عبادت و بندگي

medium_ بندگي.jpgبه گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، کتاب «اخلاق بندگی» دارای دو فصل «عبودیت» و «اصول معاملات» و گفتارهایی نظیر «عبودیت و ربوبیت»، «تفسیر عبودیت»، «تفسیر حروف عبد»، «اصول معامله با خدا»، «اصول معامله با نفس»، «اصول معامله با خلق» و «اصول معامله با دنیا» است.

در بخشی از این کتاب درباره «جلوگیری از هوا و هوس» می‌خوانیم: علت و سبب عبودیت چیست؟ نفس را از میل و هوا بازداری و آن چه که نفست از آن بیزار است بر او تحمیل کنی. علت عبودیت، مخالفت با هوای نفس است. مخالفت با هوای نفس و دوری از آن، موافقت با حق و نزدیکی به او است. هوا، میل است و میل همان تعلق و وابستگی نفس به اشیاء و اشیاء به نفس و شرح عبودیت، قطع تعلق و مالکیت و وابستگی است.

حضرت در سلوک معرفتی، شناخت روح را طریق شناخت حق می‌داند _ که خود بحث مفصل دارد_ اما در سلوک عملی، حق و نفس را دو نقطه متنافر قرار داده است، پشت کردن به یکی، اقبال به دیگری است؛ راه مؤافقت حق، رضای حق، رسیدن به حق، اطاعت او، یاد او، قرب او و انس او، مخالفت نفس، دشمنی با نفس، ترک نفس، نافرمانی آن، فراموشی آن، دوری از آن و وحشت از آن است.

این، معنای بذل الکل است. سوال کننده در پایان سوالات خود چون می‌داند ناچار است در این سلوک با خود حرکت کند و با حول و قوه‌اش کار کند از انتهای این طریق سوال می‌کند. حضرت می‌فرماید برای مخالفت با نفس باید به حق تکیه زد و استعانت خواست؛ به همراه او با نفس مخالفت کن «لا جبر و لا تفویض بل امر بین امرین».

با آن چه نفس اماره میل به او دارد مخالفت کردن و آن چه که از او بیزار است بر او تحمیل کردن، سبب عبودیت خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «الجنه حفت بالمکاره و ان النار حفت بالشهوات». بهشت که تجلی عبودیت است پوشیده از سختی‌ها است؛ یعنی برای سلوک به سمت بهشت باید از سختی‌ها گذشت و این سختی، صبر بر مخالفت هوای نفس است.

حضرت امیر (ع) در توضیح این کلام فرمود: هیچ طاعتی نیست مگر آن که با سختی همراه است و هیچ معصیتی نیست مگر آن که با لذت و شهوات توأم است.

در گفتار چهارم کتاب «اخلاق بندگی» درباره «رضایت به کم» آمده است: در برخورد با دنیا نیز سالک راه حقیقت باید اصولی را رعایت کند. در این قسمت نیز حضرت، هفت اصل مهم را تذکر فرموده‌اند. اولین اصل، آن است که انسان در برخورد با دنیا به اشیاء و وسایل به ظاهر پست و پایین رضایت داشته باشد.

از ابزار و آلات زندگی، به دنبال اشیاء زیباتر، جدیدتر، پرزرق و برق‌تر نباشد. حکایت انسان در این عالم، حکایت کسی است که از راهرویی می‌گذرد که در آن تابلوهای رنگارنگ قرار داده‌اند، مقصد او باغی است که در انتهای راهرو است.

اگر کسی به جای مقصد به تابلوهای درون راهرو مشغول شد از مقصد خود باز می‌ماند. انسان عاقل، تنها در حد ضرورت از وسایل راهرو استفاده می‌کند و بیش از آن را مایه تأخیر و غفلت خود از انتهای کار می‌داند. قلب انسان برای توجه به حق باید فراغ داشته باشد.

اگر در دل انسان همواره توجه به کسب وسایل و اشیاء بالاتر وجود داشته باشد او را از مسیر حق باز می‌دارد. این بدان معنا نیست که از پیشرفت‌های معقول علم محروم بماند. «رضای به دون» یک مسأله اخلاقی و تربیتی است.

در نفس انسان سالک نباید چنین حالتی وجود داشته باشد که مانند بسیاری از افراد، بخشی از اشتغال فکری او به تعویض لباس، خانه، اتومبیل، کیف، خودکار و غیره و کسب نوع بالاتر و بهتر اختصاص یابد. تنوع طلبی، خلاف اصول سلوک است.

کسی که می‌تواند نیاز خود را با وسیله‌ای به ظاهر ساده و پایین رفع کند توجه به بیشتر از آن، او را از امور دیگر محروم می‌کند. اگر پزشکی برای درمان بهتر و سریع‌تر بیماران، به دنبال وسایل بهتر و بالاتر باشد، اشکالی ندارد، چراکه غرضی مشروح و عقلانی در پس آن است و در واقع به دنبال دنیا نیست.

اما اگر چنین شخصی برای ارضای شهوت خود دائماً به دنبال تغییر وضع اتاق و محل کار و زندگی خود باشد به بیراهه می‌رود. پس عبد سالک، خود را به اموری که برای او نه تنها سودی ندارد بلکه از انواع موانع و حجب مسیر به حساب می‌آیند، مشغول نمی‌کند.

عدم رضایت به آنچه که نیاز را رفع می‌کند اما به ظاهر ساده و پست است اثر سوء دیگری بر نفس دارد و آن کفران نعمت است. تنوع طلبی، خلاف رسم شکر است. کفر یک نعمت، انسان را از مزایای سایر نعمات نیز محروم می‌کند. پس سالم باید در زندگی خود، ساده باشد و هم خود را مصروف به امر دیگری کند، زیرا یا باید به دنیا توجه کند و یا به او «ما جعل‌الله لرجل من قلبین فی جوفه».

انتشارات «خرسندی» کتاب «اخلاق بندگی» را در 152 صفحه و با قیمت 5000 تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.