فشار قبر-سختی مرگ ۱۳۸۶/۰۴/۲۶ - ۴۲۲۲ بازدید

چرا مرگ از دیدگاه اسلام حتی برای انسان های مؤمن هم سخت است و همه پس از مرگ باید عذاب قبر را تحمل کنند و آیا این با رحمان بودن خدا سازگار است که بنده ای که خود آفریده این طور عذاب کند؟

سختی مرگ وترس از مرگ وعوالم پس از مرگ چیزی جز نتیجه اعمال انسانی نیست .در باره ماهیت مرگ وعوالم پس از آن بسیارى از اندیشمندان - چه مسلمان و چه غیر مسلمان - کوشیده اند تا پاسخى معقول و موجّه، به این پرسش اساسى بدهند که فرصت طرح و بررسى آن در اینجا نیست. ما تنها به نظر ابن سینا در این خصوص اشاره کرده، به تحلیل آیات و روایات در پاسخ به این سؤال مى پردازیم.
در دیدگاه ابن سینا موجبات ترس از مرگ یکى از امور زیر است:
1. با مرگ، حقیقت و زندگى [ ظاهرى دنیایى ] آدمى برچیده مى شود،
2. اینکه نمى دانیم چه وقت مى میریم؛
3. مرگ پدیده اى ناشناخته است و از آن تجربه اى نداریم و برایمان امرى مبهم است؛
4. تجربه مرگ انفرادى و فردى است نه جمعى؛
5. مرگ موجب جدایى انسان از متعلقات و دوستان و خویشاوندان مى شود؛
6. با رسیدن مرگ، همه آرزوها و آمال بشرى بر باد مى رود.ابن سینا، ابو على، رسائل، رسالةالشفاء من خوف الموت، صص 346 -340.
ترس از مرگ در فرهنگ قرآنى و روایى، به اعتبار تفاوت انسان ها، علت هاى گوناگونى دارد. در یک منظر کلى، مى توان انسان ها را از این جهت - به تعبیر حضرت امام(ره) به سه گروه، ناقصان، متوسطان و کاملان تقسیم کرد. اما دلیل وحشت از مرگ در انسان هاى ناقص، این نکته ظریف است که انسان به حکم فطرت خود، حب به بقا و میل به جاودانگى دارد و از فنا، زوال و نیستى متنفر است.
از این رو به عالمى که عالم حیات تلقى مى شود، عشق ورزیده و از عالمى که به پندار خود عالم نیستى است، تنفر دارد. بنابراین چنین افرادى به دلیل اینکه ایمان به عالم آخرت ندارند و قلوب شان به حیات ازلى وبقاى سرمدى، اطمینان نیافته است، به این دنیا علاقه مند و به حسب آن فطرت، از مرگ هراسان و گریزان اند. خداوند متعال، عقیده این گروه از انسان ها را چنین بیان مى کند:
(إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ)؛مؤمنون (23)، آیه 37.
«جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست، مى میریم و زندگى مى کنیم و دیگر برانگیخته نخواهید شد».
از این رو کافران که ایمان به حیات و عالم آخرت ندارند از مرگ وحشت دارند.بقره (2)، آیه 19.
عامل ترس از مرگ در انسان هاى متوسط چیز دیگرى است. متوسّطان - که ایمان شان به عالم آخرت و حیات قیامت کامل نیست - به دلیل غفلت از آخرت و عالم برتر و بالاتر و توجّه به امور دنیایى و تلاش در آبادانى آنها، از مرگ مى ترسند.
امام صادق(ع) مى فرماید: «[ روزى ] مردى به سوى ابوذر آمده و پرسید: چرا ما از مرگ کراهت داریم؟ [ ابوذر در پاسخ ]فرمود: به دلیل آنکه شما دنیا را آباد کرده اید و آخرت را خراب. پس کراهت [ و ترس ]دارید که از آبادانى به سوى خرابى انتقال یابید».بحارالانوار، ج 6، ص 137، ح 42.
ریشه این غفلت، یا متابعت از خواسته هاى نفسانى و مخالفت با حضرت حق است و یا آرزوهاى دراز.
امام على(ع) مى فرماید: «... آیا کسى نیست که از گناه توبه کند، پیش از آنکه مرگش سر رسد؟... بدانید که شما در روزهایى به سر مى برید که فرصت ساختن برگ است، و از پس این، روزهاى مرگ است... شما را فرموده اند که بار بربندید و توشه برگیرید. من بر شما از دو چیز بیشتر مى ترسم: دنبال هواى نفس رفتن، و آرزوى دراز در سر پختن».نهج البلاغه، خطبه 28، ص 29.
به فرموده خداوند متعال، این گروه، از زندگى دنیا، ظاهرى مى شناسند و حال آنکه از آخرت غافل اند.(یعلمون ظاهرا من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون)؛ روم (30)، آیه 7.
استن این عالم اى جان غفلت است هوشیارى این جهان را آفت است
هوشیارى زان جهان است و چو آن غالب آید پست گردد این جهان
مثنوى معنوى، دفتر اول، ابیات 2066 و 2067.
این متوسطان و غافلان، به حدى از مرگ غافل اند: که به تعبیر حضرت على(ع):
«گویا مرگ را در دنیا به جز ما نوشته اند و گویا حق را در آن بر عهده جز ما هشته اند و گویى آنچه از مردگان مى بینیم، مسافرانند که به زودى نزد ما باز مى آیند، و آنان را در گورهاشان جاى مى دهیم و میراثشان را مى خوریم، پندارى؛ ما پس از آنان جاودان به سر مى بریم».نهج البلاغه، کلمات قصار 122، ص 382.
اما گروه سوم (انسان هاى کامل و مؤمنان مطمئن)، از مرگ کراهت ندارند؛ ولى از آن وحشت و خوف دارند. ترس آنان یک ترس مثبت و ارزشى است؛ چرا که خوف آنها از عظمت خداوند متعال است؛ نه مثل وحشت وابستگان به دنیاى مادى و دل دادگان به تعلقات آن.
حضرت حق در قلب اولیاى الهى، تجلى کرده، موجب هیبت مشوب به شوق مى شود و در حقیقت هیبت و بزرگى خوف، از تجلّى عظمت و ادراک آن است. دل عاشقان خداوند متعال در هنگام ملاقات با حضرت حق - که با مرگ سرفصلى از آن آغاز مى شود - مى تپد و وحشتناک و ترسناک مى گردد؛ ولى این خوف غیر از ترس هاى معمولى است.براى اطلاع تفصیلى از این موضوع ر.ک: خمینى، روح اللَّه، چهل حدیث، صص 303 - 307. ترس انسان هاى آن سویى از طول سفر، توشه کم و بزرگى و عظمت مقصد است.نهج البلاغه، کلمات قصار 77، ص 372. اینان مرگ را چون زندگى، امتحان بزرگ الهى مى داننداشاره به آیه «همان که مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید»؛ ملک (67)،آیه 2. و مى ترسند که از این آزمون، سربلند بیرون نیایند.
هیچ مرده نیست پر حسرت زمرگ حسرتش آن است کِش کم بود برگ
ورنه از چاهى به صحرا اوفتاد در میان دولت و عیش و گشاد
زین مقام ماتم و ننگین مُناخ نقل افتادش به صحراى فراخ
مقعد صدق و جلیسش حق شده رسته زین آب و گل آتشکده
ور نکردى زندگانیى منیر یک دو دم ماندست مردانه بمیر
مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ابیات 176 - 177.
با این توضیحات اجمالى و مختصر، مشخص شد که اولا هر ترس و وحشت از مرگى، بد و منفى و هر خوفى از آن هم خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ بر اثر غفلت و محدودیت نظر واندیشه به دنیاى مادى باشد، وحشتى منفى و نابخردانه است. اما اگر وحشت از مرگ، بر اساس خوف از عظمت حق تعالى و ترس از چگونگى رویارویى با خدا باشد، ترسى مثبت و از سر شوق و عشق است. ثانیاً با تفاوت انسان ها و نوع نگرش ها، عوامل ترس از مرگ متفاوت و گوناگون خواهد بود.
اگر انسان، مؤمن و با تقوا باشد و ره توشه آخرت را برگیرد، نه جان دادن هولى دارد و نه شب اول قبر هراسى و نه قیامت نگرانى دارد؛ از امام حسن(ع) پرسیدند: مرگ چیست که نسبت بدان نادانند؟ فرمود(ع): «اعظم سرور یرد على المؤمنین»؛ «بزرگترین شادمانى که بر مومنان وارد مى شود...» (بحارالانوار، ج 6، ص 153).
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم از پى جانان بروم
بر هواى لب او ذره صفت رقص کنان تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
همچنین امام صادق(ع) فرمودند: «القیامة عرس المتقین»؛ «قیامت زفاف و عروسى اهل تقوا است» (همان، ج 7، ص 176.)
امام صادق(ع) فرمودند: «اذا مات المومن، شیعه سبعون الف ملک الى قبره فاذا ادخل قبره، اتاه منکر و نکر، فیقعدانه و یقولان له: من ربک؟ و ما دینک؟ و من نبیک؟ فیقول: ربى الله و محمد نبى و الاسلام دینى. فیفسحان له فى قبره مدبصره و یاتیانه بالطعام من الجنة، و یدخلان علیه الروح والریحان و ذلک قوله عزوجل: «فاما ان کان من المقربین فروح و ریحان» یعنى، فى قبره «و جنة نعیم» یعنى فى الاخره»؛ «هرگاه مؤمن بمیرد، هفتادهزار فرشته؛ او را تا قبرش تشییع مى کنند؛ سپس وقتى در قبر داخل مى شود، نکیر و منکر به سراغش آمده، در کنارش نشسته و به او مى گویند: پروردگارت کیست؟ و دینت چیست؟ و پیغمبرت کیست؟ جواب مى دهد: پروردگارم خدا و محمد(ص) پیغمبرم و اسلام دینم است. [پس آن گاه ]قبرش را برایش به وسعت شعاع بصرش مى گشایند و به سویش از بهشت طعام مى آورند و روح و ریحان بر او وارد مى سازند و آن همان قول خداوند عزوجل است که در قرآن کریم فرمود: «اما اگر از مقربان باشد روح و ریحان برایش مى باشد»، یعنى، در قبرش چنین چیزى است. اما در آخرت او داخل در «بهشت همیشه پرنعمت» است». (همان، ج 6، ص 222، روایت 22.)
بنابراین، کسى که قبرش روح و ریحان و آخرتش رضوان پر نعمت فراوان است، نه هولى دارد و نه هراسى. آرى اگر نگرانى و ترس از لحظه جان دادن و بعد از آن باعث تلاش و جدیت در جهاد با نفس و ترک گناه و تحصیل ایمان و تقوا و تقرب شود و انسان را تحریک به عمل صالح کند، بسیار ترس خوبى است. همان گونه که در جبهه و مقابله با دشمن قدار، رزمنده واقعى، آمادگى رزمى کافى فراهم مى سازد؛ مومن واقعى نیز براى قبر و قیامت خود، توشه فراهم مى کند.
ناگفته نماند که منظور از «مرگ» رهایی از دنیاست و پیوستن به نظام پس از مرگ است که تمامی دوران برزخ و قیامت را شامل می شود که در مجموع مؤمن با ارواح مؤمنان هم نشین می شود و به بهشت جاویدان راه می یابد. اما منافات ندارد که در آستانه مرگ و در مدتی پس از مرگ جهت تسویه و پاکی از برخی لغزش ها، مکافات عمل را نبیند. علاوه بر این که گذر از یک مرحله به مرحله جدید برای همگان دارای سختی است هر چند هیچ گونه گناهی هم نداشته باشد چنان که خارج شدن بچه از جنین و پا گذاشتن به دنیا همراه با فشار و سختی می باشد.
امیرالمؤمنین(ع)، فواید یاد مرگ را امور ذیل شمرده اند:
1. یاد مرگ سبب بازداشتن انسان از بیهودگى و بازى هاى دنیوى مى شود: «به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از هزل و بیهودگى منع مى کند».نهج البلاغه، خطبه 84، ص 66.
2. اندیشه مرگ مانع انجام دادن کارهاى زشت و ناروا است: «هان! [ مرگ ]بر هم زننده لذت ها، تیره کننده شهوت ها، و برنده آرزوها را به یاد آرید، آن گاه که به کارهاى زشت شتاب مى آرید».همان، خطبه 99، ص 92.
3. یاد مرگ موجب انجام دادن اعمال و کردار نیک مى شود: «آن که مرگ را چشم داشت، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت»همان، کلمات قصار 31، ص 364.
4. تذکر مرگ سبب بى رغبتى و کم خشنودى در دنیا مى شود: «آن که مرگ را بسیار یاد کند، از دنیا به اندک خشنود شود».همان، کلمات قصار 349، ص 423.
5. اندیشه مرگ و تفکر در مردگان پیشین باعث عبرت آموزى است: «پنداشتند که جاى مردگان تهى است؛ حال آن که سخت مایه عبرت اند... [ مردگان شان ] مایه پند باشند، بهتر است تا وسیله فخر و بزرگوارى».همان، خطبه 221، ص 252.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید