عفاف و حجاب

در ابتدا بايد گفت رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفيد است كه پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست، پس لباس سفيد بپوشيد»[1].
در مقابل رنگ سفيد، رنگ سياه قرار دارد كه، نگاه آغازين اسلام به اين رنگ، يك نگاه منفى است و هرگز آن را در حالات عادى و عرصه روزمره زندگى، به عنوان يك رنگ مطلوب برنمى گزيند.
البته پوشش لباس مشكى در دو مورد كراهت نداشته، بلكه بدان توصيه شده و امرى پسنديده است: يكى در پوشش زنان و ديگر در عزاى سالار شهيدان (علیه السلام) .
1. پوشش مشكى زنان
هدف از حكم حجاب حفظ پاكى و طهارت قلب انسان از هرگونه هيجانات و توجهات شهوت آلود است چنان كه در آيات حجاب آمده است:
«ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ»[2]؛ «اين براى آنان پاكيزه تر است».
«ذلِكَ أَدْنى أَنْ يعْرَفْنَ فَلا يؤذَينَ»[3]؛ «اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است».
«أَنْ يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَهُنَّ»[4]؛ «اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است».
«ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن»[5]؛ «اين كار براى پاكى دل هاى شما (مردان) و زن ها بهتر است».
 لذا اگر دستوراتى در مورد نوع پوشش يا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است، همه تأمين كننده سلامتى قلبى و طهارت باطنى زنان و مردان و در نهايت سلامت و سعادت جامعه است.
با توجه به حكمت و فلسفه اين حكم الهى كه در آيات ياد شده آمده است، آنچه منطقى و معقول به نظر مى رسد، آن است كه رنگ پوشش حجاب به گونه اى بايد باشد تا اثرات تحريك كنندگى و شهوت برانگيزى نداشته باشد.[6]
از همين رو مى بينيم پس از نزول آيه حجاب، زنان انصار نيز رنگ مشكى را براى پوشش خود انتخاب نمودند و اين اقدام زنان نه تنها از سوى پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  رد نشد؛ بلكه مورد تأييد ضمنى ايشان نيز قرار گرفت.
وقتى آيه جلباب نازل شد[7] زنان انصار از خانه هايشان خارج شدند، در حالى كه پوشش هاى مشكى بر تن داشتند.[8]
بعضى از تفاسير مهم، مانند تفسير الدرالمنثور سيوطى، روح المعانى و تفسير الميزان[9] نيز در ذيل آيه جلباب جريان تاريخى پيش گفته را نقل كرده اند كه سكوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  در مقابل رنگ مشكى پوشش زنان  انصار، دليل بر تقرير و تأييد آن است.
علاوه بر آنچه گفته شد شواهد لغوى فراوانى نيز براى اثبات اين مدعا وجود دارد كه اساساً در ريشه لغوى جلباب رنگ مشكى اخذ شده است.
هم چنين در برخى از كتاب هايى كه درباره انواع لباس هاى اسلامى نوشته شده، جلباب به پوشش گسترده و گشاد مشكى مانند چادر كه زن روى لباس هاى ديگر مى پوشد، معنا شده است.[10]
در نتيجه مى توان از مجموع شواهد لغوى، تفسيرى و تاريخى مذكور، به روشنى استفاده نمود كه رنگ جلباب و چادر زنان هنگام نزول آيه شريفه، مشكى بوده است؛ و رنگ مشكى چادر منشأ و ريشه ى قرآنى دارد.
در كنار شواهد قرآنى و تاريخى؛ پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  سه چيز را از كراهت لباس هاى مشكى استثناء نموده اند كه شامل عمامه و چكمه و عبا مى گرديد[11]. چادر مشكى نيز همچون عباى مشكى از موارد استثناء شده از كراهت لباس مى باشد.
بر همين اساس در احكام شرعى نيز چادر مشكى از لباس هاى مشكى استثناء شده است. از همين رو صاحب جواهر روايات مربوط به كراهت سياه پوشى را شامل زنان ندانسته و مى فرمايد: «طبق تصريح كتاب هاى متعددى از علماى اماميه، كراهت پوشش سياه مختص مردان است؛ زيرا  شارع مقدس پوشش غليظ تر و بيش ترى براى زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است، و رنگ مشكى در مقايسه با رنگ هاى ديگر به نحو بهترى پوشش غليظ تر و بيش تر را تأمين مى كند»[12].
هم اكنون تمامى مراجع تقليد نيز بر عدم كراهت چادر مشكى در اسلام تصريح نموده، در پاسخ به اين سؤال چنين بيان داشته اند:
آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، صافى، فاضل، نورى و وحيد: پوشيدن لباس سياه مكروه است؛ ولى عبا از آن استثناء شده و چادر مشكى نيز داخل عنوان عبا است و مكروه نيست.
آيات عظام سيستانى و مكارم: به طور كلى پوشيدن لباس سياه مكروه نيست؛ افزون بر آن كه چادر مشكى داخل عنوان عبا است و عبا استثناء شده است.[13]
گذشته از آنچه كه تاكنون گفته شد، امروزه در روان شناسى رنگ ها، اين كه رنگ مشكى رنگى صامت و غيرفعال است و باعث تحريك و جلب توجه نمى شود يك واقعيت مسلم است[14].
بنابراين چادر سياه كه امروزه مورد استفاده بانوان مسلمان واقع شده است، در عمل تناقضى با احكام شرع (از نظر كراهت) و اثرات روانى رنگ  سياه (از لحاظ علمى) ندارد.[15]
2. پوشش مشكى در عزادارى ها
از برخى روايات استفاده مى شود كه ائمه (علیهماالسلام)  خود نيز در عزادارى ها لباس مشكى مى پوشيده اند.
بنابر نقل ابن ابى الحديد، امام حسن (علیه السلام)  در سوگ اميرالمؤمنان على (علیه السلام)  جامه سياه بر تن كرد و با همين جامه به ميان مردم آمد و براى آنان خطبه خواند.[16] در باب پوشيدن لباس سياه در عزاى ابا عبداللّه الحسين (علیه السلام) نيز روايت شده است: «وقتى امام حسين (علیه السلام)  شهيد شد، زنان بنى هاشم لباس سياه پوشيدند و امام زين العابدين (علیه السلام)  براى آن ها طعام تهيه مى كردند»[17] و شايد از آن تاريخ به بعد اين كار به صورت يك سنت و رسم بين شيعه در ايام عزاى ائمه شهرت يافت.
از همين روست كه شيعيان و ارادتمندان به اهل بيت (علیهماالسلام)  در دهه اول محرم، آخر صفر، ايام شهادت اميرمؤمنان (علیه السلام)  و فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  و نظاير آن، جامه مشكى مى پوشند و در و ديوار و كوى و برزن را سياه پوش مى كنند.

پی نوشت ها
_______________
[1]. مكارم الأخلاق، ص104، فى لبس الثياب البيض.
[2]. نور 24، آيه 30.
[3]. احزاب 33، آيه 59.
[4]. نور 24، آيه 60.
[5]. احزاب 33؛ آيه 53.
[6]. داور، ناجيه، بشارت، قم، 1383، ص 32-37، دفتر تبليغات.
[7]. «يا أَيهَا النَّبِى قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنينَ يدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ  »؛ «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب هاى پوشش هاى بلند خود را بر خويش فروافكنند» (احزاب (33)، آيه 59).
[8]. سنن، ابى داود، ج 2، ص 182؛ عون المعبود، شرح سنن ابى داود، ج 11، ص 159.
[9]. ترجمه الميزان، ج16، ص: 517.
[10]. الجلباب: كساء اسود تلبسه المرأة فوق ثيابها، الخطيب العدنانى، الملابس و الزينة فى الاسلام، فى اسماء و انواع الملابس القديمه و الحديثه، ص 190.
[11]. الخصال، ج1، ص 148.
[12]. جواهر، ج8، ص 235.
[13]. پرسش و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر 18، احكام نگاه و پوشش، سيدمجتبى حسينى، قم: نشر معارف.
[14]. ر.ك: روانشناسى رنگ ها، دكتر ماكس لوتر، ترجمه ويدا ابى زاده، ص 97.
[15]. آيين بهزيستى در اسلام،، احمد صبور اردوبادى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1367ش، اول، ج3، ص31.
[16]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج16، ص22.
[17]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 890.

EntekhabePooshesh.gifدين اسلام براى نيازهاى ثابت بشر، قوانين ثابت و براى احتياجات متغير وى وضع متغيرى در نظر گرفته است. در زمينه پوشش و آرايش نيز در تعاليم اسلامى، از يك سو متغيرهايى براى برخوردارى مسلمانان از منافع و جنبه هاى مختلف پوشش و آرايش معرفى گرديده و از سويى براى مصونيت مسلمانان نسبت به از دست دادن هويت ملى و دينى و هم چنين در امان ماندن از پيامدهاى منفى افراط و تفريط در خودآرايى، اصول ثابتى براى تمامى افراد مشخص كرده است[1].
دين اسلام با در نظر گرفتن متغييرهايى همچون: مقتضيات زمانى، موقعيت خاص فردى، وضعيت معيشتى و جايگاه اجتماعى افراد و هم چنين در نظر گرفتن سلايق شخصى، مقتضيات سنى افراد، مسلمانان را در انتخاب پوشش و آرايش دلخواه آزاد گذاشته است.

براى روشن شدن اين مسئله ابتدا به متغييرهايى كه اسلام معرفى نموده، اشاره مى شود:
1. مقتضيات زمانى
به طور طبيعى در گذر زمان عوامل متعددى همچون بهبود شرايط اقتصادى ـ فرهنگى جامعه، ورود طرح هاى نو و يا ورود فن آورى هاى جديد در عرصه بافت پارچه و ساخت لوازم آرايشى دست به دست هم داده و در نوع پوشش و آرايش افراد تأثير مستقيم مى گذارند؛ به گونه اى كه هر دورانى پوشش و آرايش خاص خود را اقتضا مى نمايد.
پيشوايان معصوم (علیهماالسلام)  به عنوان الگوهاى رفتارى ما مسلمانان در عمل خود نيز نوع پوشش و آراستگى خويش را متناسب با مقتضيات زمان تنظيم مى نمودند، كه در اينجا به نمونه اى از اين موارد اشاره مى نماييم:
نمونه اول:
اميرالمؤمنين على (علیه السلام)  با اينكه موهاى شان سپيد شده بود رنگ نمى بست. شخصى به آن حضرت گفت: مگر پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  دستور نداد كه: «موى سپيد را با رنگ بپوشانيد؟» آن حضرت فرمود: چرا. آن شخص گفت: پس چرا شما رنگ نمى بندى؟ حضرت فرمود: در آن وقت كه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) اين دستور را داد مسلمانان از لحاظ عدد اندك بودند، در ميان آنها عدّه اى پيرمرد وجود داشت كه در جنگ ها شركت مى كردند، دشمن كه به صف سربازان مسلمان نظر مى افكند و آن پيرمردان سپيد مو را مى ديد اطمينان روحى پيدا مى كرد كه با عدّه اى پيرمرد طرف است و روحيه اش قوى مى شد؛ پيغمبر اكرم دستور داد كه رنگ ببندند تا دشمن به پيرى آنها پى نبرد. آنگاه على (علیه السلام) فرمود: اين دستور را پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در وقتى صادر كرد كه عدد مسلمانان كم بود و لازم بود از اين گونه وسائل نيز استفاده شود. اما امروز كه اسلام سراسر جهان را فراگرفته است نيازى به اين كار نيست. هر كسى آزاد است كه رنگ ببندد يا رنگ نبندد.

نمونه دوم:
فردى به نام سفيان ثورى در انتقاد به نوع پوشش امام صادق (علیه السلام) : به ايشان عرضه داشت: شما روايت مى كنيد كه على (علیه السلام)  لباس خشن مى پوشيد، و حال آن كه خودتان لباس قوهى و مروى (دو پارچه قيمتى منسوب به قهستان و مرو) مى پوشيد؟! حضرت فرمود: واى بر تو، على (علیه السلام)  در زمان تنگدستى مردم زندگى مى كرد، ولى چون روزگار فراخى رسيد، نيكان زمانه به آن شايسته ترند.[2]
در روايت ديگرى آن حضرت با تأكيد بر نقش مقتضيات زمانه بر نوع پوشش فرموده اند: شيعيان ضعيف الايمان دوست دارند كه من بر پلاس بنشينم، و لباس خشن بپوشم، ولى زمانه اقتضا ندارد.[3]
با توجه به آنچه گفته شد معلوم مى شود يكى از متغييرهاى مهمى كه اسلام در نوع پوشش و آرايش مسلمانان در نظر گرفته، مقتضيات زمان است و نوع پوشش و آرايش افراد براساس زمان قابل تغيير مى باشد. چنان كه امام صادق (علیه السلام)  فرموده اند: «خَيرُ لِباسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ اَهلِهِ»[4]؛ «بهترين لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است».

2. موقعيت فردى و خانوادگى
از ديگر متغيرهايى كه اسلام براى مسلمانان در پوشش و آرايش لحاظ نموده، موقعيت هاى خاصى است كه افراد در آن قرار مى گيرند كه در اينجا به سه نمونه اشاره مى نماييم:
يكم: موقعيت هاى زناشويى؛ آيات، روايات و سيره عملى معصومين (علیهماالسلام)  گوياى آن است كه اسلام محدوديتى نسبت به نوع آرايش و پوشش زن و شوهر به هنگام قرار گرفتن در كنار يكديگر قائل نشده است؛ بلكه به آنها توصيه نموده به هنگام حضور در كنار يكديگر از بهترين لباس و لوازم زينتى و آرايشى خود استفاده نمايند همان گونه كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «بر زن لازم است خود را خوشبو كند، بهترين لباس هايش را بپوشد، به بهترين وجه زينت كند و با چنين وضعى صبح و شب با شوهرش ملاقات نمايد»[5].
از سوى ديگر دين اسلام از زنان مؤمن خواسته تا در موقعيت هاى اجتماعى و يا حضور در ميان نامحرمان از به نمايش گذاشتن خود و زينت هايشان به شدت پرهيز نمايند. قرآن مى فرمايد: «و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [ از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [ فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان و... آشكار نسازند... و پاهاى خود را [ به گونه اى بر زمين ]نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى دارند، معلوم گردد. اى مؤمنان همگى [ از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد»[6].
دوم. موقعيت هاى شغلى و كارى؛ اقتضاى كار و تلاش آن است كه لباس مخصوص خود را داشته باشد از همين رو هنگامى كه از امام كاظم (علیه السلام) سؤال شد: اگر انسان ده دست جامه داشته باشد اسراف است؟ فرمود: نه، بلكه براى حفظ جامه ها بهتر است و اسراف آن است كه لباس بيرون را وقت كار بپوشى.[7]
سوم. حضور در جمع دوستان و ديدارهاى خانوادگى؛ يكى از موقعيت هاى خاصى كه هر انسان در زندگى خود بارها تجربه نموده و متناسب با آن، نوع پوشش و آرايش خود را تغيير مى دهد، حضور در جمع دوستان و آشنايان مى باشد كه در قالب ديدارهاى خانوادگى و مهمانى ها و مجالس مختلف صورت مى پذيرد. اسلام اين موضوع را نيز لحاظ نموده و بر استفاده از نوع پوشش و آرايش مناسب با اين موقعيت تأكيد كرده است.
پيامبرخدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «خداوند دوست دارد وقتى بنده اى به سوى دوستان مى رود، آماده و آراسته شود»[8].
و يا در روايت ديگرى مى خوانيم: «بايد هر يك از شما، براى [ خودى ها] برادر مسلمان خود، خويش را بيارايد؛ چنانكه از براى بيگانه [ و كسانى كه فاميل نيستند] زينت مى كند و دوست دارد كه او را به نيكوترين شكل ببيند»[9].

3. وضعيت اقتصادى و جايگاه اجتماعى
از ديگر متغيرهاى تأثيرگذار در نوع پوشش و آرايش افراد كه دين اسلام آن را لحاظ نموده، شرايط معيشتى خود افراد و هم چنين جايگاه و شأن آنها در جامعه است. به گونه اى كه داشتن لباس هاى متعدد و مناسب كه در شأن و جايگاه اجتماعى افراد باشد، مجاز دانسته شده است.
شخصى از امام صادق (علیه السلام)  درباره فرد ثروتمندى پرسيد كه لباس متعدد و مرغوب و چندين پيراهن تهيه مى كند؛ آيا با پوشيدن آنها، اسراف گر است؟ حضرت فرمود: «خير، چون خداوند مى فرمايد: «لِينْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيهِ رِزْقُهُ فَلْينْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[10]؛ «آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق (خرج) كنند و آنها كه تنگ دست اند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق (خرج) نمايند»[11].[12]
اين بيان شريف امام صادق (علیه السلام)  گوياى آن است كه در مكتب اسلام مسلمانان مى توانند متناسب با وضعيت معيشتى خود لباس مناسب تهيه و استفاده نمايد.

4. سلايق شخصى
سلايق شخصى نيز از ديگر متغيرهايى است كه اسلام براى آن احترام قائل شده و پارچه، مدل و حتى جنس و رنگ خاصى براى لباس واجب ننموده و مسلمانان را نسبت به نوع خاصى از آرايش الزام نكرده تا تمام مسلمانان در انتخاب اين موارد آزاد باشند.
البته اسلام در راستاى حفظ بهتر سلامتى روحى و جسمى مسلمانان در اين زمينه توصيه هايى در قالب مستحب و مكروه ذكر نموده است؛ مثلاً بر لباس هاى روشن به ويژه لباس سفيد تأكيد كرده و لباس سياه را به دليل تأثير منفى كه بر نشاط روحى و سلامتى افراد دارد مكروه اعلام نموده است. مگر در مورد عبا [ و چادر] و عمامه و كفش كه كراهت ندارد.
 
5. شرايط سنى
بدون ترديد، ميل به خودآرايى و زيبايى كه ميل ذاتى آدمى است، در سنين مختلف تغيير مى نمايد، به گونه اى كه ارضاى اين ميل در دوران نوجوانى و جوانى به اوج خود رسيده و به شكفتن احساسات كمك كرده و به سوى تعالى روحى و پيشرفت هاى عاطفى سوق مى دهد.
پيشوايان اسلام نيز در سيره عمليشان به تمايل جوانان به خودآرايى و تجمّل دوستى توجه مى نمودند. به همين جهت، على (علیه السلام) ، به هنگام خريد لباس، جامه بهتر را به قنبر (غلام جوان خود) داد تا او را با پوشاندن آن لباس، شادمان و مسرور كند، و خطاب به وى فرمود: تو جوانى و مانند ساير جوانان به آراستگى و زيبايى رغبت بسيار دارى.[13]


منابع

[1]. ر.ك: اسلام و مقتضيات زمان، شهيد مطهرى. 

[2]. مكارم الأخلاق، ص 97.

[3]. همان، ص 98.

[4]. الكافى، ج1، ص 411.

[5]. همان، ج 5، ص 508.

[6]. نور 24، آيه 31.

[7]. همان، ص 98.

[8]. همان، ص 97.

[9]. تحف العقول عن آل الرسول، ص102.

[10]. طلاق 65، آيه 7.

[11]. الكافى، ج6، ص 443.

[12]. مكارم الأخلاق، ص 114.

[13]. مستدرك الوسائل، ج 3، ص 256.

Arayesh-BiroonAzKhane.gifهرچند آرايش و زيبايى از نظر اسلام مطلوب و پسنديده است و منعى بر آن وجود ندارد؛ بلكه توصيه به آرايش و آراستن شده و حتى نسبت به آرايش زنان براى همسران از سوى اسلام تأكيد فراوانى صورت پذيرفته است، با اين همه آرايش هاى زننده و ناهنجار در برابر نامحرمان از نگاه دين مورد نكوهش قرار گرفته است.
خداوند متعال به زنان مؤمن دستور مى دهد: «زينت و آرايش خود را آشكار نكنند جز آن مقدارى كه آشكار است (صورت و دست ها تا مچ) مگر براى شوهران و ديگر محارم». و در ادامه به زنان مؤمن سفارش مى كند: «هنگام راه رفتن پاهايشان را به زمين نكوبند تا زينت مخفى آنان [كه همان خلخال پا است] آشكار نشود و يا صداى آن شنيده نشود و موجب جلب توجه نامحرمان نگردد».[1]
آسيب ها و پيامدهاى منفى و گاهى غيرقابل جبران به واسطه حضور تحريك كننده زنان در بين نامحرمان دامنگير فرد، خانواده و جامعه مى گردد و در اينجا به گوشه اى از اين آسيب ها اشاره مى نماييم:

1. پيامدهاى فردى
به طور طبيعى آرايش چهره به نوعى توجه و نگاه نامحرمان را به خود جلب مى كند، بديهى است كه اين كار زمينه برخى از تحريكات را براى طمع ورزى ايجاد مى نمايد، در حالى كه حفظ شخصيت زن و كرامت انسانى او مى طلبد كه با وقار لازم از منزل بيرون شود و از هر چيزى كه توجه و رغبت ديگران را به او جلب مى كند پرهيز نمايد.[2] بنابراين خود زنان آرايش كرده اولين كسانى هستند كه در معرض آسيب قرار مى گيرند.
از سويى شخصيت زن به خاطر حضور آرايش كرده او در جامعه، او را تا حد يك عروسك، يا يك كالاى بى ارزش به سقوط مى كشاند و ارزش هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها به عنوان وسيله اى براى كاميابى هاى جسمى مورد توجه قرار مى گيرد.[3]

2. پيامدهاى خانوادگى
بنيان خانواده، مقدس ترين پيوند اجتماعى است. براى ثبات اين بنيان، عفت و حجاب مهم ترين عامل به شمار مى آيد. اگر زنان آرايش ها و خودنمايى ها را به بيرون منزل بكشانند، و مورد نگاه هاى هوس آلود نامحرمان قرار بگيرند، ناخواسته عامل پيامدهاى منفى خواهند شد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى شود:
الف. سستى نظام خانواده و تأخير در ازدواج
حضور دختران آرايش كرده در جامعه موجب تنوع طلبى پسران در انتخاب همسرشان مى شود و در آرزوى رسيدن به دخترى كه همه زيبايى ها را داشته باشد، ازدواج را به تأخير مى اندازند.
برخى دختران تصور مى نمايند اگر آرايش كرده در جامعه رفت و آمد كنند، زمينه ازدواج آنها بيش تر فراهم مى گردد؛ اما واقعيت آمارها خلاف آن را اثبات نموده است؛ زيرا بيش از اين كه مورد «توجه» باشند «طعمه هجوم نگاه هاى سمّى» هستند و شرايط ازدواج آنان سخت تر مى شود.

ب. كاهش جذابيت همسران و افزايش طلاق
اگر مردان به راحتى و به آسانى در تمام صحنه هاى اجتماعى به زنان آرايش كرده و متنوع دسترسى داشته باشند، ضمانتى براى پايدارى محبت و دلبستگى آنان به همسرانشان نخواهد بود؛ زيرا تحريك هوى و هوس آنان را از زن خود دلسرد مى كند و در كانون گرم خانواده اختلاف و اختلال پيش خواهد آمد.
اين است كه وقتى زن بزك كرده و بدحجاب در جامعه ظاهر مى شود، چشم ها، به سوى او نشانه مى روند و چه بسا فريفته و فريب خورده شده و سرانجام به جدايى از همسر منجر شود.

3. پيامدهاى اجتماعى
الف. سقوط ايمانى و اخلاقى جامعه
حضور آرايش كرده زنان در جامعه علاوه بر اينكه نشانه پاى بند نبودن و بى مبالاتى فرد به احكام و اعتقادات اسلامى است؛ نگاه هاى آلوده مردان هوس باز را به خود جلب مى كند و آتش شهوت را در دل آنان شعله ور مى سازد و هنگامى كه اين وضعيت در جامعه شيوع پيدا كند همه حدّ و مرزها به تدريج شكسته مى شود و حريم عفاف خدشه دار مى گردد و گناه و آلودگى همه جامعه را فرامى گيرد و سرانجام با از بين رفتن سرمايه هاى معنوى، پايه هاى ايمانى مردم سست گرديده، جامعه در سقوط اخلاقى و فساد قرار مى گيرد.[4]

ب. افزايش التهاب و آرامش اجتماعى
اگر زنان به صورت تحريك آميز در اجتماع ظاهر شوند، التهاب و هيجان روحى بينندگان هر لحظه با ديدن صحنه اى تازه افزايش مى يابد و از آن جا كه ارضاى غريزه جنسى در تمامى موارد دلخواه، ممكن نيست، باعث برهم خوردن تعادل روحى بينندگان مى گردد.

ج. كم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه
زنى كه تن و اندام خود را در معرض ديد همگان مى گذارد، در حقيقت ويژگى هاى «جنسيتى» خود را ابزارى براى ارتباط ناسالم جنسى قرار مى دهد و اصطلاحاً كوچه و بازارى مى شود. به عبارت ديگر او مى خواهد با تكيه بر فريبندگى جنسى خويش، جاى خود را در جامعه باز كند، نه با تكيه بر انسانيت خود و بدين ترتيب اعلام مى كند كه آن چه براى او مهم است، جاذبه هاى زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه انديشه و نه لياقت و كارآيى او و حال آن كه اسلام با ممنوع نمودن آرايش زنان در جامعه خواهان آن است كه زنان و مردان مسلمان با جنبه هاى انسانى خود در اجتماع حاضر گردند.

د. گسترش فساد اجتماعى
در جامعه اى كه حجاب، متانت، عفت و حيا ارزش تلقى مى شود، زن پايه هاى اين ارزش را از رفتار و كردار خود، به بينش و باور خويش سرايت مى دهد و از طرفى نه تنها زنان ديگر بلكه مردان را نيز متوجه ارزش هاى جامعه مى سازد و جامعه را به سلامت و ارزش هاى واقعى سوق مى دهد. اما اگر زن، روش ها و منش هاى خود را تغيير دهد و به خودنمايى و آرايش هاى ظاهرى بپردازد، ارزش هايى چون حجاب و حيا و وقار را خدشه دار مى كند و خود و اجتماع را به تباهى و فساد و در نهايت به ضدارزش ها مى كشاند.[5]


منابع
[1]. نور 24، آيه 31.
[2]. براى آگاهى بيش تر ر.ك: نظام حقوقى زن در اسلام، مرتضى مطهرى.
[3]. برگزيده تفسير نمونه، ج3، ص: 292.
[4]. ر.ك: آثار و پيامدهاى فرهنگى اجتماعى گسترش بدحجابى، محمدحسين درافشان، پيام زن، شماره 184 و 185.
[5]. همان.

عفاف و حجاب :

1-مرواريد عفاف (كاوشي در حيا ، غيرت و حجاب ) ، پدید آورنده: مركز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سيما
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

2-فلسفه چادر، حجاب برتر(تحقيق علمي پيرامون چادر در قرآن و روايات و تاريخ ايران باستان)
پدید آورنده: اسدالله محمدينيا
چکيده :
در اين كتابچه مباحثي در باب چادر مطرح گرديده و اهميت استفاده از آن در قرآن ذكر شده است. نيز، از چادر به عنوان پوشش زنان اشكاني و ساساني، سخن رفته است. در بخش پاياني نيز، برخي پرسشها در اين زمينه مطرح گرديده و به آنان پاسخ داده شده است.

http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

3-مسأله حجاب ، پدید آورنده: مرتضي مطهري ، انتشارات صدرا
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

www.mortezamotahari.com/FA/BookAlphabet.html?OrderID=0

4-فلسفه حجاب(آثار و فوايد حجاب از ديدگاه علوم اجتماعي، روانشناسي و دانشمندان جهان)
پدید آورنده: اسدالله محمدينيا ، ناشر:سبط اكبر (ع)
چکيده :
در اين كتابچه، آثار حجاب با اشارت به علوم اجتماعي، روان شناسي و ديدگاه برخي شخصيتها درج شده است.

http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

5-حجاب زينت برتر ،پدید آورنده: عطيه صادقكوهستاني
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

6-حجاب در عصر ما ،
پدید آورنده: محمدرضا اكبري
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...
7-حجاب و نقش آن در سلامت روان ،پدید آورنده: عباس رجبي
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

8-حجابشناسي چالشها و كاوشهاي جديد ، پدید آورنده: حسين مهديزاده ،مشخصات نشر : قم حوزه علميه قم مركز مديريت ۱۳۸۱.

http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

9-فلسفه حجاب ( بررسي آثار و فوائد حجاب اسلامي ) ،پدید آورنده: رضا سعيدي
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

10-فلسفه پوشش بانوان ،پدید آورنده: حميدرضا شاكرين
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

11-حجاب در انديشه وعمل ،پدید آورنده: معاونت تربيتي وفرهنگي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ( ره )
http://www.ghaemiyeh.com/dijital-library?sobi2Task=sobi2Details&catid=97...

12-حجاب بانوان از ديدگاه قرآن و عترت ،پديدآورنده:علي محمد حيدري نراقي ، ناشر:مهدي نراقي

چکيده :
تبيين حجاب و پوشش از ديدگاه آيات و روايات موضوع تحقيق گفتار حاضر است. نگارنده پيش از ورود به موضوع اصلي کتاب راجع به تهاجم فرهنگي و آفات و انحرافات آن بحث کرده و در بخش دوم از حيا و عفت زنان با عنوان زيور زنان ياد کرده و اين نکته را يادآور مي‎شود که حيا و پاکدامني، زنان را از هرگونه انحرافات و تباهي و فساد مصون نگاه مي‎دارد. نويسنده معتقد است که پيروي از هواي نفس، طغيان و سرکشي غرايز و غفلت و ناداني دست به دست هم داده و حرمت حجاب و پوشش را نزد زنان از ميان مي‎برد. وي در بخش پاياني کتاب درباره فلسفه حجاب و عفاف و وجوب رعايت آن با استناد به آيات و روايات متعددي از ائمه به تفصيل سخن گفته و بر اين باور است که حجاب در سلامت جسمي و روحي زنان، امنيت و آرامش آنان تاثير شاخصي داشته و آنان را در برخورد با مسايل اجتماعي متعهد و مسول بار مي‎آورد.

13-حجاب و عفاف ، پديدآورنده:فاطمه عزلتي مقدم ، ناشر:بوستان كتاب قم

چکيده :
درنگي بر مسأله «حجاب» و «عفاف»، معرفي راههاي ترويج و بررسي آفات و عوامل بدحجابي است. نويسنده فلسفه رعايت حجاب را با توجه به جنبههاي رواني و معنوي آن، استحکام خانواده، سلامت و استواري اجتماعي، سياسي و اقتصادي، ارزش واقعي «زن»، حفظ حرمت و کرامت انساني او، ايجاد سدي محکم در برابر فرهنگ مصرفي و مدپرستي و پرورش استعدادها و قابليتهاي زن عنوان کرده است. وي در ابتدا چگونگي حجاب و عفاف، عدم اختصاص حجاب به زنان و علت حجاب زن در خانه را مطرح کرده و سپس به علل گرايش به بدحجابي پرداخته و از برخي از عوامل فردي، خانوادگي و اجتماعي آن نام برده است. نگارنده در پايان اين کتاب راهکارهاي مختلف ارتقاي عفاف و حجاب را بررسي نموده است.

14-درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا (س) ، پديدآورنده:سيد مصطفي شريعت موسوي ،ناشر:دارالتفسير

15-زيباييهاي حجاب و سيرهي حضرت زهرا سلامالله عليها ، پديدآورنده:محمد باقر نبي نژاد ، ناشر:نبوغ

چکيده :
«سيره حضرت زهرا»(س) خصوصا در مورد مساله «حجاب»، موضوع اين اثر است که به اختصار بدان پرداخته شده است. فصل اول به تبيين سيره حضرت زهرا(س) پيرامون مسايل گوناگون اختصاص يافته و به صورت عمده موضوع حجاب و عفت را مورد توجه قرار داده است. در ادامه نيز به ذکر نکاتي درباره حجاب و زنان عفيف پرداخته شده است. بيشتر مطالب کتاب تنها با استفاده از روايات معصومين(ع) بوده و بدون شرح و توضيح ارايه شده است. در پايان نيز سه داستان پيرامون دوري از ياد خدا و بيتوجهي به حجاب و عفت درج گرديده است.

16-گفتمان حجاب و عفاف ، پديدآورنده:جواد نعيمي-محمود ارگاني بهبهاني حائري ، ناشر:مروج

چکيده :
در نظام اسلامی احترام به منزلت زن و ارج نهادن به جایگاه فردی و اجتماعی او اهمیت بسیاری دارد. لذا خداوند متعال حقوق ویژهای را برای زنان قایل شده و بر نقش آنان در بنای جامعهی اسلامی تأکید نموده است. در این میان حجاب و پوشش زن مهمترین عامل مصونیت او از آفتهای گوناگون دنیوی است؛ سلامت اخلاقیاش را تضمین میکند. این نوشتار به بررسی فلسفه حجاب از جنبههای قرآنی و روایی میپردازد. سپس به ضرورت رعایت حجاب و حفظ پاکدامنی برای زنان و پیامدهای آن از قول معصومین(ع) اشاره میشود.

17- نگاه و پوشش ، پرسش و پاسخ هاي دانشجويي ، سيد مجتبي حسيني،نشر معارف
18- دنياي دختران ، محمد علي کريمي نيا، نشر پيام مهدي (عج)