تفاوت ذاتی، رتبی و ظاهر انسانها ۱۴۰۱/۰۳/۱۸ - ۱۰۷ بازدید

سلام ...زمان ادم و حوا خواهر بردار مگ ازدواج نکردن ...باید پس همه باید شبیه هم باشن..پس اینهمه قیافه های مختلف نژادای مختلف چجوری اومد ...

1ـ چرا خداوندِ قادر متعال همه ی موجودات را در عالیترین حدّ وجود نیافریده است ؟
2ـ اگر هر انسانی رتبه ی وجودی خاصّ خود را دارد ، پس چرا در برخی صفات مثل اختیار یا عاقل بودن با هم اشتراک دارند؟
3ـ اگر هر انسانی رتبه ی وجودی مخصوص به خود را دارد ، پس تکامل و ترقّی وجودی چه معنایی دارد؟
4ـ اگر هر انسانی رتبه ی وجودی خاصّ خود را دارد ، چرا همه ی انسانها یک گونه تکلیف دارند و همه باید از یک شریعت پیروی نمایند؟
5 ـ چگونه یک رتبه از وجود هم می تواند مختار و مکلّف باشد هم معصوم از هر گناه و خطایی؟
6ـ چگونه رتبه ی برتر وجود می تواند الگو و اسوه ی رتبه ی مادون وجود باشد؟ مگر نه این است که الگو باید از سنخ الگوگیرنده باشد؟!
7ـ اگر کسی به خاطر رتبه ی وجودی خاصّش معصوم است ، پس عصمت برای او چه فضیلتی دارد؟
ـ وجود، یک حقیقت دارای مراتب است که ما از مراتب گوناگون همان یک حقیقت، ماهیّات گوناگونی چون انسان و گیاه و حیوان و جماد ، و امثال این امور را انتزاع می کنیم. با این بیان اجمالی ، که تفصیل آن با عنوان « تشکیک وجود » در کتب فلسفی بیان شده ، معلوم می شود که در هر مرتبه از وجود ، تنها و تنها یک فرد می باشد ؛ طبق براهین حکما تشخّص (شخص بودن هر موجودی ) به مرتبه ی وجود آن است نه به ویژگیهای او مثل قدّ و رنگ و شکل و زمان و مکان و ... . بلکه خود این ویژگیها نیز از لوازم تشخّص یک موجود بوده ، حکایت از رتبه ی وجودی او می کنند. (ر.ک: بدایةالحکمة ، علّامه طباطبایی ، مرحله پنجم ، فصل هشتم )شاید این حقیقت متعالی را بتوان با مثالی آشنا روشنتر ساخت. اگر مراتب وجود را ـ به تسامح ـ مثل مراتب اعداد در نظر بگیریم ، آنگاه خواهیم دید که هر رقمی مرتبه ی خاصّی از عدد را به خود اختصاص داده و به خاطر واقع بودن در آن مرتبه ، صفات خاصّی را نیز دارا شده است ؛ و محال است عدد دیگری در جای آن عدد قرار گیرد. برای مثال ، عدد سه محال است فرد نبوده زوج باشد ؛ چون لازمه ی مرتبه ی سوم عدد ، فرد بودن آن است ؛ کما اینکه محال است عدد چهار هم زوج نبوده فرد باشد ؛ یا محال است عدد چهار ، عدد اوِّل باشد کما اینکه محال است عدد هفت ، عدد اوّل نباشد. همچنین محال است عدد سه در عین اینکه خودش خودش می باشد در جایگاه وجودی عدد چهار قرار گیرد ؛ ــ توجّه: بحث روی حقیقت این اعداد است نه علائم قراردادی آنها که در هر زبانی متفاوت می شود.
-- میان انسانهای عادی و انبیاء و ائمه علیهم السلام تفاوت مرتبه وجود دارد ، بلکه بین تک تک انسانها و بلکه بین تک تک موجودات عالم خلقت نیز ، تفاوت مرتبه حاکم است و هیچ موجودی در مرتبه ی وجودی موجود دیگر نیست ؛ تا آنجا که حتّی دو الکترون یا دو پروتون نیز در یک رتبه از وجود قرار ندارند . لکن این تفاوت مراتب تنها زمانی قابل درک می شود که فاصله ی بین موجودات زیاد باشد. این حقیقت متعالی براهین عقلی خاصّ خود را هم در فلسفه ی اسلامی دارد که این مقال را مجال بیان آن نیست ؛ در این باب فقط به همین جمله بسنده می شود ، که طبق اصالت وجود ، تشخّص موجودات به وجود آنهاست نه به ماهیّات جوهری یا عرضی آنها.

--- برخی چنین خیال کرده اند که هر کمالی که با کسب به دست نیاید ، ارزش و فضیلت نمی باشد ؛ غافل از آنکه کمال در ذات خود فضیلت است و نحوه ی به دست آمدن آن مهمّ نیست. آیا آنکه ذاتاً زیباست با آنکه زیبا نیست ، یکسانند؟ روشن است که یکسان نیستند. زیبایی ذاتاً خواستنی است ، چه کسبی باشد و چه ذاتی. ملائک عظام ، کمالات خود را کسب نکرده اند ؛ خداوند متعال نیز کمالش را کسب نکرده است ؛ پس آیا خدا و ملائکش فضیلتی ندارند؟ انسان ذاتاً از حیوانات و گیاهان و جمادات برتر است ، پس آیا می توان گفت که انسان فضیلتی بر حیوانات و گیاهان و جمادات ندارد؟ روشن است که انسان افضل از حیوان و گیاه و جماد می باشد ، اگر چه انسانیّت خود را کسب نکرده است. اساساً باید دانست که فضیلت و کمال ، دو اسم برای یک حقیقت می باشند ؛ لذا هر جا کمالی است ، فضیلت نیز حضور دارد.
---- مقتضای حکمت و عدل الهی این نیست که همه مخلوقات را یکسان بیافریند; بلکه اقتضای حکمت این است که جهان را به گونه ای بیافریند که موجودات مختلف متناسب با هدف نهایی باشند. در این رابطه اجزای عالم را نباید گسسته و جدا از یکدیگر در نظر گرفت , بلکه باید آنها را به صورت مجموعی که هر عضو واقعا و تکوینا جزء و عضو یک نظامند و در این صورت هر امر جزیی و موردی باید با نظام سنجیده شود. در یک مجموعه, هر جزء موقعیت خاصی دارد که برحسب آن, کیفیت خاصی را دارا می شود.
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست
اساسا اگر تفاوت وجود نداشته باشد, کثرت و تنوع نیز نخواهد بود و اگر کثرت و تنوع نباشد, دیگر مجموعه و نظام , مفهومی نخواهد داشت .
هر یک از پدیده های هستی معلول بی شماری از علت ها و پدیده های دیگر است که هر یک تاثیر خاصی بر این پدیده دارند، بنابراین چون علت ها و عوامل موثر در هر پدیده متفاوت است، محصول آنها نیز متفاوت خواهد بود.
در فلسفه بحثی هست تحت عنوان امتناع تماثل. یعنی مثلیت در هستی وجود ندارد و نمی شود که دو پدیده دقیقا مثل هم باشند. البته مثال هم داریم و تشابه وجود دارد. اما مثلیت وجود ندارد، اینکه دو موجود دقیقا در یک موقعیت مکانی و زمانی و کیفیتی باشند، عقلا محال است.
همین که پدر و مادر شما و زمان و مکان تولد و رشد شما با بنده و اشخاص دیگری که زندگی می کنند، متفاوت است، بهترین علت برای این است که شما با بنده و سایر انسان ها متفاوت باشید؛ زیرا تمامی این عوامل بر کیفیت خلقتی ما اثر دارند و زمینه تفاوت را فراهم می کنند.
نظان احسن خلقت:
خداوند متعال، نظام خلقت را به نحو احسن و کامل ترین وجه، خلق کرده است. اقتضاى نظام احسن و کامل آن است که در این نظام، «تفاوت»ها به عنوان یک ضرورت باشد. ما در این عالم - که به اقتضاى کمال خود، واجد تفاوت هایى است - به یکى مى گوییم خوب و دیگرى بد. سپس مى پرسیم: آن خوب که هست، این بد چرا وجود دارد؟ نمى دانیم که در واقع اگر این بد نبود؛ آن خوب هم نبود مثل یک تابلوى نقاشى که در آن، روشنایى و تاریکى توأم وجود دارد.
این تفاوت میان قسمت ها است که یک قسمت روشن و یک قسمت تاریک است؛ ولى این تابلو، تابلو بودن و زیبایى و کمال خودش را به همین دارد که روشنى ها و تاریکى ها، به یکدیگر آمیخته است. اگر به جاى تاریکى ها، همه روشنى بود، آیا آن وقت تابلو وجود داشت؟ آیا آن وقت زیبایى وجود داشت؟ آیا اگر در دنیا زشتى نبود، زیبایى وجود داشت؟ اگر انسان بد و شقى نبود، انسان خوب و سعید بود؟ آن را که الان ما مى گوییم زیبایى و در مقابل آن مات و مبهوت مى مانیم و آن را درک و توصیف مى کنیم، براى این است که همه جاى دنیا آن طور نیست. اگر تمام دنیا یک جور بود و همه انسان ها خوب بودند و اگر همه افراد بشر، خصیصه على بن ابیطالب و پایین تر یک انسان سعید و خوب را مى داشتند، دیگر حضرت على بن ابیطالب و انسان هاى وارسته اى هم در دنیا قابل شناخت نبودند.
پس آنچه که ما آن را خوب و سعید و زیبا مى نامیم، زیبایى، سعید و خوب بودنش مدیون همین زشتى زشت، بدى بد و شقاوت شقى است. (نگا: توحید، ص 312؛ عدل الهى، صص 163-165)
علت تفاوت ها:
درباره علل تفاوت ها در بین افراد بشر باید دانست . تفاوت در کیفیت خلقت انسان ها نتیجه و لازمه حتمی نظام مندی و قانونمندی جهان هستی است . یعنی : 1) نظام خلقت نظام علت و معلول است . هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی آید و تخلف هیچ معلولی از علت تامه اش ممکن نیست (اصل ضرورت علی ). 2 ) رابطه علت و معلول دارای قوانین و قواعد معین است ; یعنی چنان نیست که از هر علتی , هر معلولی قابل ایجاد باشد. به تعبیر دیگر هر علت معینی معلول معینی دارد; مثلا از علف خوردن گوسفند, بوعلی سینا درست نمی شود و آمریکایی ها به خاطر خوردن قهوه , به کره ماه نرفتند (اصل سنخیت علت و معلول ). اگر دو اصل فوق با ژرفکاوی دقیق فلسفی مورد بررسی قرار گیرد, مشخص خواهد شد بینا یا نابینا تولد یافتن یک فرد لازمه حتمی مجموعه عللی است که در به وجود آوردن وی مؤثر بوده اند. در این امور عوامل بسیار متعددی دخیل اند, حتی کیفیت آمیزش والدین , زمان , مکان , روحیات و حالات روانی , وضعیت جسمی , نوع و مقدار غذاهایی که مصرف کرده اند و ... هر یک به سهم خود نقشی در کیفیت تکوین جنین ایفا می کنند.
در این جا ممکن است سوال شود که آیا خداوند نمی تواند با تفاوت چشمگیری که همه این عوامل دارند, ولی تأثیر همه را یکسان سازد؟ پاسخ آن است که چنین چیزی سر از تناقض درمی آورد, زیرا لازمه آن این است که علت پدیده ای محقق باشد, ولی تأثیر نکند و علت بودن و تاثیر نکردن تناقض آمیز است .
و یا معلولی بدون علت پدید آید, که لازمه آن این است که کل طرح نظام آفرینش به هم بخورد, زیرا در این صورت پدید آمدن هر چیز از هر امر نامربوطی محتمل می شود و آن گاه است که از علف خوردن گوسفند باید ابوعلی سینا پدید آید! در قیامت نیز خداوندئ هر کس را به اندازه نعمتی که به او داده بازخواست می کند. از این رو عدالت خداوند هم در دنیا و هم در آخرت تجلی می کند.
برای مطالعه بیشتر ر.ک: - عدل الهی, شهید مطهری, بحث راز تفاوت ها

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید