ترس از مرگ ۱۴۰۱/۰۳/۲۳ - ۱۸۸ بازدید

سلام خسته نباشیدببخشید من دختری ۱۴ ساله هستم. ۱.من از مرگ می ترسم چه کنم؟
۲.پسرهاو پسران مذهبی چه کارها و عاداتی دارند و موقع مقابل شدن با آنها باید چطوری بود، آیا اگر سر را پایین بیندازیم آنها به ما توجه می کنند؟؟ و چه کارهایی باعث به گناه انداختن آنها میشه و نباید در مقابل آنان انجام داد؟
۳.پسران مذهبی که با حیا و با عفت هستند، به کسی علاقه مند می‌شوند؟چطوری؟ چه کارهایی رو انجام می دهند؟ از کجا باید فهمید که آن پسر به کسی علاقه مند شده؟ آیا به صورت دختر نگاه می‌کند وقتی عاشق آن فرد بشه یا نه؟

بیشتر مردم از نام مرگ می ترسند ، از مظاهر آن می گریزند ، از نام گورستان متنفرند و با زرق و برق دادن قبر ها می کوشند ماهیت اصلی آن را به فراموشی بسپارند . و حتی برای فرار دادن افراد از هر چیز خطرناک و یا غیر خطر ناکی که می خواهند کسی آن را دستکاری و خراب نکند، می نویسد: (خطر مرگ !) . آثار وحشتناک بودن مرگ برای انسان در ادبیات مختلف دنیادیده میشود؛ تغییراتی از قبیل: هیولای مرگ، سیلی اجل، چنگال موت، گرگ اجل، و دهها تعبیراتی مانندآن، همه اینها نشانه وحشت و اضطراب انسان از مرگ است. داستان معروف رویای آن خلیفه درخواب دیده بود همه دندانهای او ریخته است)و آن دو نفرکه هردو درتعبیرخواب او به دو عبارت مختلف، یک چیز را گفتند ! ولی یکی گفت «نزدیکان تو همه خواهند مرد» و دیگری گفت:«عُمرِخلیفه از همه بستگانش طولانی ترخواهد بود»؛ و واکنش هارون در برابر دوتعبیرکننده که به دومی،صد لیره داد و به اولی دستورداد صد تازیانه بزنند! نیز، دلیل دیگری بر این حقیقت است؛ زیراهردویک مطلب راگفته بودند؛ اما آنکه نام مرگ کسان خلیفه را بر زبان جاری کرده بود،صد تازیانه نوش جان کرد وکسی که مرگ آنها را در قالب طول عمرخلیفه، اداء نمود، صد لیره پاداش گرفت. الف ) علل وحشت از مرگ
اکنون باید دید منشأ و سرچشمه این ترس و وحشت چیست وازکجاست؟بامراجعه به فطرت وخواست درونی بشروروایات معصومین،روشن میشودکه این پدیده،ناشی وسرچشمه های متعّدد دارد که ذیلاً به مهمترین آنها
 درحدّی که این راگنجایش باشد، اشاره می کنیم: 1-علاقه و دلبستگی شدید به دنیا:
جهان هستی،ظاهری داردوباطنی، طبق بیان قرآن کریم ،دنیاوعالم طبع وطبیعت،ظاهر،وعالم آخرت،باطن جهان هستی است؛چنانکه فرمودند : یعملون ظاهرامن الحیوه الدنیاوهم عن الاخره هم غافلون .«سوره روم، آیه 7»
یعنی: اکثرمردم به امورظاهرازدنیا آگاهند ،ولی ازعالم آخرت (که باطن آن است)بکلّی بی خبرند،کسانی که دردنیا به ظاهرش دلبسته اندوابدا باباطن آن کاری نداردو بی حساب و بی مسئولیت زندگی میکنندو بالأخره،تمام همّتشان رادر تزیین ظاهرو تهیّه متاع وکالای دنیا صرف نموده اند وهمه علاقه هارابه دنیاوزخارف آن منحصرکرده است .
وبه تعبییر قرآن کریم:علاقه به دنیادرنظرآنان زیباجلوه کرده است (زین للناس حب الشهوات من النساءوالبنین والقناطیرالمقنطره من الذهب والفضه والخیل المسوّمه والانعام والحرث ذلک متاع الحیات الدنیا والله عنده حسن المآب) « سوره آل عمران، آیه 14»
برای چنین افرادی ،مرگ حقیقتاوحشتزاست؛زیرا بامرگ، یکجاعلاقه هادرهم فرو میریزد ورابطه هاقطع میگردد.وجدایی ازمحبوب نیزسخت ناراحت کننده است. اماکسانی که درعین توجه به ظاهر عالم،به باطن آن هم توجه کرده وضمن گذراندن عمر،به فکرتهیّه کالای عالم باطن وپس ازمرگ هم بوده اند،آنان ازمرگ، چنین وحشتی راندارند،زیرا علاقه به آن طرف هم بوده وبامرگ، به محبوبهای خویش میرسد. 2- مرگ را به معنای فنا و نابودی دانستن:
با مراجعه به قرآن کریم وروایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام روشن می شود مرگ ،به معنای فناونابودی نیست ،بلکه همچون تولدجنین ازمادراست.یک تولدثانوی است وبافرارسیدن مرگ،به جهانی گام میگذاریم که به مراتب ازاین جهان وسیعتر،پرفروغتر،آرامبخش تر،ومملوازانواع نعمتهایی است که درشرایط کنونی ودرزندگی این عالمی،برای ماقابل تصورنیست. بنابراین، مومنین و معتقدین به عالم پس ازمرگ، نبایدازاین جهت ازمرگ بترسند؛ زیرااعتقاد به نابودی و نیستی به وسیله مرگ واعتقاد به زندگی پس ازمرگ، قابل جمع نیست. 3-جهل و ناآگاهی نسبت به حقیقت مرگ :
جهل و ناآگاهی، همیشه منشأ ترس است.بشراز شب تاریکی خوف دارد؛چون ظلمت وتاریکی، باعث جهل است؛جایی رانمی بیند،راه را از چاه تشخیص نمی دهد،مسیر را از پرتگاه تمیز نمی دهد. اینکه همه ازمرگ می ترسند، برای این است که نمی دانند مرگ چیست؟مرگ چگونه بر آنان مستولی می شود و نمی دانند درحین مرگ، با چه عوارض وحوادثی مواجه می شوند. امام عسکری علیه السلام فرمود (پدرم امام هادی علیه السلام بر یکی ازاصحاب خود-که درمرض موت بود-وارد شد، اومی گریست و از اینکه در معرض مرگ قرار گرفته بود بی تابی می کرد. حضرت به وی فرمود ای بنده خدا ! اینکه از مرگ ترسانی برای این است که نمی دانی مرگ چیست؟ و نسبت به آن معرفت وآگاهی نداری :«یاعبدالله تخاف من الموت لأنک لاتعرفه» « معانی الاخبار، صدوق ، ص 290، و بحار ج 69، ص 156، ح 13» ( وسپس پیرامون مرگ، مطلبی به او فرمودکه موجب آرامش وتسکین خاطرش گردید) . بوعلی سینا درکتاب ((شفا))علت اصلی ترس مردم ازمرگ را جهل وناآگاهی آنان نسبت به مرگ وعواقب بعدازمرگ می داند.وعین عبارت بوعلی در گرداگرد قبر او نوشته است. 4-تعمیر دنیا و تخریب عالم آخرت:
عدّه ای دیگراز انسانها هستند که ازمردن وحشت دارند،اما نه بخاطراینکه مرگ را به معنای فنا و نیستی بدانند و یا به عواقب خود درعالم پس ازمرگ آگاه نباشد ،بلکه بخاطراینکه پرونده اعمال خود را سیاه و تاریک نموده اند . زیرا به مجرمی می مانند که از پشت میله های زندان آزادشده،به سوی چوبه دارمی روند.
تمام کوشششان را صرف آبادی دنیاکرده و برای آخرت کارنیکی نکرده و آنجا را خراب کرده اند.و به همین جهت،ازمرگ می ترسند .
ودر روایات، دنیا برای مومنین (زندان) ولی برای کفار (بهشت) دانسته شده، قهراً مرگ برای کفار،خروج از بهشت و دخول در جهنم است،پس حق دارند که ازمرگ بترسند و مرگ برای آنان وحشتناکترین چیزها باشد.
دنیا، زندان مومن و بهشت کافر است ومرگ پلی است که آنان را به بهشت و اینان را به دوزخ می رساند. و درقرآن کریم آمده است: انانکه مرگ وعالم پس ازمرگ،جایگاهشان آتش وجهنم است.دراینصورت، حق دارندازمرگ بترسند.
تخریب عالم آخرت ،به وسیله عقاید فاسد و ناشایست ، باعث ترس ازمرگ است. اصلاح امور آخرت و رضایت به مقدرات این ترس را کاهش میدهد .فرموده اند :
«زیرک ترین مردم کسى است که بیشتر به یاد مرگ باشد». این امر باعث مى شود انسان خودش را آماده مرگ کند و براى به دست آوردن این آمادگى، از محرمات بپرهیزد. ترس معقولی مد نظر ش باشد .
ذکر صلوات و ذکر لا حول ولا قوه الا بالله زیاد بگویید .
ب) انسان باید رابطه خودش را با خدای متعال از طریق اطاعت و بندگی و اعمال صالح و خلوص نیت اصلاح نماید. در اینصورت خدای متعال حرمت و احترام و اطاعت دیگران برایش را فراهم مینماید. نیازی به جلب توجه دیگران با ابزار و اسباب مشتبه یا حرام ندارد. انسان کامل نیازی به جلب توجه کسی ندارد . بلکه تصمیمهای خودش را با صلاحدید آخرت و اصلاح دنیایش انجام میدهد نه اینکه بخاطر دیگران رفتاری منفعلانه داشته باشد .تا آنها او را مورد پسند بدانند . رفتار عام اهل ایمان را باید در کلیات دانست و آگاهانه بدانها عمل نمود. یک جوان با ایمان حق ندارد به نامحرم نگاه کند یا توجه و ارتباطی خارج از عرف دینی به آنها داشته باشد. ملاکها در عرف دینداران ارزش شخص را تعیین مینمایند نه تظاهر به داشتن ایمان بدون عمل صالح داشتن .

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید