خودسازي و تزکيه نفس

نخست بايد دانست هر مجموعه نظام مندى تابعى از هدفمندى ها و ابزارهاى لازم براى رسيدن به آن اهداف است. پس از بيان اين واقعيت به خوبى قابل درك است كه زندگى در دنيا و برآوردن نيازهاى مختلف جسمى و روحى انسان و چگونگى روابط با دوستان و مقابله با دشمنان و... نيازمند نيروها و ابزارهايى ويژه است؛ و اگر با نگاهى همه جانبه به زندگى انسان در دنيا نگريسته شود وجود همه نيروها و غرايز، تعريف شده و نمايانگر هندسه مستحكم نظام هستى و مطابق با ساختار وجودى انسان است.
از اين رو كاركرد غضب و خشم مى تواند براى خروش بر عليه بدها و بدى ها قرار بگيرد و سرچشمه غيرت دينى و ملى باشد به گونه اى كه اگر انسان  داراى نيروى خشم نبود موجودى ترسو و وامانده مى بود و كاركرد شهوت نيز مى تواند براى تمايل به خورد و خواب و پيوند خانوادگى و اظهار علاقه و محبت كاربرد داشته باشد كه بدون آن انسان خمود و منزوى خواهد بود. بنابراين خداوند اصل وجود غرايز را براى گناه كردن نيافريده است.
و اين كه «خداوند انسان را از ناحيه غريزه جنسى و ديگر غرايز آسيب پذير آفريده» تعبير دقيقى نيست. خداوند انسان را با دو دسته كنش و واكنش نيرومند (معنوى و مادى) آفريده است و اين خود انسان است كه مى تواند با تكيه بر اراده نيرومندى كه خداوند به او داده است، كاربرد هر يك از آن ها را بر ديگرى غلبه دهد و به پيروى يا سرپيچى از هر كدام اقدام كند. بنابراين، آسيب پذيرى انسان تابع خواست و اراده او است. آنچه مستقيماً به كار خدا مربوط مى شود، قرار دادن چنين غريزه نيرومندى در انسان است و آسيب پذيرى انسان، به جهت سستى و يا سوء استفاده خود اوست.
شايد گفته شود سؤل اصلى همين بود كه چرا خداوند چنين نيرو و توانمندى دو سويه را در انسان قرار داده آيا نمى شد تنها توانايى بر خوبى ها را داشته باشيم؟
در پاسخ بايد گفت معناى قدرت و توانمندى همين است كه انسان در دو جهت متخالف، امكان فعاليت داشته باشد. در غير اين صورت، قدرت و توانمندى معنا ندارد. انتساب حدوث زيبايى به هر كس و اثبات قابليت و لياقت براى هر چيز آن گاه معنا دارد كه او توانايى بر زشتى و قدرت بر نافرمانى داشته باشد.
نكته مهم تر آن كه شكل گيرى خوبان و بدان انجام نمى پذپرد مگر با وجود غرايزى چون شهوت و غضب كه داراى دو چهره خوبى و بدى اند و ظرفيت  وجودى ما ساخته و پرداخته نمى شود مگر آن كه در كنار عقل و قلب، داراى نيروى شهوت و غضب نيز باشيم تا لياقت راه يابى به بهشت را پيدا كنيم و يا با نگون بختى جهنم را براى خود بسازيم؛ زيرا بهشت و جهنم ما بايد با گذر از اين دنيا ساخته شود و شكل گيرد.
از اين رو به عنوان يك اصل كليدى گفته مى شود كه «دنيا محل حدوث و اثبات قابليت ها است و آخرت جايگاه ظهور و ثبات قابليت ها؛» به عبارت ديگر، دنيا بستر«شدن»ها است و آخرت استقرار در «شده»ها. اين گونه نيست كه «درجات بهشتى» يا «دركات جهنمى» ما از قبل ساخته شده باشد. بايد آن را بسازيم و ساخته شدن آن به وجود نيروهاى شهوت و غضب در كنار عقل و قلب وابسته است. بنا بر آنچه گفته شد، چهره زيبايى ها آن گاه آشكارتر مى شود كه در كنار زشتى ها قرار گيرد و هنر مردان خدا آن گاه بيش تر جلوه گر مى شود كه با سست عنصران و آلودگان به شهوت مقايسه شوند و در برابر حق ستيزان قرار گيرند. از اين رو، با نگاهى كلان به زندگى انسان ها وجود شهوت و غضب در تجلى زيبايى ها و حتّى به فعليت رساندن خوبان نقش مؤرى دارد.
در پايان شايد گفته شود با وجود اين كه اكثر انسان ها در برابر غرايز جنسى و خشم نقطه ضعف دارند، آيا سزاوار است خداوند اين غرايز را در انسان قرار دهد؟!
در پاسخ بايد يادآور شد، زمينه هاى فساد فراوان است و دغدغه آن بسيارى از جوانان را آزرده مى كند؛ اما بايد دانست كه خروش شهوت و برافروختگى غضب، در برابر عزم و اراده جوانان و جوان دلان نه تنها قابل فروكشى است؛ بلكه حتّى با يك بار ايستادگى در برابر شهوت مى توان چون يوسف و ابن سيرين به مقامات دست يافت و از رسوايى ها دور ماند و خاطره  خوش آن تجربه نورانى را در زندگى ماندگار ساخت.
در اين مسير لطف خداوند و امدادهاى غيبى او نيز هميشه همراه و راه گشا است؛ خداوند مى فرمايد:
«وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»[1]؛ «و كسانى كه در راه ما كوشيده اند به يقين راه هاى خود را بر آنان مى نماييم و در حقيقت خدا با نيكوكاران است».

پی نوشت ها
_____________
[1]. عنكبوت 29، آيه 69.

علت و عوامل گوناگونى مى تواند سبب سختى شود؛ نظير گناهان يا توجه  نكردن به مهارت هاى زندگى يا سوء مديريت شغلى و اقتصادى كه در اين صورت انسان بايد پاسخگو باشد اما در هر حال در صورتى كه در هنگام سختى ها صبر كند و برخورد صحيحى در حل مشكلات داشته باشد از پاداش آخرتى و رشد معنوى بهره مند خواهد شد. براى بررسى نقش مشكلات، در تكامل و خودسازى به موارد ذيل مى توان توجه نمود:
1. عامل رشد و حركت
انسان خودساخته و مؤمن، دنيا و رنج رهايش را بد نمى داند، بلكه به عكس رنج رها را عاملى براى تحّرك بشمار مى آورد؛ چرا كه اين ويژگى دنياست كه با سختى هايش و تغيير احوال و اوضاع، تجربه آدمى را زياد مى كند و به انسان آگاهى مى دهد.
سختى ها و شدايدى كه خداوند تبارك و تعالى در دنيا براى انسان پيش مى آورد و حتّى نعمت هايى هم كه در دنيا براى انسان به دست مى آيد؛ براى اين است كه استعدادهاى باطنى بروز كند و از قوه به فعليت برسد. همان گونه جسم انسان از كودكى تا جوانى با افت و خيز رشد مى كند و ورزشكاران با تمرينات سخت و سنگين نيرومند مى شوند روح انسان نيز در كوران حوادث و ناملايمات و مبارزه با وسوسه شيطان نيرومند مى شود و با جهاد نفس رشد مى كند. خداوند مى فرمايد:
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»[1]؛ «و قطعا شما را به چيزى از [قبيلِ]  ترس و گرسنگى، و كاهشى در اموال و جان ها و محصولات مى آزماييم؛ و مژده ده شكيبايان را».
بايد اين سختى ها پيش بيايد و در زمينه اين سختى هاست كه آن صبرها، مقاومت ها، پختگى ها، كمال ها براى انسان پيدا مى شود، آن وقت اين نويد و بشارت الهى شامل حال او مى شود.
2. پالايش گناهان
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين خصوص فرموده اند: «لاَ يَزَالُ الْبَلَاءُ فِى الْمؤمِنِ وَ الْمؤمِنَِةِ فِى جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَيْهِ مِنْ خَطِيئَة»[2]؛ «مصيبت و گرفتارى همواره گريبان مرد و زن مؤمن را مى گيرد و آنها در مال و يا بدن خود نقصان مشاهده مى كنند و يا فرزندان خود را از دست مى دهند و اينها براى اين است كه هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند».
3. دورى از غفلت
انسان وقتى همواره خود را سلامتى ببيند ممكن است به مرور زمان از ولى نعمت و خالق خود غافل شود اما يك تلنگور در زندگى همچون بيمارى وى را مجددا به ياد الهى مى اندازد در روايتى نقل شده كه حضرت موسى در گفتارى كه با خداوند داشت عرض كرد: خدايا دوست ندارم كه بيمار و ضعيف گردم و در عبادت من سستى پيدا گردد و هم دوست ندارم هميشه سالم باشم كه تو را فراموش كنم، بلكه دوست دارم گاهى بيمار شوم كه تو را ياد كنم و گاهى سالم شوم، و تو را شكرگذارم.[3]
 4. شكر نعمت الهى
پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده اند: «نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَة»[4]؛ «دو نعمت پوشيده و ناشناخته است، امنيت و عافيت». لذا وقتى انسان به واسطه مشكلى نعمتى همچون سلامتى را از دست داد قدر سلامتى را دانسته و شكرگزار نعمت هاى الهى خواهد شد.
5. استجابت دعا
اميرال مؤمنين عليه السلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه به سلمان فارسى فرمود: اى سلمان! براى تو در بيماريت سه خصلت است: تو در ياد خدا هستى و دعاى تو در آن حالت مستجاب است و بيمارى براى تو هيچ گناهى را باقى نمى گذارد مگر اينكه آن را از بين مى برد».[5]
6. امتحان و آزمايش
حضرت على عليه السلام فرمودند: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَة»[6]؛ «بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است، و براى مؤمن امتحان، و براى پيامبران درجه و براى اوليا كرامت مى باشد».
مشكلات وگرفتارى بندگان، از ابزارهايى است كه خداوندمتعال براى مشخص شدن بندگان صالح و غيرصالح به كار مى گيرد در قرآن كريم فرموده است:
«وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً»[7]؛ «ما شما را به وسيله بدى ها و  خوبى ها امتحان مى كنيم».
7. كسب ثواب و پاداش الهى
شخص گرفتار با تحمل مشكلات پاداش هاى عظيم الهى را كسب مى نمايد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده اند: بلاى بزرگ به اجر بزرگ پاداش داده مى شود، و هرگاه خدا بنده اى را دوست بدارد، او را به بلاى بزرگ گرفتار مى سازد، پس هر كه به بلا راضى شود خدا از او راضى است. و هر كه به بلا راضى نشود خدا از او راضى نمى شود.[8]
امام صادق عليه السلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَتَعَاهَدُ الْمُؤمِنَ بِالْبَلاَءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِى جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِيبَةٍ فِى أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِيبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْيَا لِيَأْجُرَهُ عَلَيْهَا»[9]؛ «خداوند متعال مؤمن را به مصيبت و بلاء گرفتار مى كند و او را به بيمارى در بدن مبتلا مى سازد و يا در مصيبت اهل و فرزند قرار مى دهد و يا يكى از مصيبت هاى دنيا را متوجه او مى كند تا او را پاداش دهد».
8. مانع از طغيان
يكى از خطراتى كه همواره انسان ها را در مسير خودسازى و تكامل تهديد مى نمايد خطر طغيان است و اين خطر زمانى متوجه انسان ها مى گردد كه در خود احساس بى نيازى نمايند همانگونه كه خداوند متعال فرمود:
«كَلاَّ إِنَّ الاْءِنْسانَ لَيَطْغى. أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»[10]؛ «چنين نيست (كه شما مى پنداريد) به يقين انسان طغيان مى كند. از اينكه خود را بى نياز ببيند».
 در جاى ديگر خداوند متعال فرموده:
«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبيرٌ بَصيرٌ»[11]؛ «هرگاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمين طغيان و ستم مى كنند؛ از اين رو به مقدارى كه مى خواهد (و مصلحت مى داند) نازل مى كند، كه نسبت به بندگانش آگاه و بيناست».
اما با دچار شدن انسان ها به مشكلات مجددا وابستگى خود را به خداوند متعال درك نموده و همين امر مانع از طغيان آنها مى گردد.
9. بازگشت به مسير حق
قرآن مى فرمايد:
«وَ ما أَرْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ»[12]؛ «هيچ پيامبرى را به نقطه اى نفرستاديم مگر اين كه مردم آنجا را با سختى مواجه ساختيم تا تضرع كنند».
«وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»[13]؛ «و به راستى قوم فرعون را به خشكسالى و كمى ميوه دچار آورد» نموديم تا متذكر شوند».
10. ارتقاء درجات
گاهى بلاها و حوادث تلخ زندگى براى دست يافتن به مقامات و درجات برتر و عالى است. چرا كه از مقامات افراد برجسته و اولياى خدا، صبر و  پايدارى در مقابل مصائب و خشنود بودن به قضاى الهى است. اين خود موجب اعتلاى درجه آنان است.
از حضرت صادق عليه السلام سؤال شد: عزيزترين مردم در نظر خدا كيست؟ فرمود: «كسى كه به هنگام عطاء سپاسگزار باشد و به هنگام بلا و گرفتارى صبر و تحمل نمايد».[14]
در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام فرمودند: «إِنَّ فِى الْجَنَّةِ لَمَنْزِلَةً لاَ يَبْلُغُهَا الْعَبْدُ إِلاَّ بِبَلاَءٍ فِى جَسَدِه»[15]؛ «در بهشت مقامى هست كه هيچ كس به آن جايگاه نمى رسد مگر اينكه در بدن خود ناراحتى و گرفتارى داشته باشد».
11. تقويت عقل و ايمان
حضرت صادق عليه السلام فرموده است: ابتلا و گرفتارى هاى دنيوى براى مؤمن زينت است، و كرامت و عزّت است براى كسانى كه صاحبان تدبر و عقل باشند.[16] زيرا در مباشرت و مصاحبت با بلا هر گاه توأم با صبر و ثبات قدم صورت بگيرد: ارتباط ايمان و اعتقاد، محكم تر و قوى تر و پاك تر و نورانى تر و آلودگى ها و تيرگى هاى دل برطرف خواهد شد.
پی نوشت ها
__________________________
[1]. بقره 2، آيه 155.
[2]. بحارالأنوار، ج64، ص236.
[3]. ارشاد القلوب، ترجمه: سلگى، ج1، ص 122.
[4]. خصال، ج 1، ص 70 و 144.
[5]. صدوق، خصال، ج1، ص 170.
[6]. بحارالأنوار، ج 64، ص 235.
[7]. انبياء 21، آيه 35.
[8]. الكافى، ج2، ص 253.
[9]. بحارالأنوار، ج 64، ص 237.
[10]. علق 96، آيات 6 و7.
[11]. شورى 42، آيه 27.
[12]. اعراف 7، آيه 94.
[13]. اعراف 7، آيه 130.
[14]. بحارالانوار، ج2، ص 58.
[15]. بحارالأنوار، ج64، ص 237.
[16]. بحارالأنوار، ج64، ص 231.

خودسازی در سیره علما

آیه الله مظاهری در مورد حضرت امام فرمودند: «‌درس ایشان فقط تعلیم و تعلّم نبود بلكه مقیّد بودند در ضمن تعلیم،‌ تهذیب هم باشد. آنچه برای ما اعجاب انگیز و از الطاف بزرگ ایشان بود تهذیب عملی بود كه ایشان داشتند.

به نام خدا
از دغدغه های اصلی علماء و بزرگان ما ، مساله تزکیه نفس بود، به همین خاطر اولین چیزی که بدنبال آن بودند، پیدا کردن استاد اخلاق مناسب بود. که متاسفانه امروزه جایگاه اخلاق و استاد اخلاق در حوزه ما کمرنگ شده است.
اخلاق و تزکیه نفس متاسفانه در بین مردم جامعه نیز جایگاه آنچنانی که باید داشته باشد را ندارد و شاید یکی از علت های آن، همین کمرنگ شدن مساله اخلاق در بین طلبه ها باشد.
اخلاق و تربیت اسلامی را مردم عوام از روحانیت درس می گیرند و وظیفه ی روحانیت، با توجه به تاکیداتی که از سوی خدا و ائمه اطهار علیهم السلام در این زمینه وارد شده است وظیفه سنگینی است.
تزكیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیه بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ »[1] «او خداوندی است كه در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزكیه نماید و كتاب و حكمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم كه می بینیم خداوند در قرآن كریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزكیه نفس ذكر می كند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّیها»[2] «هر كه نفس خویش را تزكیه كرد رستگار شد.»
و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینكه انسان همیشه باید مترصد دامهای شیطان و نفس اماره باشد.
حضرت علی (ع) می فرمود: «حتی یك لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نكنید كه این سهل انگاری ها در مورد نفس، شما را به راه های تاریكی می كشاند»[3]
از همین روست كه در مناجات امام سجاد (ع) مشاهده می كنیم كه چطور از شرّ نفس خویش به خداوند شكایت می كند: «الهی الیك اشكو نفساً بالسوء أمّاره والی الخطیئهِ مبادَرَهَّ...»
«خدای من به تو شكایت نفسی را می كنم كه امر كننده به بدی هاست و به خطا سبقت می گیرد و به معصیت و گناهان حریص است و در معرض سخط تو قرار می گیرد و مرا به وادی هلاكت می كشاند و مرا در نزد تو خوارترین هلاك شدگان قرار می دهد، تعلل او زیاد و آرزوی او بلند است...»[4]

در حالات علماء ربّانی و بزرگان دین نیز وقتی نظر می افكنیم ،‌دائماً مترصّد نفس خویش بوده و اهمیّت فوق العاده ای برای تهذیب نفس و خود سازی قائل بوده اند، به طوری كه پیوسته به مراقبه و محاسبه خویش می پرداخته اند و در اثر همین مجاهدت ها ،‌ پروردگار عالم نیز طبق وعده‎ای كه در قرآن كریم داده، «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»[5] راه های جدیدی از معرفت و هدایت را به روی آن ها گشوده است.[6]

تهذیب نفس در كلام بزرگان :

حضرت امام خمینی(ره):

«تا فرصت از دست نرفته بیدار شوید،‌ در مرحله اوّل در مقام تهذیب و تزكیه نفس و اصلاح خود بر آئید.»[7] «اگر شما درس بخوانید ممكن است عالم شوید ولی باید بدانید كه میان مهذّب و عالم خیلی فاصله است.
هر چه این مفاهیم در قلب سیاه و غیر مهذّب انباشته گردد حجاب زیادتر می شود، در نفسی كه مهذّب نشده علم حجاب ظلمانی است ، علم نور است ولی در دل سیاه دامنه ظلمت و سیاهی را گسترده‎تر می سازد.»[8]
«... حوزه‎‎های علمیه بیدار باشند، تقوا را ،تقوا را، تقوا را، ‌نصب العین خود قرار بدهید ـ ‌فضلا و ‌طلاب علوم دینیه ،‌ تقوی، ‌تقوی، تنزیه نفس و مجاهده با نفس می تواند بر یك امّت حكومت كند.»[9]

خود سازی و تهذیب نفس در سیره عملی بزرگان:

حضرت امام خمینی (ره):
آیه الله مظاهری در مورد حضرت امام فرمودند: «درس ایشان فقط تعلیم و تعلّم نبود بلكه مقیّد بودند در ضمن تعلیم،‌ تهذیب هم باشد و به عبارت دیگر درس ایشان كار رسول گرامی اسلام(ص) بود كه:«وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ» آنچه برای ما اعجاب انگیز و از الطاف بزرگ ایشان بود تهذیب عملی بود كه ایشان داشتند.»[10]
«بیش از 12 سال كه شركت در دروس عالیه ایشان داشته ام، در این مدت یك عمل مكروه از ایشان ندیدم. بلكه اگر شبهه مراء و جدالی، شبهه غیبت و دروغی... پیش می آمد حالت نگرانی به خوبی از ایشان نمایان می شد.
یادم نمی رود روزی امام در درس تشریف آوردند و به قدری ناراحت بودند كه نفس ایشان به شماره افتاده بود.
درس نگفتند و به جای درس نصیحت تندی نمودند و رفتند. و تب مالتی كه داشتند عود كرد و سه روز درس نیامدند. چرا؟ چون شنیده بودند یكی از شاگردان ایشان درباره یكی از مراجع غیبتی كرده بود.»[11]
________________________________________
پی نوشت ها:
1 . سوره جمعه /2
2 . سوره شمس آیات 1ـ9
3 . نهج البلاغه ـ خطبه 85
4 . مفاتیح الجنان ـ شیخ عباس قمی ـ‌ مناجات خمس عشر، مناجات شاكین
5 . سوره عنكبوت /69
6 . در نگارش مقدمه، از كتاب: اخلاق اسلامی (شرح خطبه متقین نهج البلاغه ) و شرح اربعین حدیث امام (ره) استفاده شده: 1)_ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه ، دروس نهج البلاغه آیه الله مكارم شیرازی ـ‌تألیف: ‌اكبر خادم الذاكرین ص281 تا 287 ـ‌ ناشر: ‌مدرسه الامام علی بن ابیطالب/ سوّم/ 1379 _ 2 ) ـ شرح اربعین حدیث ـ ص3 ـ امام خمینی (ره) ـ مۆسسه تنظیم و نشر آثار امام /اوّل/ 1371
7 . جهاد اكبرـ ص61 ـ امام خمینی (ره) مۆسسه تنظیم و نشر آثار امام ـ چهارم/ 1374 .
8 . همان / ص18
9 . صحیفه نور ـ ج ـ ص- 10 /12/ 57 سازمان مدارك فرهنگی اسلامی /1369
10 .سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی(ره) ج5ـ ص166 ـ گردآوری رضا شعر باف،‌ انتشارات پیام آزادی ـ چاپ هشتم / 1374 .
11 . همان/ص164
منبع:
این مقاله برگرفته از سایت اندیشه قم می باشد.

تهیه و فرآوری : مجید ملکی ، گروه حوزه علمیه تبیان

برگرفته از پایگاه : http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=204732

1- جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ، حضرت امام روح الله موسوي خميني رحمه الله

2- تهذيب نفس از ديدگاه قرآن کريم ، آيت الله مظاهري

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1277

3- جهاد با نفس ، آيت الله مظاهري ، 5 جلد

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1280

4- راه خودسازى (چهل مجلس) ، جواد حبيبى تبار

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1280

5-رساله لب اللباب در سير و سلوك اولي الالباب ، نويسنده:سيدمحمدحسين حسيني‌طهراني ، ناشر:موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام

6- به سوي خود سازي، آيت الله محمد تقي مصباح يزدي، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى رحمه الله

http://mesbahyazdi.org/farsi/writen/new_book.htm

7- راه هاي خود سازي جوانان ، سيد محمد تقي قادري

8- اسلام و تزکيه نفس ، محمد حسن آموزگار، ناشر: انجمن اولياء و مربيان

9- روش خود سازي ، سيده فريده مصطفوي، ناشر : بوستان كتاب

10- ادب حضور، سيّد ابن طاووس رحمه الله ، ترجمه ي فلاح السّائل شيخ بهايي رحمه الله

11-در آستانه سلوك ، نوشته عباس اسماعيلى يزدى

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/644/Page-1

12-آيين تزکيه، پدید آورنده: محمد حسن رحیمیان و محمد تقی رهبر

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/692/Page-1

13-تحليلى بر روشهاى تربيت نفس و اهداف آن در فرهنگ وحى ، نوشته اکبر دهقان

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/251/Page-1

14-سلوك علوى (راهبردهاى امام على (ع ) در تربيت فرزندان ) ، نوشته سید حسین اسحاقی

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/208/Page-1

15-حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى ، نوشته محی الدین الهی قمشه ای

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/236/Page-1

16-برنامه سلوک در نامه های سالکان ، نوشته علی شیروانی

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/726/Page-1

17-تربيت معنويت تهذيب ، نوشته ايوب حاتمي‌سعدآبادي

http://www.ghaemiyeh.com/library/category/ready/book/3066/Page-1

18-جهاد با نفس ، نوشته شیخ حر عاملی

http://www.ghaemiyeh.com/component/dlibrary/category/ready/book/234/Page-1

19- بهشت اخلاق : درسنامه تزكيه و خودسازي ، نويسنده: سيدخليل حسيني ، ناشر:مسجد مقدس جمكران

20-روشهاي تربيت ، نويسنده : سيد مهدي موسوي‌كاشمري ، ناشر: موسسه ‌بوستان‌ كتاب ‌قم

21-تزكيه نفس از ديدگاه بزرگان ، نويسنده: جواد الهائي‌سحر، ناشر: عصر رهايي

معرفي مختصر كتاب:
تزكيه نفس و خودسازي در آموزه ‏هاي نبوي با عنوان جهاد اكبر توصيف شده است. در اين كتاب مقدمات و شرايط آمادگي براي غلبه بر هواي نفس و دور كردن وسوسه‏ هاي شيطاني بازگو شده و با ذكر رهنمودها و مواعظي از آيات و روايات و زندگي اولياي الهي از اهميت خودسازي براي جوانان سخن رفته است. اقسام وحي و الهام، مقام قرب، انواع مكاشفه، ملك و ملكوت، مراقبه و محاسبه و سير و سلوك و مقام يقين از عناويني است كه در كتاب حاضر به آنها پرداخته شده است.

22-محاسبه نفس، يا، روش پيشگيري از وقوع جرم ، نويسنده: علي ‌بن ‌موسي ابن‌ طاووس،مترجم : عباسعلي محمودي
ناشر: فيض كاشاني

23-تزكيه روح ، نويسنده : سيدجعفر رفيعي ، ناشر: ياران قائم (ع)

24-به سوي محبوب ، يا ، راه تزكيه،گردآورنده : مهدي ساعي، ناشر: شفق

معرفي مختصر كتاب:
در مجموعه حاضر بيانات ((آيت ‌الله بهجت)) براي وصال به حضرت حق ذيل موضوعات مختلف گردآمده است .برخي موضوعات كتاب عبارت ‌اند از :((راه سعادت و بندگي خدا))، ((كمال واقعي))، ((ترك معصيت))، ((دعا و نيايش))، ((محبت))، ((نماز)) و ((اعمال صالح)) .