نپردازند تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان فراهم نشود. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شكل و اندازه‏اى باشد و بايد حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحريك غريزه جنسى است. تحقيقات علمى در فيزيولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك‏هاى چشمى شهوت‏انگيز، حساس‏تر از زنانند و برعكس زنان در مقابل محرك هاى لمسى حساسيت بيش‏ترى دارند. آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پايين‏تر از مردان است...؛ در عوض مردان بينايى بهترى دارند. اين مزيت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته يا اكتسابى نيست؛ بلكه از زمان كودكى آشكار است... .مردان بالغ به محرك‏هاى بينايى شهوانى حساسيت بيش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» كه براى اين ويژگى مردان به كار مى‏رود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محرك‏هاى بينايى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بينايى زياد است؛ يعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثير محركها قرار گيرد و از اين گذشته وسعت زيادى از محيط در آن واحد ديده مى‏شود. از سوى ديگر، چون حس لامسه دامنه و برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديك است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏كند، تأثير محرك‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسيار محدود دارد و از اين نظر فعاليت زنان بسيار كم است؛ به خلاف مردان كه ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى يكنواخت دارد و هيچ عامل طبيعى آن را قطع نمى‏كند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثير محركهاى شهوانى قرار مى‏گيرند و از اين نظر فعال‏ترند.1دكتر محمود بهزاد، تفاوت‏هاى زن و مرد از نظر فيزيولوژى و روانشناسى، مجله نگين، شماره 134، تير 1355، ص 24)
2. حفظ و تحكيم بنيان خانواده‏
بى‏ترديد نهاد خانواده، يكى از مقدس‏ترين نهادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال خود ديده است. نقش خانواده در پروسه ايجاد جامعه سالم، يك نقش بى‏بديل است و در اين ميان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انكار است. در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند نشان مى‏دهد كه با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل كند ياد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏كند؛ اما در محيطى كه «حجاب» حاكم است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مى‏شود، دو همسر تعلق به يكديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص يكديگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و كودكان بى‏سرپرست مى‏مانند.
3. پيش‏گيرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناك‏ترين پيامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و ساير جوامع مشابه، كاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نيست؛ بلكه يكى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جريان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه يكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهديد مى‏كنند.
4. جلوگيرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى‏
يكى از مسائل مطرح پيرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روزبه‏روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمايى افزونتر از او دارد و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسى‏اش وسيله تبليغ كالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند اين‏ها قرار دهد، در چنين جامعه‏اى شخصيت زن تا حد يك عروسك يا يك كالاى بى‏ارزش سقوط مى‏كند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به اين ترتيب، زن، وسيله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سركش برخى مردان آلوده و فريبكار مى‏شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعاليت‏هاى اجتماعى دور نمى‏كند، بلكه زمينه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمين مى‏كند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مى‏بخشد. به نظر مى‏رسد پوشش كامل، آن نوع پوششى است كه هيچ چشم بيگانه‏اى را متوجه خود نكند؛يعنى لباسى كه برجستگى‏هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحريك شهوت مردان را فراهم نكند و خود زن هم با آرايش در جامعه ظاهر نشود و به تعبير رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرايط ديگر، كامل‏ترين پوشش است. بايد اعتراف كرد كه تاكنون بيش‏تر نوشته‏هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف كرده و كم‏تر به پوشش مرد توجه نموده‏اند و اين يك امر عادى و طبيعى است؛ زيرا زن، مظهر جمال و زيبايى و مرد مظهر شيفتگى است؛ ولى پوشش مردان نيز در ابعاد مختلف فرهنگى - اجتماعى، حائز اهميت است. از اين رو اسلام براى ثبات و پايدارى جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسيار نموده است؛ خداوند متعال مى‏فرمايد: «يا بنى آدم قد انزلنا عليكم لباسا يوارى سوءاتكم و ريشا؛ اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستاديم كه اندام (عورت) شما را مى‏پوشاند و مايه زينت شماست(اعراف(7):26 ) خداوند متعال در حق مردان مى‏فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم؛ به مؤمنان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و عفاف (عورت) خود را حفظ كنند( نور(24):30 ) در حق زنان نيز مى‏فرمايد: «و قل للمؤمنات يعضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن؛ و به زنان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان (عورت) خويش را حفظ كنند».(همان،31)
ب) مستند پوشش مو
بدون شك هر اندازه بدن زن پوشيده‏تر باشد نقش نيرومندترى در دورسازى ديگران نظاره‏گر اين مى‏كند. اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان كه در روايات آمده است تيرهاى زهرآلود شيطان بدانيم، پوشش زن همانند قوسى است كه تير از آن كمانه مى‏كند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عكس هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد تيرهاى شيطانى را بيشتر متوجه خود ساخته و از آن آسيب خواهد ديد. ازهمین رووبه دلیل این که زنان مظهرزیبای وجمال الهی هستندباید بدن وازجمله موهای خود رادرمواجه بانامحرم بپو شاند. برخى به نادرستى ادّعا مى‏كنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داريم؛ ولى در هيج جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است!! در پاسخ گفتنى است كه زنان حتّى قبل از نزول آيه حجاب موهاى خود را مى‏پوشاندند و مشكل تنها آشكار بودن گردن، گوش، زير گلو و گردن آنان بود. همان طور كه مفسران بزرگ (مانند شيخ طوسى و طبرسى) فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى كوچك كه آنها را «خِمار» يا «مقنعه» مى‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏كردند و روسرى‏هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با اين روسرى بزرگ - كه جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «ردا» كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البيان، ج 8 - 7، ص 578). نزديك ساختن جلباب «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ»؛ كنايه از پوشيدن سر و روى خود با آن است؛مجمع البيان، ص 580؛ الميزان، ج 16، ص 361. يعنى، چنان نباشد كه چادر يا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشدو همه پيكرشان را نپوشاند و از مصاديق «كاسيات عاريات»زنانى كه ظاهراً پوشيده هستند، ولى در واقع برهنه‏اند، از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت شده است: «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البُخت المائلة ... .»: ميزان الحكمة، ج 2، ص 259. شمرده شوند! قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف و وقار به شمار مى‏آيند. از پايان آيه بر مى‏آيد كه پوشش مطلوب آن است كه خود به خود دورباش ايجاد مى‏كند و هوس‏بازان را نااميد مى‏سازد. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت اين گروه، در فعاليت‏هاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشاركتش در فعاليت‏ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد
ج ) حجاب درسایر ادیان
حجاب زنان، از سنن قديمي تمدن هاي بشري بوده است و در اديان الهي دين به خصوص زرتشت , يهود و مسيحيت مسئله حجاب و رعايت آن مطرح بوده است در بعضي از اديان مثل دين يهود, مسئله حجاب سخت تر از حجابي است كه اسلام مي گويدهر چند امروزه به آن پاي بند نيستند .
بنابر گواهي متون تاريخي، دراكثر قريب به اتفاق ملت ها وآيين هاي جهان، حجاب دربين زنان معمول بوده است؛ هرچند در طول تاريخ، فراز ونشيب هاي زيادي راطي كرده وگاهي با اعمال سليقه حاكمان،تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچگاه بطور كامل ازبين نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوي كه زنانشان داراي پوشش مناسب نبوده ويا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر مي شدند،ياد مي كنند.
دانشمندان، تاريخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاريخ وعصر حجر نسبت مي دهند، كتاب «زن درآينه تاريخ» پس از طرح مفصل علل وعوامل تاريخي حجاب، مي نويسد : باتوجه به علل ذكر شده وبررسي آثارونقوش به دست آمده،پيدايش حجاب به دوران پيش ازمذاهب مربوط مي شود، وبه اين دلايل، عقيده عده اي كه مي گويند «مذهب» موجد حجاب مي باشد، صحت ندارد، ولي بايد پذيرفت كه دردگرگوني و تكميل آن بسيار موثر بوده است .1
1- پوشش زن دريونان وروم باستان:
دايره المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مي گويد: زنان يوناني در دوره هاي گذشته، صورت واندامشان را تا روي پا مي پوشاندند. اين پوشش كه شفاف وبسيار زيبا بود، درجزاير كورس وامرجوس وديگر جزاير ساخته مي شد. زنان فنيقي نيز داراي پوششي قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلاي كلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيزبه چشم مي خورد، حتي «بنيلوب» ( همسر پادشاه «عوليس» فرمانرواي ايتاك ) نيز با حجاب بوده است . زنان شهر «ثيب» داراي حجاب خاصي بوده اند، بدين صورت كه حتي صورتشان رانيزبا پارچه مي پوشاندند. اين پارچه داراي دو منفذ بود كه جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولي بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان مي پوشاندند. نقش هايي كه برجاي مانده، حكايت مي كند كه زنان سررا مي پوشانده، ولي صورت هايشان بازبوده است، ووقتي به بازارمي رفتند ، برآنان واجب بوده است كه صورت هايشان را بپوشانند، خواه باكره و خواه داراي همسر باشند. حجاب در بين زنان سيبري وساكنان آسياي صغير وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نيزوجود داشته است. زنان روماني ازحجاب شديدتري برخوردار بوده اند، به طوري كه وقتي ازخانه خارج مي شدند، با چادري بلند تمام بدن را تا روي پاها مي پوشاندند وچيزي ازبرآمدگي هاي بدن مشخص نمي شد. 2
يكي از تاريخ نويسان غربي نيزشواهد زيادي دال بروجود حجاب دربين زنان يونان وروم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» كه يكي ازخدايان يونان باستان است، مي گويد : «آرتميس»، الهه عفت است و عالي ترين نمونه ( والگو براي) دختران جوان به شمار مي آيد. داراي بدني نيرومند و ورزيده وچابك وبه زيور عفت وتقوا آراسته است. 3
همچنين درباره مردم يكي ازقبائلي كه نهصد سال قبل ازميلاد زندگي مي كرده اند، آمده است: «بالاتر ازارميان ودركنار درياي سياه، «سكاها» بيابانگردي مي كردند. آنها مردم وحشي و درشت اندام قبائل جنگي نيمه مغول و نيمه اروپايي بسيار نيرومندي بودند كه در ارابه به سرمي بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه مي داشتند.4
اين مورخ درجاي ديگر مي گويد: «زنان فقط درصورتي مي توانند خويشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند كه كاملا درحجاب باشند.5
همچنين ازقول يكي ازفلاسفه يونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل مي كند : نام يك زن پاك دامن را نيز چون شخص او بايد درخانه پنهان داشت. 6
2- پوشش زن درايران باستان:
درمورد پوشش زنان ايران باستان،مطالب زيادي درتاريخ وجود دارد . ويل دورانت درباره پوشش زنان ايران باستان واين كه حجاب بسيار سختي دربين آنان رايج بوده است، مي گويد : «زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز درتخت روان روپوش دارازخانه بيرون بيايند. هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش ( اختلاط) كنند. زنان شوهردارحق نداشتند هيچ مردي را،ولو پدر يا برادرشان باشد، ببينند . در نقش هايي كه درايران باستان برجاي مانده، هيچ صورت زن ديده نمي شود ونامي از ايشان به نظر نمي رسد. 7
ازدايراه المعارف لاروس نيزبه دست مي آيد كه حجاب دربين مادها وپارس ها وجود داشته است. 8 همچنين درتفسير اثني عشري 9 آمده است : «تاريخ نشان مي دهد كه حجاب در فرس قديم وجود داشته است.» دركيش «مازديسني» نامه شت مهاباد،آيه 90 گويد : زن خواهيد و جفت گيريد وهم خوابه ديگري را نبينيد و براو منگريد و با او مياميزيد.»
نصوصي كه بيانگر حجاب زنان ايران باستان است، نشان مي دهد كه زنان دردوره هاي مختلفي چون دوره مادها، پارسي ها ( هخامنشيان )، اشكانيان و سامانيان داراي حجاب وپوشش بوده اند، كه به چند نمونه آن اشاره مي شود :
دوره مادها:
دركتاب «پوشاك باستاني ايرانيان» آمده : «اصلي كه بايد درنظر داشت، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي ماقبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شكل ( باكمي تفاوت ) با پوشاك مردان يكسان است. 10
وي درادامه براي توضيح نقوش برجاي مانده مي نويسد : «مرد وزن به واسطه اختلافي كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تميز داده مي شوند . به نظر مي رسد كه زنان پوششي نيز روي سرخود گذارده اند واز زير آن گيسوهاي بلندشان نمايان است.» 11
دوره پارسي ها ( هخامنشيان ):
پارسي ها به وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته وسلسله هخامنشي را تاسيس كردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است : «ازروي برخي نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومي برمي خوريم كه پوششي جالب دارند. پيراهن آنان پوششي ساده وبلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است . به زنان ديگر آن دوره نيز برمي خوريم كه ازپهلو به اسب سوارند . اينان چادري مستطيل برروي همه لباس خود افكنده ودرزير آن، يك پيراهن بادامن بلند ودرزير آن نيز،پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است.» 12
دوره اشكانيان:
دراين دوره نيز هماهنند گذشته، حجاب زنان ايراني كامل بوده است . دراين باره چنين مي خوانيم : «لباس زنان اشكاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است . پيراهن ديگري داشته اند كه روي اولي مي پوشيدند وقد اين يكي نسبت به اولي كوتاه و ضمنا يقه باز بوده است . روي اين دو پيراهن چادري سرمي كردند .» 13
درجاي ديگر آمده است : «چادر زنان اشكاني به رنگ هاي شاد و ارغواني ويا سفيد بوده است. گوشه چادر درزير يك تخته فلزي بيضي منقوش يا دكمه كه به وسيله زنجيري به گردن افكنده شده، بند است . اين چادر به نحوي روي سر مي افتاده كه عمامه ( نوعي كلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها مي پوشانيده است .»14
دركتاب «پارتيان» نيزآمده است : «زنان عهد اشكاني قبايي تا زانو برتن مي كردند، با شنلي كه برافكنده مي شد ونيز نقابي داشتند كه معمولا به پس سرمي آويختند.»
دوره ساسانيان:
در اين دوره اردشير پسر، بابك با استفاده از ضعف اشكانيان، سلسله ساسانيان را بنيان نهاد ودين زرتشت را دين رسمي كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده هاي ويران را بازسازي نمود . زنان دراين دوره كه احكام ديني زرتشتيان دركشور اعمال مي شده است، همچنان داراي حجاب كامل بودند . درمورد پوشاك زنان چنين آمده است : «چادر كه از دوره هاي پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است، دراين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است .» 15
حجاب زنان در اين دوره چنان اهميتي داشت كه «حتي لباس هنرپيشگان زن، مانند لباس هاي بلند ساير بانوان، تا پشت پاكشيده شده است .» 16
براي اثبات توجه زنان دراين دوره به حجاب، كافي است اين نقل تاريخي را ازمنابع اسلامي مرور كنيم : هنگامي كه سه تن از دختران كسري، پادشاه ساساني، را با ثروت فراواني ازاموال، براي عمر آوردند، شاهزادگان ايراني رادربرابر عمر درحالي كه با پوشش ونقاب، خود را پوشانده بودند، ايستاندند، خليفه دستورداد، با آوازي بلند برآنان فرياد كشند كه : پوشش ازچهره برگيريد تا مسلمانان آنها را ببينند وخريداران پول بيشتري به پاي آنها بريزند . دوشيزگان ايراني ازبرهنه كردن صورت خودداري كردند و مشت برسينه نماينده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خليفه خشمناك شد و خواست با تازيانه آنان رابيازارد، درحاليكه شاهزادگان ايراني مي گريستند . حضرت علي ( عليه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا كن؛ ازپيغمير خدا صلي الله عليه وآله شنيدم كه مي فرمود : «بزرگ و شريف هرقومي را كه خوار وفقير شده، گرامي بداريد» عمر پس ازشنيدن فرمايش حضرت علي ( عليه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه كرد : «با دختران ملوك نبايد معامله دختران بازاري ( كنيزان ) كرد .»17
3- پوشش زن در اديان بزرگ الهي
حجاب در شريعت حضرت ابراهيم ( عليه السلام ):
درآئين مقدس حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) مساله پوشش زنان، حائز اهميت بوده است . دركتاب تورات چنين مي خوانيم : «رفقه»چشمان خود را بلند كرده واسحاق را ديد واز شتر خود فرود آمد، زيرا ازخادم پرسيد : اين مرد كيست كه درصحرا به استقبال ما مي آيد ؟ خادم گفت : آقاي من است . پس برقع خود را گرفته، خود را پوشانيد .» 18
ازاين بيان روشن مي شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شريعت حضرت ابراهيم ( عليه السلام وجود داشته است؛ زيرا «رفقه» در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود، ازشتر پياده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نيفتد .
حجاب در آيين يهود:
دراصول اخلاقي «تلمود» كه يكي از كتاب هاي مهم ديني و درحقيقت فقه مدون و آيين نامه زندگي يهوديان است، آمده : «اگرزني به نقض قانون يهود مي پرداخت، چنانچه مثلا بي آنكه چيزي برسر داشت به ميان مردم مي رفت ويا در شارع عام نخ مي رشت يا با هرسنخي ازمردان درد دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون درخانه اش تكلم مي نمود، همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه اوراطلاق دهد .» 19
حجاب در آيين مسحيت:
در كتاب انجيل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتيان تصريح مي كند :
«اما مي خواهم شما بدانيد كه سرهرمرد، مسيح است و سرزن، مرد وسر مسيح، خدا. هرمردي كه سرپوشيده دعا يا نبوت كند سر خود رارسوا مي نمايد . اما هرزني كه سربرهنه دعا كند، سرخود را رسوا مي سازد؛ زيرا اين چنان است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن نمي پوشد، موي را نيز ببرد واگر زن را موي بريدن يا تراشيدن قبيح است، بايد بپوشد؛ زيرا كه مرد اززن نيست، بلكه زن ازمرد است و نيز مرد اززن نيست، بلكه زن ازمرد است ونيز مرد به جهت زن آفريده نشده، بلكه زن براي مرد . ازاين جهت زن مي بايد عزتي برسرداشته باشد، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن نا پوشيده نزد خدا دعا كند.» 20 پس در جايي كه براي دعا بايد سرزن پوشيده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.
ونيز درانجيل، دررساله پولس، به تيمو تاوس مي گويد : «وهمچنين زنان خود را بيارايند به لباس حيا وپرهيز، نه به زلف ها وطلا و مرواريد ورخت گران بها، بلكه چنان كه زناني را مي شايد كه دعواي دينداري مي كنند به اعمال صالحه .» 21
---------------------
پي نوشت ها:
1- علي اكبر علويقي، زن در آيينه تاريخ؛ اگر منظور نويسنده اين است كه حجاب يك امر فطري است وبراثر يك رسم اكتسابي به وجود نيامده، ما هم قبول داريم، ولي نمي توان پذيرفت دين موجد حجاب نبوده است؛ زيرا اولا دوران پيش ازمذاهب، پيش فرض باطلي است .چون بنا برآموزه هاي ديني، اولين انسان خود پيامبر وداراي مذهب بوده است، ثانيا اگرحجاب را جزئي ازتعليمات مذهب بدانيم، به فطري بودن آن نقصي وارد نكرده ايم، زيرا تعاليم دين با فطرت انسان هماهنگي كامل دارد، چنانچه آيه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.
2-به نقل ازدايره المعارف القرن العشرين، 1923
3- ويل دورانت، تاريخ تمدن، ص 520
4- همان، ص 336
5-همان، ص 340
6-همان
7-همان، ص 434
8- به نقل ازدايره المعارف القرن العشرين، 1923
9- تفسير اثني عشري، ج 10، ص 490
10-ضياء پور، پوشاك باستاني ايرانيان، ص 51
11-همان، ص 54
12-همان، ص 56
13-ليل ضياء پور، پوشاك زنان ايراني، ص 194
14- همان، ص 197
15-همان، ص 114
16-علي سامي، تمدن ساساني، ج 1، ص 186
17-السيره الحلبيه، ج 2، ص 234
18- سفرپيدايش، باب 24،آيه 64 و 65
19- ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 4 ص 461 .
20- باب 11،آيه 3 تا 14
21- باب دوم، آيه 9 تا 11.
برگرفته از «www.heyatblog.ir/archives/000031.php»
براي آگاهي بيشتر ر.ك :
1-محمد محمدي آشناني , حجاب در اديان الهي.
2- استاد شهيد مطهري , مسائله حجاب.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
لطفا کد تصویری زیر را وارد نمایید (استفاده از این کد برای جلوگیری از ورود اسپم ها می باشد)
6 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .