مشورت با زنان ۱۴۰۰/۱۱/۲۲ - ۱۱۱ بازدید

سلام...ببخشید چرا اسلام با قدرت گرفتن زنان مخالف است؟چرا گفته است که با زنان نباید مشورت شود؟مگر ما هم انسان نیستیم؟مگر ما هم عقل نداریم؟...چرا اسلام اینگونه مرد سالارانه عمل میکند؟اسا اسلام با زنان مشکلی دارد؟

قبل از این که به جواب سئوال بپردازیم لازم است روایتی را که سبب به وجود آمدن شبهه نهی از مشورت زنان شده است ذکر کنیم و به تببین آن بپردازیم.
عبارتی از امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که عنوان می دارد؛
«ایاک و مشورة النساء فان رأیهن الى افن و عزمهن الى وهن[۱]؛ از مشورت با زنان بپرهیزکه رای انان ناقص و تصمیم انان سست است.»
لازم است تذکر دهیم که عبارت فوق قسمتی از وصیت امیرالمومنین علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام است که در نهج البلاغه آورده شده است و در روایت دیگری اضافاتی دارد که در نهج البلاغه به آن اشاره نشده است. در روایت بحار این گونه است:
«إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ إِلَّا مَنْ جَرَّبْتَ بِکَمَالِ عَقْلٍ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ یَجُرُّ إِلَى الْأَفَنِ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهَن ..؛ از مشورت با زنان غیر از مواردی که به کمال عقل ازمایش شده اند بپرهیزکه رای انان ناقص و تصمیم انان سست است. » [۲]
۱.همان گونه که آیت الله جوادی آملی تذکر می دهند « چنین تعبیرهایى به لحاظ غلبه خارجى موضوع در زمان بیان آن است. یعنى در آن زمان که زنان از تعلیم و تربیت صحیح محروم بودند. در صورتى که اگر شرایط درست براى فراگیرى آنها در صحنه تعلیم و تربیت فراهم شود اگر غلبه بر عکس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشاء نکوهش گردد. یعنى اگر زنان در پرتو تعلیم صحیح و تربیت وزین پرورش یابند و چون مردان بیندیشند و چون رجال تعقل و تدبر داشته باشند تمایزى از این جهت با مردها ندارند و اگر گاهى تفاوت یافت شد، همانند تفاوتى است که در این مورد بین خود مردها نیز مشهود است.
مثلاً اگر زنان مستعد به حوزه ها و دانشگاه هاى علمى راه یابند و همانند مردان به فراگیرى علوم بپردازند و در دروس مشترک آگاهى کامل یابند دیگر نمى توان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده و احادیثى که در پرهیز از مشورت با آنها وارد شده و ادله اى که در نارسایى عقول آنان رسیده اطلاق دارد و هیچ گونه استثنایى نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلکه قطعاً اینگونه زنان، مستثنا خواهند بود و در این زمینه تمایزى با مردها ندارند»[۳]
۲.نکته دیگر آنکه روایت در مقام نهی از مشورت در امور خاص (مانند حکومت داری یا قضاوت و ...) یا اموری که به او مربوط نیست نه مطلق مشورت . امیر المومنین علی علیه السلام در ادامه همین وصیت می فرماید::
«...وَ لَا تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِبَالِهَا وَ بَالِکَ وَ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ وَ لَا تُطْمِعْهَا أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا ؛ زن را به بیش از آنچه راجع بخود او است بر کارها سر کار و صاحب اختیار مکن، زیرا زن چون گل لطیف است و کارگزار حکومتی نیست و او را برای شفیع شدن برای غیر به طمع نینداز و...»
توضیح آنکه در این خطبه ضمن اشاره به لطافت زن (النساء ریحانه لیس بقهرمانه[۴] ) عدم کارگیری زن به عنوان کارگزاری حکومت اشاره می شود و از عدم قبول شفاعت زن در امور حکومتی سخن به زبان می رود. از این رو ممکن است منظور از مشورتی که در صدر خطبه مورد نهی قرار گرفته است مشورت در امور حکومتی و سیاسی و قضایی باشد.
چرا که این امور نیازمند عقلانیت ، شجاعت و دوراندیشی ویژه ای است و چه بسا لطافت روحی و روانی زنان سبب اتخاذ تصمیم احساسی گردد.
۳. زنان و مردان در نوع هوشیارى با هم متفاوت هستند. مردان، هوشیارى با دید متمرکز دارند و زنان هوشیارى با حواس و دید باز.
همین مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثیر مى گذارد. مردان در صدور رأى تمام جوانب مخفى را مى بینند اما خانم ها به اشد مجازات فکر مى کنند، زیرا همان گونه که در ابراز محبت سریع هستند در اعمال خشم هم شدید هستند.
زنان از هر ۱۰۰ محرکه ۹۰ محرک را درک مى کنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ تر از مردان است و از این رو در تصمیم گیرى ها با هم متفاوت هستند.[۵] این متمرکز بودن مردان و گستره نگرى زنان در تصمیم گیرى هاى آنها نقش زیادى دارد. زنان براى حل مشکل چندین راه حل را پیدا مى کنند لذا قدرت تمرکز در یک راهکار و تصمیم گیرى را ندارند.
نکته دیگر اینکه زنان همیشه خواهان برقرارى ارتباط هستند. از این رو تمایل دارند تا دیگران را در تصمیم گیرى هاى خویش شرکت دهند و چون سلیقه هاى افراد گوناگون است روند انتخاب و تصمیم گیرى زنان نسبت به مردان که محور تصمیم گیرى هاى آنها، خودشان و قدرت تعقل آنهاست، کندتر خواهد بود.
روان شناسان مى گویند: مردان در ابتدا خودشان تصمیم مى گیرند و بعد آماده هستند که بر مبناى اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند، اما زنان با دخالت دادن دیگران در تصمیم گیریها و در نظر گرفتن تمام سلیقه ها و خواسته هاى افراد خانواده تصمیم مى گیرند و سعى مى کنند در تصمیم گیرى هاى خود، نظر همه را تا حدى تأمین کنند.
جان گرى روان شناس مشهور مى گوید: «مرد ابتدا هدف را پیدا مى کند، بعد حرف مى زند و زن حرف مى زند و بعد هدف را پیدا مى کند»[۶]
البته ناگفته نماند که واقعیت فوق سبب برتری مطلق هوشی مرد بر زن نیست بلکه تفاوت هوشی زن و مرد را سبب می گردد.بی شک سطح هوش هیجانی ،کلامی و هنری زنان بالاتر از مردان و در مقابل سطح هوش مکانیکی و ریاضی و فلسفی مردان قوی تر است ویکی از رموز وظایف مادری و همسری در زن و وظایف اجتماعی و حکومتی در مرد مبتنی بر همین تفاوت در هوش است.[۷]
با این بیان مشخص می شود که امیرالمومنین علی علیه السلام در این فراز از نامه ۳۱ نهج البلاغه در صدد نکوهش زنان و ایراد نقص به آنان نیستند بلکه مى خواهند زنان و مردان را توجه دهند به این که این دو جنس با توجه به ساختار آفرینششان متفاوتند و آگاهى از تفاوت هاى زن و مرد در نوع تصمیم گیرى ها چه در عرصه خانواده و چه در سطح کلان آن یعنى اجتماع، باعث مرزبندى توقعات مى شود و در سایه این آگاهى ها زنان و مردان سعى مى کنند به یکدیگر فرصت داده و زمینه را براى تصمیم گیرى صحیح و عقلانى فراهم سازند. بنابراین حضرت على علیه السلام تفاوت هاى زن و مرد در تصمیم گیرى را با بینشى هوشمندانه بیان فرموده اند: «ایاک و مشاورة النساء فان رأیهن الى افن، و عزمهنّ الى وهن» از مشورت با زنان بپرهیز که رأى آنان زود سست مى شود و تصمیم آنان ناپایدار است.
ناپایدارى و سستى در تصمیم گیرى زنان از یک سو به علت تأثیر عواطف و احساسات بر آنان و از سوى دیگر همان گونه که بیان شد برخاسته از دید گسترده و باز (غیر متمرکز) آنهاست. و «وهن در عزم» ممکن است اشاره به کندى در تصمیم گیرى آنها باشد که معمولاً به خاطر دخالت دادن دیگران در تصمیم گیرى هاست. با این توضیح روشن مى شود که ممکن است دلیل عمده منع مشورت با زنان از سوى معصومین علیه السلام و بزرگان، این باشد که مردم علاوه بر این که در تصمیم گیرى هاى خویش نباید عواطف و احساسات خودشان را در قلمرو عقل و قضاوت هاى خود دخالت دهند، بلکه باید از نفوذ و دخالت عواطف و احساسات زنانه نیز ممانعت نمایند.
اما با همه این حرفها از این نکته نباید غافل بود که پرهیز از مشاوره با زنان به همه اصناف آنان بر نمى گردد. بلکه زنانى که به کمال عقلانى رسیده اند از این قاعده مستثنى هستند. چنان که حضرت على علیه السلام مى فرماید: «ایاک و مشاورة النساء الاّ من جربت بکمال عقل» از مشورت با زنان بپرهیزید مگر زنانى که کمال عقل آنان آزمایش شده است.
از این حدیث شریف این نکته مهم فهمیده مى شود که حضرت در نامه ۳۱ و نیز در خطبه اى که زنان را ناقص العقل یاد مى کند، در صدد سرزنش و معیوب دانستن آنان نیست بلکه در صدد بیان اوصاف طبیعى زنان است و اگر نقصان عقل و ناپایدارى تصمیمات زنان در سرشت و نهاد آنها بود، با این کمال عقل که در حدیث فوق آمد، منافات خواهد داشت، بنابراین حالت طبیعى زنان چنین است؛ اما زنانى هستند که مى توانند عقل خویش را شکوفا کرده و تصمیمات پایدار و جدى بگیرند.
از این گذشته این قضیه مربوط است به عقل نظرى و عقل معاش که ارتباطى با فضیلت ندارد. به عبارت دیگر اگر زن به خاطر ساخت فیزیولوژیکى و جنسیتى خود در مرحله مدیریت اجرایى از مرد ضعیف تر است و عاطفه قوى وى عقل اجرایى و اجتماعى اش را تحت الشعاع قرار مى دهد، در نتیجه بدیهى است که مشورت با او در این زمینه ها نیز به صلاح نیست مگر این که عقل او در این موارد، و به تجربه ثابت شده باشد.
از این رو همه زنان و به خصوص زنان تحصیل کرده با آگاهى از این تفاوت ها و شناخت حالات طبیعى خویش مى توانند قوه تعقل خویش را تقویت و عواطف و احساسات خویش را مهار نمایند و در تصمیم گیرى ها پا به پاى مردان پیش روند. لذا رفتار عملى حضرت على علیه السلام نیز بیان گر همین موضوع است که آن حضرت بارها حضرت زهراعلیها السلام را مورد مشورت قرار مى دادند و یا امام حسین علیه السلام در واقعه کربلا از حضرت زینب علیها السلام به عنوان مدیر اجرایی و جهت دهنده اصلی واقعه عظیم کربلا استفاده کردند. بنابراین زنان هم مى توانند به کمال عقل دست یابند و تصمیماتى جدى و عقلانى بگیرند.
در پایان شایان ذکر است که امیر المؤمنین تنها مشورت با زنان را منع نکرده است بلکه با کسانى دیگر را هم منع کرده است که از مجموع سخنان علیه السلام و دیگر معصومین مى توان فهمید مشورت با افراد ترسو، بخیل، حریص، ضعیف الایمان، ضعیف العقل و... ممنوع است. و در این جهت فرقى بین زن و مرد نیست و اساساً جنسیت دخالتى در آن ندارد. بنابراین مهم ترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوه هاى اجرایى است. لذا شخصى که مورد مشورت قرار مى گیرد باید شرایط و ویژگى هایى داشته باشد که بتواند به دور از هر شائبه اى بهترین راه را توصیه و پیشنهاد نماید از این رو داشتن شرایط لازم و در نظر گرفتن آنها به هنگام مشورت امرى لازم و ضرورى است.
پی نوشت ها:
[۱] . امام على بن ابى طالب علیه السلام، نهج البلاغه، ۱ جلد، انتشارات دار الهجره قم ص : ۴۰۶
[۲] .بحارالأنوار ج : ۱۰۳ ص : ۲۵۳ باب ۴- أحوال الرجال و النساء روایت۵۶
[۳] . زن در آیینه جمال و جلال . ص ۳۶۳۷
[۴] . قهرمانه : خزانه دار و وکیل امور مردم، امین و حافظ حکومت.
[۵] . روان شناس زن و مرد، دکتر محمد مجد، ص ۱۰۱ و ۹۷.
[۶] . در کتاب زنان و مردان، روابط، ص ۱۴۰.
[۷] .برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به:نومان .ل.مان. اصول روانشناسی . ترجمه و اقتباس :محمد ساعتچی.چ۱۲.موسسه انتشارات امیرکبیر.ج۱ ص ۶۴۶و سکلتون . تفاوت های فردی. ترجمه یوسف کریمی. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

نظرات

میهمان
دوست عزیز، عقل نظری هم بازگشتش به عقل عملی است. به فرض برای داشتن توحید بی نقص عملی باید ابتدا توحید بی نقص نظری داشت. این که می‌گید در عقل نظری با هم تفاوت دارند اما در عقل عملی تفاوت ندارند انگار باز گفتید در عقل عملی هم تفاوت دارن! چون تا عقل نظری کامل نباشه عقل عملی نمی‌تونه کامل باشه. پس باید عقل نظری یکسان باشه تا عقل عملی یکسان باشه. البته این تفاوت هایی که ذکر کردید مطلق نیست. خود من دخترم و عاشق فلسفه ام و اهل هنر نیستم. از این گذشته، دانسته های ما در حیطه عقل نظری هستند. اگر در عقل نظری تفاوت باشه پس باید در علم و دانش بین زن و مرد تفاوت باشه. در حالی که اصلا تفاوت عقلی زن و مرد و تفاوت زن و مرد در علم و دانش تا جایی که حقیر می‌دونم مورد تایید قرآن نیست. بازم خدا رو شکر این همه بانوی عاقل و عالم در قرآن و اسلام مورد توجه هستند.
پرسمان
سلام علیکم، انواع عقل
۱ - عقل نظری: مراد از عقل نظری، قوه ای است که متکفل درک انسان از جهان واقع است.
۲ - عقل عملی: عقل عملی به معنای درک حسن و قبح اشیاء است . به عبارت دیگر، به کمک عقل عملی می توان خیر را از شر تشخیص داد.
۳ - عقل ابزاری: قدرت برنامه ریزی برای رسیدن به هدف مطلوب را عقل ابزاری یا عقل معاش می گویند.
در عقل عملی و نظری، هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست و هر دو به یکسان از این دو نوع عقل بهره ورند . اگر تفاوتی بین زن و مرد از نظر عقلی باشد، در مورد عقل ابزاری است . که این خود نیز جای بسی تامل دارد; چرا که زنان بسیاری هستند که در عقل ابزاری نیز، بر مردان پیشقدم اند.
علاوه بر آن، عقل ابزاری، مایه تقرب به خدا نیست; زیرا این عقل بیشتر مربوط به امور اجرایی و مسائل سیاسی می شود . و این نشانه آن نیست که اگر کسی در مسائل مدیریتی سیاسی، اقتصادی، علمی و ... عقل بیشتر و قوه درک وسیعتری داشت، به خدا نزدیک تر است.
علامه جوادی آملی در این باره می فرمایند: «آن عقلی که ممکن است در مرد بیش از زن باشد، عقل علوم سیاست و کارهای اجرایی است و اگر کسی در مسائل سیاسی و اجرایی عاقل تر و خردمندتر بود، نشانه آن نیست که به خدا نزدیک تر است . چه بسا همین هوش سیاسی یا علمی او را به جهنم بکشاند . چه بسا مردی در علوم اجرایی بهتر از زن بفهمد، اما توان تعدیل و عقال کردن غرایز خویش را نداشته باشد.
میهمان
یعنی چی که عقل زن به کمال برسه بعد باهاش مشورت کنن؟ :/ عملا یعنی میگه عقل زن ناقصه متاسفم که اینو میشنوم
نمیتونم قبول کنم این کلام یک معصوم و انسان عاقل باشه
پرسمان
سلام علیکم، بنا بر دیدگاه اسلام زن و مرد هر دو در گوهر شریف انسانیت مشترک هستند. در عین حال نظام زیباى آفرینش هر یک از این دو را با ابزارهاى ویژه اى مجهز ساخته و به تناسب آن رسالت و مسئولیت خاصى نیز بر دوش هر کدام نهاده است. تجهیز هر یک از دو صنف فوق به گونه اى است که از ترکیبشان شرایط و بستر مطبوع و دلپذیرى براى ایجاد خانواده و کانونى فعال و پر مهر و صفا پدید مى ‌آید. هر یک در کنار دیگرى مى تواند آرامش و رشد بیابد. هم چنین زمینه مناسبى براى رشد و تربیت سالم فرزندان به وجود مى آید. در این تقسیم طبیعى آنچه معمولاً در مرد ظهور و بروز بیشترى دارد، قدرت و توانایى بیشتر براى انجام کارهاى سخت و طاقت فرسا مى ‌باشد و نیز زیرکى و حسابگرى در امورى است که به تعقّل و دوراندیشى نیازمند است و آنچه در زن نمود و پیدایى بیشتر دارد؛ لطافت، زیبایى، مهر، عاطفه، شور و احساس قلبى است.
آنچه گفته شد، به معناى بى خردى زن یا بى عاطفگى مرد نیست و به معناى آن نیست که هر زنى، کم‌ اندیش تر از هر مردى و هر مردى، کم عاطفه‌ تر از هر زنى است؛ بلکه مى‌ توان گفت که به طور متوسّط غالب کُنش هاى مرد، رفتارهاى حسابگرانه، و غالب کُنش هاى زن کردارهاى مهرانگیز و عاطفى است.
علاوه بر اینکه هر یک از ویژگى ‌هاى زن و مرد در جاى خود بسیار ضرورى است و این تقسیم تکوینى به هیچ روى نشانگر ارزش گذارى مرد در برابر زن و فرومایگى زن نیست؛ بلکه هر یک جلوه اى خاص از اسماى حُسناى الهى است. به قول شاعر:
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزش به جاى خویش نیکوست
عقل زن و مرد
درباره عقل زن و مرد گفتنى است؛ عقل بر دو گونه است:
۱. عقلى که معیار کمال و قرب الهى است: «العقل ماعبد به الرحمان واکتسب به الجنان»[۱]؛ «عقل آن است که با آن خدا پرستش مى شود و بهشت ها به وسیله آن به دست آید». این عقل همان «عقال» و زانوبند هواها و امیال نفسانى است.
۲. عقل حسابگر، ابزارى و اینتسترومنتال (Instrumental Reason)که کاربرد آن بیشتر در تنظیم معاش و سیاسات است. در این زمینه هر چند به طور معمول مرد از زن پیشى مى گیرد؛ ولى این معیار کمال نیست و چنان که گفته شد نوعى تقسیم کار طبیعى و تکوینى است و در مقابل آن زن نیز از مهر و عاطفه افزون ترى برخوردار است.
از نظر یافته ‌هاى علم روانشناسى، زنان و مردان در نوع هوش با هم متفاوت هستند. مردان، هوشیارى با دید متمرکز دارند و زنان هوشیارى با حواس و دید باز. همین مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثیر مى‌گذارد. مردان به طور معمول در صدور رأى تمام جوانب مخفى را مى‌ بینند، اما خانم ها به طور غالب به اشدّ مجازات فکر مى ‌کنند، زیرا همان گونه که در ابراز محبت سریع هستند در اعمال خشم هم شدید هستند[۲].
نکته دیگر این است که زنان همیشه خواهان برقرارى ارتباط هستند. از این رو تمایل دارند تا دیگران را در تصمیم ‌گیرى‌ هاى خویش شرکت دهند و چون سلیقه ‌هاى افراد گوناگون است روند انتخاب و تصمیم ‌گیرى زنان نسبت به مردان که محور تصمیم گیرى ‌هاى آنها، خودشان و قدرت تعقّل آنهاست، کندتر خواهد بود.
روان شناسان مى ‌گویند: مردان در ابتدا خودشان تصمیم مى‌ گیرند و بعد آماده هستند که بر مبناى اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند، اما زنان با دخالت دادن دیگران در تصمیم گیرى‌ ها و در نظر گرفتن تمام سلیقه ‌ها و خواسته ‌هاى افراد خانواده ‌تصمیم مى‌ گیرند و سعى مى ‌کنند در تصمیم گیرى‌ هاى خود، نظر همه را تا حدّى تأمین کنند.
جان گرى روان شناس مشهور مى گوید: «مرد ابتدا هدف را پیدا مى کند، بعد حرف مى زند و زن حرف مى زند و هدف را پیدا مى کند»[۳].
البته ناگفته نماند که واقعیت فوق سبب برترى مطلق هوشى مرد بر زن نیست بلکه تفاوت هوشى زن و مرد را سبب مى‌ گردد. بى ‌شک سطح هوش هیجانى، کلامى و هنرى زنان بالاتر از مردان و در مقابل سطح هوش مکانیکى و ریاضى و فلسفى مردان قوى‌ تر است و یکى از رموز وظایف مادرى و همسرى در زن و وظایف اجتماعى و حکومتى در مرد مبتنى بر همین تفاوت در هوش است.[۴] پی نوشت ها:
[۱]. اصول کافى، ج ۱، ص .
[۲]. محمد مجد، روان شناسى زن و مرد، ص ۱۰۱ و ۹۷.
[۳]. زنان و مردان، روابط، ص ۱۴۰.
[۴]. براى مطالعه بیشتر ر.ک: نومان.ل.مان، اصول روانشناسى، ترجمه و اقتباس: محمد ساعتچى، چ۱۲،موسسه انتشارات امیرکبیر، ج۱ ص ۶۴۶ ؛ سکلتون، تفاوت هاى فردى، ترجمه: یوسف کریمى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید