دعا برای آرامش قلب ۱۳۹۲/۰۷/۱۱ - ۱۳۸۲۶ بازدید

مدت یک هفته هست که متوجه شدم بسره نه سالم به دیابت مبتلاست وبایدتااخرعمرانسولین مصرف کنه اول اینکه عاجزانه ازشمامیخام که برای فرزندم دعاکنید واینکه راهنماییم کنیدجه دعایاذکری روبخونم که قلبم اروم بشه دنیابرام کوجک شده من تمام امیدم به خودخداست که فرزندم شفا بیداکنه

قبل از هر چیز با شما پرسشگر عزیز احساس همدردی کرده و ازخداوند متعال خواستار شفای هر چه زودتر فرزند دلبند شما هستیم.به شما قول می دهیمکه در حرم بانوی با کرامت ، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها برای شفای همه
مریضان علی الخصوص فرزند شما دعا کنیم.
بهتر است کمی در مورد فلسفه بلاها و مصیبت هایی که در این دنیا گریبان گیر انسان می شود صحبت کنیم.
براساس آنچه از احادیث استفاده مى شود، خداوند گاهى مؤمنان را در دنیا به بلاها و
رنج ها مبتلا مى کند تا این گرفتارى ها کفاره گناهان آنان شود و در روز قیامت دیگر
چیزى که به خاطر آن عقوبت و کیفر شوند در کار نباشد و آنان را از نعمت خود
برخوردار سازد، ولى افرادى که کافر و مشرک هستند چنانچه برخى کارهاى نیک داشته
باشند، پاداش آنان را در همین جهان به آنان مى دهد; در نتیجه، در آن جهان با دست
خالى حاضر خواهند شد.
در قرآن مى خوانیم: «ان تکونوا تألمون فانهم یألمون کما تألمون و ترجون من الله ما
لایرجون; اگر شما(مومنان) رنج مى کشید، کافران نیز همان گونه که شما رنج مى کشید،
رنج مى کشند، و حال آن که شما امیدى به خدا دارید که آنان ندارند».
آنچه در این مسأله مهم است، جهان بینى دینى است. جهان بینى دینى دنیا و رنج هایش
را بد نمى داند، بلکه به عکس رنج ها را عاملى براى تحّرک به شمار مى آورد; سوره
نساء، آیه 104. زیرا رنج ها وابستگى انسان را به دنیا کم مى کنند و او را به راه
مى اندازند. این ذات دنیاست که با تغییر احوال و فصول و مرگ حتمى، به انسان آگاهى
مى دهد که اینجا جاى ماندن و قرار نیست. بنابراین برخوردارى ها و بلاها، معیار
سعادت نیستند و از همین جاست که نقش بلاها در سیر و سلوک معنوى و شکوفایى قابلیت
هاى درونى مؤمن آنقدر اهمیت پیدا مى کند که در حدیث آمده است: «البلاء للولاء
؛کسانى
که ایمان بیشترى دارند، رنجشان بیشتر است».
با این مقدمه مى توان گفت که سختى و بلا بر چند قسم است و هر یک بر صنف خاصى وارد مى شود:
1) بلاهایى براى رسوا ساختن مشرکان و کافران خبیث است .
2) بلاى وارد بر مؤمن که زاییده ى گناه وى است و موجب ریزش گناه او مى گردد «و ما
اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود
شماست».
امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: سپاس و ستایش خدایى را که رنج و گرفتارى پیروان ما
را مایه ى زدوده شدن گناهان آنان در دنیا قرار داد تا بااین رنجها و بلاها طاعتشان
سالم ماند و سزاوار پاداش آن شوند.
3) بلاى وارد بر مؤمن براى تصحیح ایمان است. امام صادق(ع) مى فرماید: «بلا و
گرفتارى براى مؤمن زیور است و براى آن که خرد ورزد کرامت است. زیرا گرفتار بلا شدن
و شکیبایى و پایدارى کردن در برابر آن ایمان را تصحیح مى گرداند.
4) بلاى وارد بر مؤمن موجب بیدارى او است: امام صادق(ع) مى فرماید: هیچ مؤمنى نیست
مگر آن که هر چهل روز یک بار به وسیله ى بلا و گرفتارى متنبه مى شود. این بلایا به
مال او مى رسد یا به فرزندش یا به خودش که پاداش آن را مى بیند و یا اندوهى به او
مى رسد که نمى داند از کجا رسیده است.
5) بلاى وارد بر مؤمن باعث ارتقاى ایمان است، چرا که ایمان خود داراى درجات
گوناگونى است و مؤمنین نیز داراى درجاتند و خداوند سبحان در این باره مى فرماید:
«هم درجات عندالله؛ مؤمنان نزد خداوند داراى درجات هستند» جناب رسول الله(ص) در
مورد این نوع بلا مى فرماید: خداوند براى انسان مقام و منزلتى در نظر گرفته است که
او با کرده خود بدان نمى رسد تا آن که در بدن خود به بلایى گرفتار شود و بدین
وسیله به آن مقام رسد.
6) بلاى وارد بر انبیاء و مقربان درگاه الهى است که براى ارتقاى کمال انسانى
انبیاء است و لذا جناب ابراهیم نبى(ع) با پیروزى در امتحان به مقام امامت رسیده
است. «و اذ ابتلى ابراهیم ربّه بکلمات فأتمهنّ، قال انّى جاعلک للناس اماما ؛ بیاد
آر هنگامى که خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى
آورد خدا به او گفت: من ترا به پیشوایى خلق برگزینم». با این مقدمه روشن مى شود که
هیچ گروهى و هیچ فردى نیست که مورد آزمایش و امتحان قرار نگیرد و بلکه همه
انسان ها لحظه به لحظه و دم به دم مورد آزمایش قرار مى گیرند.
بنابراین ، در هر یک از عملکرد و رفتارهاى خویش آزمایش الهى را ببین، همچنین با
توضیحى که گذشت، آزمایش الهى و غضب الهى جمع مى شود، چرا که انسان مؤمنى مثل شما
با یک گناه هر چند کوچک مورد غضب خداى تعالى واقع مى شوید و خداى عزیز با بلایى هر
چند کوچک که زاییده همان گناه است، شما را آزموده تا موجب پالایش جان شما گردد و
جانتان از گناه تصفیه شود.
اگر مى خواهید مثالى براى شما ذکر مى کنم: مؤمنى غیبت شخصى نموده است و لذا مورد
غضب الهى واقع گشته است و با این غضب غم و اندوهى سخت بر او وارد شده است (غم
اجتماعى، مالى، علمى، روحى و...) و این غم جان او را پالایش مى کند، تصفیه مى کند،
جلا مى دهد تا این که اندک اندک آلودگیها زدوده مى شود و با صبر در برابر این غم و
اندوه نیز از آزمایش الهى سرافراز بیرون مى آید.
اما در مورد حفظ آرامش :
اساسا ارتباط با خدا آرامش آور است؛ یعنى، انسان ذاتا دوستدار و عاشق خدا است و وقتى عاشق به معشوق برسد آرامش مى یابد. از طرف دیگر خداوند در قرآن فرموده است که: «در مؤمنان سکینه و آرامش نازل مى کند».
بهترین چیزى که روح انسان را صفا مى بخشد و حالت آرامش و سکونت براى انسان ایجاد مى کند، ذکر و یاد خدا است. قرآن مى فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ آگاه
باشید که با یاد خدا دل ها اطمینان و آرامش پیدا مى کند» (رعد، آیه 28).
آرى این خاصیت ذکر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذکر است. از این رو
اگر با حال توجه و خلوص داشته باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس یک حالت سبکى و
آرامش در خود مى کند. کسى که درد دلش را با خدا در میان مى گذارد به این معنا است
که قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پیدا کرده است. خداوند نیز وعده فرموده
است که: «هر کس با توجه به او رو کند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا کند و دل و
روحش را نورانى نماید». آنچه بعد از این حالت در خود احساس مى کنید، حاکى از آن
افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس باید شاکر باشید و توجه داشته باشید که این
یک حالت مادی نیست؛ زیرا روح یک عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم که از طرف حق در آن مى شود مادى نیست.
براى رسیدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نکات زیر ضرورت دارد:
1- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت
در واقع آرامش قلبى ثمره یاد خدا است: « فاذکرونى أذکرکم». خداوند به ما دستور
داده پیوسته وى را یاد کنیم و او را حاضر و ناظر بر احوال خود بدانیم. جریان حضرت
یونس را که مضمون نماز غفیله به ایشان ارتباط دارد، بررسى کنید. وقتى گرفتارى هاى
حضرت به بالاترین حد مى رسد، انس و یاد خدا او را از گرفتارى ها مى رهاند: « لااله
الا انت سبحانک انّى کنت من الظالمین، فاستجبنا له و نجّیناه من الغمّ و کذلک ننجى
المؤمنین»
امام صادق(ع) مى فرماید: تعجب مى کنم از کسى که غمگین و نگران است و به فرمایش
الاهى پناه نمى برد؛ « لا اله الا الله انت...». چون خداوند به دنبال آن
مى فرماید: « فنجّیناه من الغمّ و کذلک ننجى المؤمنین» خداوند به واسطه ذکر خودش
حضرت یونس را از گرفتارى ها نجات داد و هر مؤمنى را که به این ریسمان الاهى چنگ
زند، نجات خواهد داد.
2- شرکت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى کمیل، ندبه... .
برخى بزرگان مى فرمایند: هیچ مشکلى نداشتم مگر این که با دعاى توسّل حلّ شد.
3- رفتن به زیارت اهل قبور و شهدا و یاد قبر و قیامت و برزخ و معاد و توجه به
آرامگاه اصلى و ابدى، در رهایى از تألمات و ناراحتى هاى دنیوى مؤثر است. اصولاً
توجه صِرف به دنیا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانى از
یاد خدا را در پى دارد و هر که از یاد خدا اعراض کند، روزگارش تباه خواهد شد.
4- انجام اعمال مستحبّى که شخص از آن لذت مى برد، اگر با استمرار و مراقبه انجام
شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مى رساند.
در مجموع، مى توان گفت ناآرامى ریشه هایى دارد که باید خشکانیده شود؛ آنگاه زمینه
مناسب براى رسیدن به آرامش از راه هاى عقلانى و شرعى فراهم مى آید و انسان با توکل
و اعتماد به منبع اصلى آرامش(خداوند) به مقصود دست مى یابد؛ « الذین آمنوا و
تطمئنّ قلوبهم بذکرالله، الا بذکرِالله تطمئنّ القلوب»
در مورد شفای فرزنداتان نیز اعمال زیر را انجام دهید :
1- درخواست شفا از خداوند با دل سوخته و ازسر سوز و درماندگی و بیچارگی
2- متوسل شدن با اسم شریف یا شافی با توجه به معنای ان و توجه به این حقیقت که
شافی حقیقی خداوند متعال است .
3- خواندن سوره فاتحه به تعداد 70 بار بر آب و نوشاندن از ان آب به بیمار
4- توسل به ائمه اطهار -ع- و به خصوص توسل به حضرت صدیقه طاهره -ع- توصیه یکی از علمای اخلاق نیز این بود که برای حاجت گرفتن از امام رضا علیه السلام ، حضرت را به فرزند دلبندش امام جواد علیه السلام قسم بدهید.
5- خواندن نماز جعفر طیار -ع- که در مفاتیح توضیح داده شده است .
6- ختم صلوات به قصد شفای بیمار

نظرات

میهمان
بد

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید