مهدویت و انتظار ۱۳۹۲/۰۲/۱۲ - ۹۸۷ بازدید

مهدویت و انتظار را تعریف کنید؟

1ـ مهدویّت یعنی اعتقاد به اینکه روزی آخرین خلیفه ی رسول الله(ص) قیام خواهد نمود برای برچیدن بساط ظلم و ستم و استقرار اسلام حقیقی. این اعتقادی است مسلّم و مشترک بین شیعه و سنّی، که روایات آن در کتب اهل سنّت نیز به فراوانی نقل شده که اگر یکجا جمع شوند در حدّ یک کتاب خواهند بود. ما در اینجا به چند موردش اشاره می کنیم. البته از خود اهل سنّت نیز کتابهایی در این باب نوشته شده است که بعد از ذکر احادیث، به برخی از آنها هم اشاره می شود. 1ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: « لو لم یبق من الدنیا إلا یوم لطوله اللّه عز و جل حتى یملک رجل من أهل بیتى یملک جبل الدیلم و القسطنطینیة. ـــــ اگر از دنیا نمانده باشد مگر یک روز ، خدای عزّ و جلّ آن را روز را طولانی می کند تا مردی از اهل بیت من ملک و سلطنت یابد. او بر کوه دیلم (البرز) و قسطنطینیه سلطه پیدا می کند.» (سنن ابن ماجة ، ج2 ، ص929 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص267) 2ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: « المهدى منا أهل البیت یصلحه اللّه فى لیلة ــــ مهدی از ما اهل بیت است ، که خدا کار او را در یک شب درست می کند. » (مسند امام احمد حنبل ، ج1 ،ص84 ـــ صحیح بخاری ، ج1 ، ص318 (فقط قسمت اول حدیث))
در این حدیث که رئیس حنبلی ها نقل نموده و در معتبرترین کتب اهل سنّت ؛ یعنی صحیح بخاری نیز آمده ، مهدی جزء اهل بیت شمرده شده است؛ که به نحو معجزه گونه ای کار قیامش درست خواهد شد.
3ـ « عن عبد اللّه قال: بینما نحن عند رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم إذا أقبل فتیة من بنى هاشم فلما رآهم النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم اغرورقت عیناه و تغیر لونه قال: فقلت: ما نزال نرى فى وجهک شیئا نکرهه، فقال:إنا أهل بیت اختار اللّه لنا الآخرة على الدنیا، و إن أهل بیتى سیلقون بعدى بلاء و تشریدا و تطریدا حتى یأتى قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسألون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتى یدفعوها إلى رجل من أهل بیتى فیملأها قسطا کما ملأوها جورا، فمن أدرک ذلک منهم فلیأتهم و لو حبوا على الثلج ــــــــــ «عبد الله» روایت مى کند، هنگامى که حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودیم، گروهى از جوانان بنى هاشم از آنجا عبور مى کردند، همین که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آنها را دید، دیدگانش اشک آلود شد و رنگ چهره ی مبارکش تغییر کرد. عرض کردیم: یا رسول الله! آرزو مى کنیم که هرگز چهره ی شما را غمناک و متأثر نبینیم! فرمود: ما خاندانى هستیم که خداى تعالى آخرت را به جاى دنیا براى ما برگزیده است ؛ و من یقین دارم پس از درگذشت من، اهل بیتم گرفتار شکنجه ی امّتم قرار مى گیرند ، طوری که آنها را از پاى درمى آورند و از شهرى به شهرى و از مکانى به مکان دیگر، آواره مى سازند. و این رفتار را همواره ادامه مى دهند تا هنگامى که مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه ظهور مى کنند، اینان از مردم درخواست خیر مى کنند. مردم به آنها پاسخ درستى نمى دهند در نتیجه با آنها نبرد مى کنند و پیروز مى شوند. و آنچه را خواسته اند به آنها مى دهند لیکن آنها نمى پذیرند و بدین حال به سر مى برند تا اختیارات کامل را در دست مردى از اهل بیت من قرار دهند. او هم به حسب وظیفه اى که دارد با مخالفان نبرد مى کند تا دنیا را همانطور که بى عدالتى فراگرفته است، از عدل و داد لبریز سازد. اینک کسى که آنها را دریابد دست از دامن آنها برندارد هر چند هم در شدّت سرما و ناراحتى باشد. » (سنن ابن ماجه ، ج2، ص1366 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص268)
در این روایت ، که به خاطر اشاره به مظلومیّت اهل بیت (ع) ، نقل آن از سوی برادران اهل سنّت بسیار عجیب می باشد ، به صراحت بیان شده که موعود نهایی از اهل بیت (ع) می باشد. ضمناً منظور از « جانب مشرق » در این روایات ، طبق آنچه در دیگر روایات وارد شده ، منطقه ی خراسان می باشد ؛ که قیام آنها پیش در آمد قیام امام زمان (ع) خواهد بود.
4ـ « عن النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم قال: لو لم یبق من الدهر إلا یوم لبعث اللّه رجلا من أهل بیتى یملأها عدلا کما ملئت جورا. ــــــ اگر از روزگار، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى مردى از اهل بیت مرا برمى گمارد تا دنیا را پر از عدل و داد نماید، همانطور که پر از ظلم و جور شده است. » (مسند احمد حنبل ، ج1 ،ص99 ــ سنن ابی داود ،ج2 ، ص310 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص267 ــ الجامع الصغیر ، سیوطی ، ج2 ،ص438)
در این روایت نیز موعود بشریّت جزء اهل بیت معرّفی شده است.
5ـ « عن أبى سعید الخدرى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: لا تقوم الساعة حتى تملأ الأرض ظلما و جورا و عدوانا ثم یخرج من أهل بیتى من یملأها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و عدوانا، قال: هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ــــــــ «ابو سعید خدرى» از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى کند که قیامت برپا نمى شود مگر زمانیکه روى زمین لبریز از ظلم و جور و عداوت و دشمنى شود، آنگاه شخصى از خاندان من قیام مى کند که روى زمین را لبریز از عدل و داد مى سازد، در حالیکه پر از ظلم و عداوت شده است.»؛ «حاکم نیشابوری» گوید: این حدیث طبق نظر «مسلم» و «بخارى» صحیح است. » (مستدرک الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، ج4 ،ص 557 ـــ مسند أحمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 36)
6ـ قال رسول الله (ص) : « کیف أنت یا عوف إذا افترقت الأمة على ثلاث و سبعین فرقة واحدة منها فى الجنة و سائرهن فى النار ؟ قلت متی ذلک یا رسول الله ؟ قال اذا کثرت الشرط و ملکت الاماء و قعدت الجُمَلا علی المنابر و اتخذ القرآن مزامیراً و زخرفت المساجد و رفعت المنابر و اتخد الفیء دولا و الزکاة مغرماً و الامانة مغنماً و تفقه فی الدین لغیر الله و اطاع الرّجل امرأته و عق امّه و اقصی ابه و لعن آخر هذه الامّة اولها و ساد القبیلة فاسقهم و کان زعیم القوم ارذلهم و اکرم الرّجل اتقاء شره ، فیومئذ یکون ذاک فیه. یفزع الناس یومئذ الی الشام و الی مدینة یقال له دمشق ، من خیر مدن الشام ؛ فتحصنهم من عدوهم ، قیل: و هل تفتح الشام؟ قال بلی وشیکاً ، تقع الفتن بعد فتحها ثم تجئ فتنة غبراء مظلمة ثم تتبع الفتن بعضها بعضا حتى یخرج رجل من أهل بیتى یقال له المهدى فان أدرکته فاتبعه و کن من المهتدین . ــــــــــ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به «عوف»، فرمود: اى عوف! چگونه خواهى بود زمانی که امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند ؛ که فقط یک فرقه از آنها بر حق و اهل بهشتند و مابقى ـ هفتاد و دو فرقه ی دیگر ـ بر باطل و اهل دوزخ اند؟ گفتم: کی چنین خواهد شد ای رسول خدا؟ فرمود: آنگاه که شرط بندی رایج شود ؛ و بردگان حاکم شوند ؛ و گردن کلفتها بر منبر (مسند قضاوت ) می نشینند ؛ و قرآن را تبدیل به موسیقی می کنند ؛ و مساجد طلاکاری می شوند ؛ و منبرها بلند ساخته می شوند ؛ و اموال عمومی را مال شخصی خود می کنند ؛ و زکات دادن را غرامت (پول زور) می شمارند ؛ و امانت را غنیمت بر می دارند ؛ و در دین ژرف نگری می شود ، امّا نه به خاطر خدا ؛ و مرد از زن خود اطاعت می کند ، عاقّ مادر خود می شود و پدر خود را می راند ؛ و آخر این امّت ، پیشگامان آن را لعن می کنند ؛ و فاسق قبیله، بزرگ آن می گردد ؛ و پستترین قوم ، حاکم آنها می شود ؛ و بزرگوارترین مردان، اهل طمع و حرص دانسته می شوند ؛ در چنین موقعی آن اتّفاق خواهد افتاد. در چنان روزی مردم به سوی شام و شهری به نام دمشق پناه می برند ، که از بهترین شهرهای شام است ؛ پس آن شهر آنها را از دشمنانشان پناه می دهد. گفته شد:آیا شام فتح می شود؟ فرمودند: بلی به زودی. بعد از فتح آن فتنه ها بالا می گیرد ؛ سپس فتنه ای سخت و تاریک می آید ؛ سپس فتنه ها پشت سر هم ظاهر می شوند تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام می کند که او را مهدی گویند. پس اگر او را درک نمودی پیرویش کن تا از هدایت یافتگان باشی. » (مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج7 ، ص324 ــ کنز العمال ج 11 ص 183)
در این حدیث منقول از اهل سنّت ، افزون بر اینکه نام موعود آخر الزمان با عنوان مهدی برده شده ، و تصریح گردیده که او از اهل بیت (ع) می باشد ، بیان شده که مسلمین به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد و تنها یک فرقه از آنها بر حقّ است ؛ که آنها در ارتباط با مهدی موعود هستند. افزون بر این مطالب ، اوضاع جهان در زمان ظهور مهدی موعود نیز بیان شده است. البته دقّت شود که این اوصاف ، اوّلاً مربوط به کلّ جهان آن روز می شود نه یک منطقه ی خاصّ. ثانیاً این اوصاف عمومیّت دارند نه کلّیّت ؛ یعنی اکثراً چنین خواهد بود نه همه جا و در مورد همه کس. عملاً نیز مشاهده می فرمایید که بسیاری از این علائم ، در دنیای امروز تحقّق یافته اند. مثلاً اکثر حاکمان دنیا ، جزء بدترین مردمان عصر می باشند ؛ یا اطاعت از زن در اکثر مردان دیده می شود ؛ یا اکثر قضات دنیا ، اهل عدالت نیستند ؛ یا قرآن کریم ، بیشتر به عنوان زینت مجالس و برای فخر فروشی خوانده می شود نه برای درس گرفتن از آن ؛ یا برخی به اصطلاح روشنفکران مسلمان امروزی ، پیشگامان اسلام و حتّی اهل بیت (ع) را متّهم به جهل و بی تمدّنی و امثال می کنند.
7ـ « عن أبى أیوب الأنصارى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم لفاطمة سلام اللّه علیها: نبینا خیر الأنبیاء و هو أبوک، و شهیدنا خیر الشهداء و هو عم أبیک حمزة، و منا من له جناحان یطیر بهما فى الجنة حیث شاء و هو ابن عم أبیک جعفر، و منا سبطا هذه الأمة الحسن و الحسین و هما ابناک، و منا المهدى ــــــــــ «ابو ایوب انصارى» روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به فاطمه زهرا علیها السّلام، فرمود: پیغمبر ما، بهترین پیغمبران است و او پدر تو است و شهید ما، بهترین شهیدان است و او «حمزه»، عموى پدر تو است. و از ما خانواده بزرگوارى است که خداى تعالى دو بال به او مرحمت فرموده است تا در بهشت به هر کجا که بخواهد پرواز نماید و او «جعفر»، پسر عموى تو است. و از خاندان ما دو سبط این امّت حسن و حسین علیهما السّلام هستند که دو فرزند تو باشند و مهدى از خاندان ماست.» (مجمع الزوائد ، الیهثمی ، ج9 ، ص166 ــ المعجم الصغیر ، الطبرانی ، ج1،ص37)
8ـ « عن أم سلمة قالت: سمعت رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم یقول: المهدى من عترتى من ولد فاطمة ــــــ ام سلمه ـ همسر پیامبر ـ روایت مى کند که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى فرمود: مهدى ، از عترت من و از فرزندان فاطمه است. »( میزان الاعتدال ، الذهبی ، ج2 ،ص87 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص264)
9ـ باز فرمود: « إبشرى یا فاطمة فان المهدى منک ـــــــ مژده باد تو را، اى فاطمه! که مهدى، از وجود تو است. » (کنز العمال ، ج 12 ، ص 105)
10ـ « عن حذیفة إن النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم قال: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول اللّه ذلک الیوم حتى یبعث رجلا من ولدى اسمه کاسمى، فقال سلمان: من أى ولدک یا رسول اللّه؟ قال: من ولدى هذا و ضرب بیده على الحسین علیه السلام. ـــــــ «حذیفه» روایت مى کند که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله که فرمودند: اگر از عمر دنیا ، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى همان یک روز را آنقدر طولانى مى فرماید، تا مردى از فرزندانم را که هم اسم من است برانگیزد. «سلمان» پرسید: او از کدامیک از فرزندان شماست؟ فرمود: از این فرزندم و دست مبارک را به شانه ی حسین علیه السلام نواخت.» (ذخائر العقبى ، احمد بن عبدالله الطبری ، ص 137)
11ـ « عن على بن الهلالى عن أبیه قال: دخلت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم فى الحالة التى قبض فیها فاذا فاطمة سلام اللّه علیها عند رأسه فبکت حتى ارتفع صوتها فرفع صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم طرفه الیها (إلى أن قال) یا فاطمة و الذى بعثنى بالحق إن منهما یعنى من الحسن و الحسین علیهما السلام مهدى هذه الأمة إذا صارت الدنیا هرجا و مرجا و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و أغار بعضهم على بعض فلا کبیر یرحم صغیرا و لا صغیر یوقر کبیرا فیبعث اللّه عز و جل عند ذلک من یفتح حصون الضلالة و قلوبا غلفا یقوم بالدین فى آخر الزمان کما قمت به فى أول الزمان و یملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا، قال: خرجه الحافظ أبو العلاء الهمذانى. ــــــــــ «على بن هلالى» از پدرش روایت مى کند، هنگامى که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله آخرین روزهاى آخر عمر خود را سپرى مى کرد و سرانجام هم درگذشت ، حضور مبارکش شرفیاب شدم و این در حالى بود که فاطمه علیها السّلام در بالاى سر مبارک نشسته بود ، و از اینکه پدر ارجمندش در حال جان دادن بود بلند مى گریست، چنانکه صداى گریه اش به گوش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسید. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سر برداشت و نگاهى به فاطمه علیها السّلام کرد (تا آنجا که فرمود) اى فاطمه! به خدایى که مرا به راستى فرستاده است، مهدى این امّت ، از نسل حسن و حسین علیهما السّلام است. و فرمود: زمانی که در دنیا هرج و مرج به وجود بیاید و آتشهاى فتنه گرى از هر سو زبانه بکشند و راهها بسته شوند و مردم علیه یکدیگر دست چپاول دراز کنند ، چندان که کوچک به بزرگ احترام نگذارد و بزرگ به کوچک رحم ننماید، در آن هنگام است که خداى عزّ و جلّ کسى را برمى گمارد که حصارهاى گمراهى را ویران کند و دلهاى تاریک از دشمنى خدا و رسول و اولیاى او را از آلودگى پاک کرده و روشن گرداند. آرى، او در آخر الزّمان پیکره ی دین را استوار مى دارد، همانطور که من در اوّل بعثت به پایدارى آن همّت گماشتم ؛ و زمین را پر از عدل و داد مى کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است.» (ذخائر العقبى ، احمد بن عبدالله الطبری ، ص 137)
12ـ رسول خدا فرمود: « یلتفت المهدى علیه السلام و قد نزل عیسى بن مریم علیه السلام کأنما یقطر من شعره الماء فیقول المهدى علیه السلام: تقدم فصلّ بالناس، فیقول: إنما أقیمت الصلاة لک ، فیصلّى خلف رجل من ولدى ـــــــ هنگام ظهور حضرت مهدى (عج)، حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام، از آسمان فرود مى آید در حالیکه به نظر مى رسد از موهایش قطرات آب مى ریزد، سپس حضرت مهدی (عج) پیشنهاد مى کند که جلو بایستید تا مردم نماز خود را با اقتداى به شما به جاى آورند. حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید: همانا نماز فقط برای تو برپا شده است. پس عیسى علیه السلام پشت سر مردى از فرزندان من نماز مى گزارد. » (الصواعق المحرقة ، ابن حجر عسقلانی ، ص 98)
13ـ رسول خدا فرمودند: « منا الذى یصلّى عیسى بن مریم خلفه ـــــــ از ماست کسى که عیسى بن مریم علیهما السّلام پشت سر او نماز مى خواند و به وى اقتدا مى کند.» (کنز العمال ، ج14 ، ص 266)
14ـ « عن جابر بن عبد اللّه قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: یخرج الدجال فى خفقة من الدین و إدبار من العلم (إلى أن قال) فاذا هم بعیسى بن مریم فتقام الصلاة فیقال له: تقدم یا روح اللّه فیقول: لیتقدم إمامکم فلیصل بکم ــــــــ «جابر بن عبد الله» روایت مى کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: زمانیکه دین اسلام به حالت خفقان درآید و علم و دانش الهى بر مردم پشت کند، «دجّال» خروج مى کند (تا آنجا که مى گوید) عیسى علیه السلام نازل مى شود، در حالیکه صفهاى جماعت منعقد شده و مردم آماده ی برپایى نماز هستند، به آن حضرت مى گویند: یا روح الله! جلو بایستید تا در نماز به شما اقتدا کنیم. مى فرماید: امام شما باید جلو قرار بگیرد تا شما به او اقتدا کنید. » (مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 367)
اینها اندکی از فراوان احادیث اهل سنّت در باب مهدی موعود است که از رسول خدا نقل نموده اند ؛ که همگی ثابت می کنند: اوّلاً موعود آخر الزّمان مهدی است. ثانیاً مهدی از اولاد رسول خدا و از فرزندان فاطمه(س) و از فرزندان امام حسن و امام حسین(ع) است (از طرف مادری وصل به امام حسن است؛ چون مادر امام باقر(ع) دختر امام حسن(ع) بوده است.) ثالثاً عیسی مسیح نیز در زمان ظهور او در رکاب آن حضرت و تابع ایشان خواهد بود. و این نشان می دهد که مقام او از عیسی(ع) نیز بالاتر است.
غیر از این احادیث ، احادیث فراوانی نیز از اهل سنّت نقل شده که رسول خدا (ص) فرموده اند: تعداد جانشینان من دوازده نفر می باشند ؛ و تا کنون جز شیعه ی دوازده امامی نتوانسته است دوازده خلیفه برای رسول خدا بشمارد.
« عن جابر بن سمرة قال: سمعت النبى صلى اللّه علیه (و آله) و سلم یقول: یکون اثنا عشر أمیرا فقال کلمة لم أسمعها، فقال أبى: إنه قال: کلهم من قریش ـــــــ «جابر بن سمره» روایت کرده است که از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله شنیدم مى فرمود: دوازده تن امیر خواهند بود. به دنبال آن کلمه اى فرمود که آن را نشنیدم پدرم گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: همگى آنان از قریش اند. » (صحیح بخاری ، ج8 ،ص127 )
این حدیث را دیگر بزرگان اهل سنّت همچون مسلم و ترمذی و احمد حنبل نیز با اندک تفاوتی در تعبیر آورده اند.
مسلم نقل کرده: « عن جابر بن سمرة قال: دخلت مع أبى على النبى صلى اللّه علیه (و آله) و سلم فسمعته یقول: إن هذا الأمر لا ینقضى حتى یمضى فیهم إثنا عشر خلیفة (قال) ثم تکلم بکلام خفى علیّ (قال) فقلت لأبى: ما قال؟ فقال: قال: کلهم من قریش. ـــــــ «جابر بن سمره» روایت کرده است که به اتفاق پدرم به حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب شدم و از آن حضرت شنیدم که مى فرمود: این امر به پایان نمى رسد تا اینکه دوازده تن خلافت بیایند. پس از آن، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سخنى فرمود که من آن را نشنیدم و از پدرم پرسیدم که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله چه سخنى فرمود؟ در پاسخ گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود که همگى این دوازده خلیفه از قریش اند.» (صحیح مسلم ، ج6 ،ص3)
حال سوال ما از تمام فرقه های مسلمین این است که کدامتان توانسته اید دوازده خلیفه ی رسول خدا را بشمارید؟ بخصوص که طبق روایات رسول خدا ، آخرین خلیفه ی او مهدی موعود است. پس ای مسلمین ! مگر طبق روایات مورد قبول خودتان ، رسول خدا نفرمود که امّت من هفتاد و سه فرقه می شوند و تنها یکی از آنها بر حقّ است؟ حال آن یک فرقه کدام است؟ آیا همانی نیست که تابع دوازده خلیفه ی رسول خدا شده است؟!! پس شما ای اهل سنّت و ای شیعیان چهار امامی و ای شیعیان هفت امامی و ... ، اگر حقیقتاً تابع رسول خدا هستید ، پس بشمارید خلفای دوازده گانه ی او را ، آن گونه که خود فرموده است ؛ و بخصوص چنان بشمارید که آخرینش مهدی موعود باشد. آیا فرقه ای جز شیعه ی دوازده امامی هست که توان چنین کاری را داشته باشد؟!! حال خود قضاوت کنید که فرقه ی برحقّ کدام است؟
ـ مهدویّت در گفتار و نوشتار علمای سنّی
خیرالدین آلوسی یکی از علمای نامدار اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است.
شیخ محمد ایروانی در کتاب الامام المهدی (عج) می نویسد : اهل سنت، کتاب های متعددی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی (عج ) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی (عج) ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند. هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به امام مهدی (عج ) را ضعیف می انگارند. مثلا ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه سی و دوم سوره ی توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند. البته، این دو دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده ی مسلمانان در مورد امام مهدی (عج) می نویسد: مشهور بین همه ی اهل اسلام این است که حتما در آخرالزمان مردی از اهل بیت (ع) ظهور می کند که دین را حمایت و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می یابد. آن شخص مهدی (عج) نامیده می شود. بنا بر این، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی (عج ) وارد نمی کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق اهل سنّت نقل شده است. ما در زیر به ذکر برخی از کسانی که این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند می پردازیم. هر چند تقریبا می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث امام مهدی (عج ) را ذکر کرده اند:
1. ابن سعد (متوفی 230 هـ)، 2. ابن ابی شیبه (متوفی 235 هـ)؛ 3. احمد بن حنبل (متوفی 241 هـ)؛ 4 . بخاری (متوفی 273 هـ)؛ 5 . مسلم (متوفی 261 هـ)؛ 6 . ابن ماجه (متوفی 273 )؛ 7 . ابوبکر اسکافی (متوفی 273 هـ)؛ 8 . ترمذی (متوفی 279 هـ)؛ 9 . طبری (متوفی 380 )؛ 10 . ابن قتیبه دینوری (متوفی 276 )؛ 11 . حاکم نیشابوری (متوفی 405 )؛ 12 . بیهقی (متوفی 458 )؛ 13 . خطیب بغدادی (متوفی 463 )؛ 14 . ابن اثیر جزری (متوفی 606 ).
اینها از علمای بسیار بزرگ اهل سنّت می باشند؛ علمایی در ردیف شیخ مفید و شیخ کلینی و شیخ صدوق در شیعه.
ـ دانشمند معروف شیخ منصور علی ناصف نویسندة کتاب «التاج» در کتاب خود چنین می نویسد: «اشتهر بین العلماء ـ سلفاً و خلفاً ـ انّه فی آخر الزمان لابد من ظهور رجل من اهل البیت یسمّی «المهدی» یستولی علی الممالک الاسلامیة و یتبعه المسلمون و یعدل بینهم و یؤید الدین.

تا آنجا که می گوید:
  «و قد روی احادیث المهدی جماعة من خیار الصحابة و اخرجها اکابر المحدثین کابی داود؛ و الترمذی و ابن ماجه و الطبرانی، و ابی یعلی، والبزاز، و الامام احمد، و الحاکم؛ رضی الله عنهم اجمعین و لقد اخطأ من ضعف احادیث المهدی کلها کابن خلدون و غیره= «در میان همة دانشمندان امروز و گذشته مشهور است که سرانجام مردی از اهل بیت پیامبر (ص) ظاهر می شود که بر تمام کشورهای اسلامی مسلّط می گردد، و مسلمانان از او پیروی می کنند؛ و در میان آنها عدالت را اجرا می نماید، و دین را تقویت می کند... احادیث مهدی را بسیاری از بزرگان صحابه و محدّثین نقل کرده اند... و کسی که همچون ابن خلدون آنها را ضعیف شمرده خطا کرده است».» (التّاج،ج 5/ص310)
«ابن خلدون» از سنّی های شدیداً متعصّب و ضدّ شیعه ، که معروف به مخالفت با احادیث مهدی است نیز شهرت احادیث مهدی را در میان همه ی دانشمندان اسلام نتوانسته است انکار کند آنجا که می گوید: «مشهور در میان تمام مسلمانان در تمام اعصار و قرون این بوده و هست که در آخر زمان مردی از اهل بیت ظهور می کند که دین اسلام را تأیید کرده و عدالت را آشکار می سازد و مسلمانان از او پیروی می کنند.» (مقدمه ابن خلدون، چاپ بیروت، ص 311)
محمد شبلنجی دانشمند معروف مصری در کتاب «نور الابصار» می نویسد: «تواترت الاخبار عن النّبی (ص) علی انّ المهدی من اهل بیته و انّه یملاً الارض عدلاً ــــ اخبار متواتری از پیامبر (ص) آمده که مهدی از خاندان او است؛ او همه ی روی زمین را پر از عدل می کند» (نور الابصار/ ص157).
شیخ محمّد صبان در کتاب «اسعاف الرّاغبین» چنین می گوید:«اخبار متواتری که از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده گواهی می دهدکه مهدی (سرانجام) قیام می کند و او ازخاندان پیامبر است و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.»
«ابن حجر» از مشاهیر علمای سنّی، در کتاب «صواعق المحرقة» از ابوالحسن امری چنین نقل می کند: «اخبار متواتر و فراوانی از پیامبر (ص) نقل شده که سرانجام مهدی ظهور می کند و او از اهل بیت پیامبر (ص) است... و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد». (صواعق/ص99)
نویسنده کتاب «التّاج» پس از اشاره به کتاب «شوکانی» عالم معروف اهل سنّت که تمام آن پیرامون تواتر احادیث مربوط به مهدی و خروج دجّال و بازگشت مسیح است و بحث مشروحی در زمینه ی تواتر احادیث مربوط به مهدی (ع) ارائه می کند،می گوید: «هذا یکفی لمن کان عنده ذرّة من الایمان و قلیل من انصاف ـــــ آنچه گفته شد برای کسانی که یک ذرّه ایمان و یک جو انصاف دارند کافی به نظر می رسد». (التّاج، ج5، ص 327)
2ـ معنی انتظار
انتظار ظهور مهدی موعود یعنی زمینه سازی برای حاکمیّت مهدی موعود. یعنی اوّلاً باور داشتن به قیام مهدوی، ثانیاً تبلیغ اینکه او روزی قیام خواهد کرد، تا اذهان مردم برای چنان قیامی آماده باشد. ثالثاً تلاش برای فراهم نمودن زمینه هایی که وقتی مهدی موعود ظهور نمود کارش برای تغییر جهان آسان باشد. وقتی آن حضرت ظهور کند، قطعاً نیروی نظامی لازم دارد. قطعاً متخصّصان گوناگونی در زمینه های مختلف نیاز دارد. قطعاً نیاز به عالمانی دارد که از طرف او دین را به مردم برسانند و مردم جهان ـ بخصوص تازه مسلمانها ـ را تعلیم دهند. و ... . لذا مسلمین همواره باید بکوشند تغییرات جهان را به سمتی هدایت کنند که منتهی به قیام مهدوی و برپایی حکومت جهانی اسلام شود. مثلاً تلاش برای متّحد نمودن کشورهای اسلامی، تلاش برای آگاه کردم مرد جهان نسبت به اسلام و قیام مهدوی، تلاش برای تأسیس سازمانهای بین المللی اسلامی، تلاش برای ایجاد پیمانهای نظامی اسلامی، تلاش برای خودکفایی در تسلیحات نظامی، تلاش برای خودکفایی در رشته های گوناگون اسلامی و ... همگی از مصادیق انتظار صحیح می باشند. چون وقتی حضرتش قیام کنند، قطعاً کفّار و معاندان در برابر ایشان صف آرایی خواهند نمود، و بدون این اموری که گفته شد، کار مبارزه با کفّاران معاندان دشوار خواهد بود.
 

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید