تهجد و شب زنده داري

سوال بسيار خوبي مطرح كرده ايد كه البته پاسخ به آن نيز امري سهل و ممتنع است. اسرار فراواني در شبها و سحرگاهان است كه بخشي از آن در آيات و روايات و سپس در ادبيات عرفاني ما نمايان شده است.
ما در اينجا به نقل چند روايت از اهل بين عصمت و طهارت عليهم السلام و توضيح آنها اكتفا مي‌كنيم. شما مي‌توانيد آياتي را كه واژه الليل در آنها آمده است در قرآن و تفاسير بررسي كنيد و بخشي از اين نكات نغز را بيابيد.
امام صادق عليه السلام فرمودند : خداوند به موسي عليه السلام وحي فرمود: آن كس كه گمان برد مرا دوست دارد اما چون شب فرا رسد چشم از عبادت من فرو بندد، دروغ مي گويد. مگر نه اين است كه هر دلداده اي دوست دارد با دلدار خود خلوت كند؟! هان! اي پسر عمران، چون شب شود من متوجه دوستداران خود شوم وديده دلشان را بگشايم وكيفرم را در برابر چشمانشان مجسم كنم و با من گفتگو كنند چنان كه گويي مرا مي بينند ودر حضور خودم با من سخن مي گويند.(ميزان الحكمه ج2 ص 442)
شب هنگام وقتي همه به خواب رفته اند، آنان كه عاشق معبود خود هستند برمي‌خيزند و با او به راز و نياز مي‌پردازند. شب تاريك است اما پرهيزگاران نورانيت خود را از دل آن كسب مي‌كنند و نور حضرت حق در آنها تجلي مي‌كند. در واقع آنها كه با حضرت حق سر و سرّي دارند، سحرگاهان به ملاقات او مي‌روند. امام علي عليه السلام مي‌فرمايند : شب زنده داري ، شعار پرهيزگاران وخوي مشتاقان است .(همان ج5 ص426)
امام باقر عليه السلام به سليمان بن خالد فرمود : اگر بخواهي تو را با دروازه هاي خوبي آشنا مي كنم . [سليمان مي گويد : ]عرض كردم : آري، فدايت شوم . فرمود : روزه سپري در برابر آتش است وصدقه گناه را مي برد، وبرخاستن در دل شب براي ذكر وياد خدا.(همان ج3 ص 570)
آنقدر خير وبركت در بيداري شب براي ذكر و ياد خدا، تلاوت قرآن و نماز شب ذكر شده است و بزرگان از اولياي خدا به آن توصيه كرده‌اند كه جاي شك و شبهه باقي نمي‌گذارد كه اين سيره معصومين عليهم السلام از مهم ترين خصوصيات اولياي خدا است. در لسان روايات از شب بيداري به «سهر» ياد مي‌شود.
در احوالات پيامبر صلي الله عليه و آله آمده است كه آن حضرت پس از نيمه شب از خواب برخاستند و به مناجات و راز و نياز و انجام بخشي از نماز شب مي پرداختند. سپس مجددا دقايقي به استراحت مي پرداختند و دوباره از خواب برخاستند و به راز و نياز و انجام بخش ديگري از نماز شب مي پرداختند، و به همين ترتيب چند بار تا اذان صبح ، پس از استراحت هايي كوتاه ، بر مي خاستند و به عبادت مي پرداختند. اين در حالي است كه آن حضرت حتي در حال خواب نيز خدا را فراموش نمي كردند.
در صحيفه ادريس آمده است: خوشا آنان كه از روي عشق مرا پرستيدند ومرا معبود وپروردگار خود گرفتند، به خاطر من شبها نخوابيدند وروزها كوشيدند واين نه از روي ترسي بود ونه از بهر اميدي، نه از هراس دوزخي بود ونه به طمع بهشتي، بلكه به سبب محبّت راستين واراده بي شائبه وبريدن از همه چيز ودل بستن به من بود.(همان ج2 ص 435)

اهمين شب خيزي از نظر عقلي و آيات و روايات.
بعد اول، اهميت سحرگاهان و مناجات در آن از نظر عقلي است. گذشته از فوايدي كه خواب اول شب و بيداري آخر شب و گاه سحر داشته و اين فوايد توسط دنياي علم اثبات شده و در كتاب ها و سايت ها موجود است بايد گفت در تعاليم اسلامي به دو گروه عبادت برميخوريم؛ قسمتي از آن عبادات واجبي است كه برعهده بندگان بوده و حداقل ابراز بندگي به انجام آن مي‌باشد. و در حقيقت عدم انجام آن اعلام عصيان به پروردگار از طرف بندگان مي‌باشد البته اگر از روي عمد و آگاهي باشد. اما قسمتي از عبادات تحت عنوان مستحبات مطرح است. انجام مستحبات واجب نيست و انجام آن ابراز محبت و عشق به پروردگار است. تصور كنيد رابطه بين يك كارفرما و كارگر را. اگر كارفرمايي به كارگري، تميز كردن خانه اي را امر كند؛ زماني آن كارگر تنها به تميز كردن خانه اكتفا كرده و مزد خود را نيز دريافت مي‌كند اما زماني كارگر علاوه بر تميز كردن خانه، تزيينات خاصي كه اضافه بر كار اوست را نيز انجام مي‌دهد؛ اگر شما به قضاوت بنشينيد قطعا به آن كارفرما حق مي‌دهيد كه مزد بيشتري به آن كارگر دوم داده و او را مورد توجه خاص خويش قرار دهد. حال چنين رابطه‌اي را بين پروردگار و انسان ها در نظر بگيريد كه خود در قرآن كريم فرموده: ( ما جن و انس را جز براي عبادت خلق نكرديم) حال اگر انساني تنها به عبادات واجب خود اكتفا كند به طور قطع وظيفه خود را انجام داده و ماجور خواهد بود اما اگر به عبادات مستحب البته با رعايت شرط ترتب و اينكه ابتدا بايد واجبات خود را انجام داده باشد، نيز روي آورد قطعا مورد توجه خاص پروردگار بوده و عنايات ويژه اي به او خواهد شد. حال فرض كنيد كه انجام چنين مستحبي را در شرايطي انجام دهد كه بايد از راحتي و خوشي خود نيز زده و به مناجات با پروردگار خويش بپردازد. كه مناجات سحرگاهان از اين باب است. مناجات در زماني كه بيشتر بندگان خدا در استراحت به سر مي‌برند اما بندگاني نيز هستند كه از شوق وصال محبوب دست از خواب و خوراك برداشته و به دوست مي‌پردازند.
و اما از نظر آيات و روايات اسلامي، آيات زيادي در زمينه انجام عبادات سحرگاهان به خصوص استغفار و نماز شب در قرآن كريم موجود مي‌باشد كه پرداختن قرآن كريم به چنين موضوعي حاكي از اهميت چنين عباداتي مي‌باشد. در اينجا به نمونه اي از اين آيات الهي و برخي از روايات ذيل آن اشاره مي‌كنيم.
ـ «يا ايها المزمل، قم اليل الا قليلا، نصفه او انقص منه قليلا، او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا» (اي جامه به خود پيچيده، شب را جز اندكي بپاخيز، نيمي از شب را يا كمي از آن كم كن، يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان.)[ سوره مزمل، آيات 1 و 2]
‌ـ «ان ناشئة الليل هي اشد وطأ و اقوم قيلا» (به يقين نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و گفتاري ماندگارتر است.)[ سوره مزمل، آيه 6] مرحوم طبرسي مي‌گويد: مقصود از «ناشئة الليل» ساعات شبانه است كه پي‌در‌پي پديد مي‌آيند. از امام باقر(عليه‌السلام) و امام صادق(عليه‌السلام) نقل است كه مقصود از اين آيه، سحري خيزي براي نماز شب است.[ وسائل الشيعه: ج 5، باب 39 از ابواب بقية الصلوات المندرية و ميزان الحكمة: ج 5، باب 2311، ص 417، حديث 10447] و نماز شب «اشد وطأ» بسيار عمل سنگين و پرمشقت است؛ زيرا شب، زمان استراحت است و عمل عبادي در آن زحمت دارد. سپس مي‌گويد: برخي نيز «وطأ» را «وطاءا» به كسر واو و با مد خوانده‌اند. بنابراين قرائت: «اشد وطاءا» يعني بين گوش و چشم آن فرد، موافقت است و دل و زبان و گوش نمازگزار براي فهميدن و انديشيدن هماهنگ است؛ زيرا قلب انسان در دل شب به چيزي از امور دنيا، اشتغال ندارد و نماز شب، سخن استواري است. از امام صادق(عليه‌السلام) ذيل اين ايه نيز روايت است كه مقصود سحرخيزي كسي است كه جز الله تعالي را نمي‌خواهد.[ مجمع البيان: ج 10، ص 378] پس عبادتي در دل شب پابرجاتر و پايدارتر است كه هدف از آن خود الله جل و علا باشد. حضرت آيت الله جوادي آملي در اين باره مي‌گويد: «معناي آيه شريفه (ان ناشئة الليل...) اين است كه تو در روز كارهاي فراواني داري، ولي شب هنگام، مزاحمي نداري و كسب پايگاه محكم و سخن مستحكم تنها در سحر ميسر است‌».[ مراحل اخلاق در قرآن: فصل هفتم]
ـ «و من الليل فتَهَجَّد به نافلة لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا» (و پاسي از شب را براي برپايي نافله شب (افزون بر ديگر واجبات، از خواب) برخيز؛ اميد است كه پروردگارت تو را به مقام محمود رساند).[ سوره اسراء، آيه 79] واژه تهجد هم‌خانواده هجود است. هجود به معني خواب است و تهجد (از باب تفعل) بنابر نظر بسياري از اهل لغت به معناي بيداري پس از خواب[تفسير الميزان: ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، ج 13، ص 241] براي عبادت و اقامه نماز است. كلمه «نافله» نيز از ماده «نفل» به معناي زيادي مي‌باشد. پس متهجد كسي است كه از خواب شبانه براي بپاداشتن نماز شب كه افزون بر نمازهاي واجب است برخيزد. همه مفسران بر اين باورند كه اين آيه درباره پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) است. اي محمد براي برپايي نماز شب كه زيادي بر واجبات بر تو واجب است پاسي از شب را بيدار باش.[همان] از امام صادق(عليه‌السلام) نيز روايت است كه نماز شب بر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) واجب بود.[ تهذيب: ج 2، ص 242، ط نجف، ح 959]
ـ «كانوا قليلا من الليل ما يهجعون و بالاسحار هم يستغفرون» (و آنان (پرهيزكاران) كمي از شب را به خواب مي‌روند و سحرگاهان آمرزش مي‌طلبند.) [ذاريات، آيه 18]لازمه استغفار سحري، بيداري در پايان شب است و سنت مطهر از آن به نماز شب و استغفار در قنوت نماز وتر تفسير مي‌كند.[ عدة الداعي و نجاح الساعي: احمد بن فهداالحلي، صححه و علق احمد الموحدي القمي، ص 251] در برخي از روايت‌هاي ديني آمده است كه مقصود از استغفاركنندگان در دو آيه ياد شده، همان نمازگزاران گاه سحراند.[ المصلين وقت السحر.» ميزان الحكمة: ج 7، باب 3084، ص 249، ح 14806 و مجمع البيان: ط تهران، 1373، ج 2] از اهل بيت(عليهم‌السلام) روايت است كه: آگاه باشيد، درودهاي خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحري است.[ عدة الداعي و نجاح الساعي: پيشين، ص 251] رسول خدا مي‌فرمايد: همانا خداي تعالي صداي كساني را كه سحرگاهان استغفار مي‌كنند دوست مي‌دارد.[ ميزان الحكمة: حديث 14810] از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نقل است كه: سه گروه از (وسوسه‌هاي) ابليس و لشكريانش، پاك (و در امان)اند: 1ـ آنان كه خداوند را ياد مي‌كنند؛ 2ـ كساني كه از بيم (عذاب) خدا، گريه دارند؛ 3ـ گروهي كه سحرگاهان استغفار مي‌كنند.[ همان: حديث 14812] امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هرگاه بنده (در روز) گناهي انجام دهد تا شب او را مهلت دهند، پس اگر استغفار كند بر او ننويسند.[ همان: حديث 14818]
-«تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (پهلوهايشان، دل شب از بستر خواب دور مي‌شود و با بيم و اميد پروردگارشان را مي‌خوانند و از آنچه به آن داده‌ايم انفاق مي‌كنند. و هيچ كس نمي‌داند چه پاداش‌هاي مهمي كه مايه روشني چشم‌هاست براي آن‌ها نهفته شده، اين پاداش كارهايي است كه انجام مي‌دادند.) ‍[سوره سجده، آيات 16 و 17] از امام باقر(عليه‌السلام) و امام صادق(عليه‌السلام) روايت است كه مقصود از تهي‌كنندگان پهلو در آيه ياد شده، همان كساني‌اند كه براي خواندن نماز شب از رختخواب خود برمي‌خيزند. [مجمع البيان: پيشين، ج 8، ص 331]
ـ« أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَ قَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ» (يا كسي كه در ساعات شبانه به عبادت مي‌پردازد و در حال سجده و قيام از عذاب خداوند مي‌ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است (با ديگران يكسانند)؟[ سوره زمر، آيه 9] از امام باقر(عليه‌السلام) روايت است كه مقصود از اين آيه، نماز شب است.[ وسائل الشيعه: ج 3، باب 17، از ابواب اعداد فرائض و نوافلها، حديث 7]
ـ «فاصبر علي ما يقولون و سبح بحمد ربك... من آناء الليل ... لعلك ترضي» (پس در برابر آنچه مي‌گويند صبر كن،... و برخي از ساعا شب (پروردگارت) را تسبيح گو، باشد كه (از الطاف الهي) خشنود شوي.)[ سوره طه، آيه 13]
ـ «و سبح بحمد ربك حين تقوم» (و چون از خواب برمي‌خيزي پروردگارت را تسبيح و حمد گو.)[ سوره طور، آيه 48] برخي از مفسران، تسبيح و حمد در اين آيه را همان نماز شب دانسته‌اند.[ تفسير قمي: ج 2، ص 333]
‌ـ «و من الليل فسبحه و ادبار السجود» (پاسي از شب و پس از سجده‌ها او (پروردگارت) را تسبيح گو.) [سوره ق، آيه 40] از امام صادق(عليه‌السلام) روايت است كه مقصود از اين آيه، نماز وتر است كه در آخر شب قرار دارد.[ مجمع اليبان: ج 9، ص 150]
ـ «و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا» (پاسي از شب را بر او سجده كن و مقداري طولاني از شب او را تسبيح گو)[ سوره دهر، آيه 26] امام رضا (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: تبسيح در اين آيه همان نماز شب است.[ مجمع اليبان: ج 10، ص 413 و ميزان الحكمة: ج 5، باب 2311، ص 417، حديث 10449]
ـ «و عباد الرحمن ... والذين يبيتون لربهم سجدا و قياما» (و بندگان خداي مهربان... كساني‌اند كه شب هنگام براي پروردگارشان سجده و قيام مي‌كنند.)[ سوره فرقان: آيات 63 و 64] سجده و قيام در شب از ويژگي‌هاي عباد الرحمن است و مقصود از بيتوته و سجده و قيام شبانه همان نماز شب است و اين ويژگي اختصاصي بدان خاطر است كه اطاعت شبانه سخت‌تر و پسنديده‌تر و از ريا دورتر است. ابن عباس مي‌گويد: هر كس در دل شب دو ركعت يا بيش‌تر نماز بگزارد از عبادالرحمن به شمار مي‌آيد.[ صلاة الليل: ص 29] امام صادق(عليه‌السلام) درباره آيه «ان الحسنات يذهبن السيئات؛[ سوره هود، آيه 114] همانا نيكي‌ها بدي‌ها را از ميان مي‌برد». فرمود: نماز شب مؤمن، گناه روز او را از بين مي‌برد.[ ميزان الحكمة: ج 5، باب 2314، ص 421، حديث 10462]
ـ «ليسوا سواء من اهل الكتاب امة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون» (آنان مساوي نيستند؛ از اهل كتاب گروهي هستند كه قيام مي‌كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مي‌خوانند، در حالي كه سجده مي‌كنند.)[ سوره آل عمران، آيه 113] مقصود از اهل كتاب كساني‌اند كه به راهنمايي اسلام، ره يافتند و شبانه به گاه تهجد، كتاب خدا را تلاوت مي‌كنند و به سجده مي‌روند؛ يعني به نماز شب مي‌ايستند.[ تفسير اثني عشري: ج 2، ص 216] ولي وجه تعبير سجود از نماز شب اين است كه سجده با شكوه‌ترين ركن در فروتني و رساترين حالت نمازگزار در ستايش خداست. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: نزديك‌ترين حالات بنده به پروردگار، گاهي است كه او در سجده مي‌گريد.[ عدة الداعي و نجاح الساعي: پيشين، ص 161] مرحوم طبرسي مي‌گويد: اين آيه خود بيانگر آن است كه نماز شب نزد خداوند چه عظمتي دارد.[ مجمع البيان: ج 2، ص 409]
‌ـ «و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله» (رهبانيتي را كه (پيروان مسيح) ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرر نداشته‌ايم گرچه هدفشان جلب رضايت خداوند بود.)[ سوره حديد: آيه 27] مقصود از رهبانيت در اين آيه، نماز شب است. چنان كه از ابي الحسن(عليه‌السلام) روايت شده است.[ وسائل الشيعه: ج 5، باب 39 از ابواب بقية الصلوات المندوية:، ح 9] و بنا بر اجماع مفسران، رهبان صيغه مبالغه از رهب و به معني كمال خشيت و انقطاع در عبادت و تنها براي به دست آوردن رضايت خدا است.[ صلاة اليل: ص 28. مؤسسه جهاني سبطين عليهما السلام]
با توجه به روايات مي‌توان به دلايلي چند از اهميت سحرگاهان پي برد كه دلايل عقلي نيز پشتوانه آن قرار مي‌گيرد.