پیشگیری و درمان طلاق عاطفی ۱۴۰۱/۰۲/۱۵ - ۱۰۳ بازدید

با سلام
مطلب درمورد این موضوع می خواستم
طلاق عاطفی چیست و راه های پیشگیری از ان کدام است؟
با تشکر

«طلاق عاطفی» حالتی است که زوجین در کنار هم زندگی می کنند؛ ولی هیچ گونه ارتباط کلامی جسمی و عاطفی بین آنها وجود ندارد و افراد از "ما" به "من" تبدیل می شوند. زن و مرد به سردی در کنار هم زندگی می کنند ولی هیچ گاه تقاضای طلاق قانونی نمی کنند.
در طلاق عاطفی، زن و شوهر بدون اینکه به طور رسمی از هم جدا شوند، عواطف خود را از هم دریغ کرده و روی از هم برمی تابند، زن و مرد با اینکه در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می کنند، باهم غذا می خورند، باهم کار می کنند، باهم به مسافرت می روند و... ؛ اما در اصل دو انسان بیگانه و بی تفاوت و بی احساس نسبت به هم هستند و سر هر کدامشان به مسائل و امور خود گرم می شود.
طلاق عاطفی به معنای گشوده شدن گره عاطفی و مهربانی میان زن و شوهر است. در طلاق عاطفی، همسران از یکدیگر جدا نمی شوند و در حقیقت زیر یک سقف زندگی می کنند؛ اما دیگر در میان شان از عشق و صفا خبری نیست. آنها زندگی روزمره شان را می گذرانند؛ ولی دیگر نشاط و احساسات همسری را در نمی یابند و به یکدیگر عشق نمی ورزند؛ چرا که احساسی نسبت به یکدیگر ندارند و کم کم از نقش حقیقی همسری خارج شده، به هم خانه بودن بسنده می کنند.
شاید بتوان گفت زندگی زناشویی خاموش، جدایی روحی-روانی و به عبارت بهتر طلاق خاموش، مترادف هایی برای واژۀ طلاق عاطفی هستند. پس آنگاه که وجود زن و شوهر از احساساتی دلنشین و آرامش بخش خالی می شود و دیگر از لحظات با هم بودن، لذت نمی برند و از هم بیگانه می شوند؛ می توان گفت طلاق عاطفی اتفاق افتاده است. نشانه های طلاق عاطفی
آن روزی که پیمان مقدس ازدواج بسته می شد، کمترین نگرانی و تشویشی سراغ زوجین نمی آمد، روزگار خوش و خرم می گذشت، تا روزی که مسیر مستقیم و هموار زندگی به پیچی رسید، که فراز و نشیب فراوان در پی داشت و مشکلات یکی پس از دیگری ظاهر شدند. و زندگی کم کم ثبات خود را از دست داد.
1. وقتی حرفی برای گفتن ندارید!
زمانی که دو نفر پس از طی مقدمات ازدواج و شناخت یکدیگر، تصمیم به ازدواج می گیرند؛ در این برهه و به هنگام عشق ورزیدن به یکدیگر، هیچ گاه از سخن گفتن با هم خسته نمی شوند، وقتی از مسائل مختلف صحبت می کنند از کنار هم بودن و اوقات را با هم سپری کردن لذت می برند.
اما زمانی که چراغ مهر و عاطفه رو به افول باشد، به تدریج، دقایق گفتگوی زوجین رو به کاهش می گذارد. از همنشینی با هم لذت نمی برند و دیگر نه می توانند و نه می خواهند که رشتۀ سخن را به دست گرفته و ادامه دهند. اصلا حرفی برای گفتن به هم ندارند. این وضعیت ناخوشایند، توصیف دقیق یکی از نشانه های طلاق عاطفی است.
2. بی توجهی همسران به یکدیگر
روزهایی که تمام دغدغۀ زوجین، کشف علاقه های یکدیگر بود، همیشه رنگ لباس، مدل مو، گفته ها و رفتارهایشان را به گونه ای تنظیم می کردند که خوشایند هم باشند و ذهن و زبان شان به تحسین همدیگر گشوده شود. اما در دورۀ سردی و بی مهری، دلسوزی ها کمرنگ می شود. به نیازهای همدیگر بی توجه می شوند و خواسته های طرف مقابل اولویت خود را از دست می دهد. این یکی دیگر از نشانه های شروع طلاق عاطفی در رابطۀ زناشویی است.
3. عشق ها مرده اند
پس از چند سال از زندگی مشترک، عشق و مهربانی در زندگی زن و شوهر کم رنگ می شود. آنها به یکدیگر عشق نمی ورزند و هر کدام تنها خود و نیازهای شخصی خودشان را می بینند و دیگری را به ورطۀ فراموشی می سپارند. از آنجا که احساسات عاشقانۀ اوایل ازدواج فرو کاسته شده، پس به فکر هم نبوده و در صدد شاد کردن هم بر نمی آیند. برای همسرشان فداکاری نمی کنند. پس چراغ عشق در زندگی روز به روز بی فروغ تر می شود و دیگر صفا و صمیمت در زندگی حضور ندارد.
4. غروب عاطفه و عشق در خلوت
در آغاز زندگی، هرگاه که جسم ها به هم می آمیخت و در پس پردۀ خلوت، روح ها یکی می شد، آنقدر زیبا و لذت بخش می نمود که حتی خاطره اش هم عشق آفرین بود.
اما در زندگی سرد و بی روح فعلی، عمق صمیمت در رابطۀ زناشویی، کاهش یافته است و رابطۀ مهرآفرین جنسی، به حداقل می رسد. به ناگاه زن و شوهر همانند هم خانه هایی می شوند که فقط زیر یک سقف زندگی می کنند و دیگر از صمیمیت عاطفی و عاشقانۀ زندگی مشترک در میان شان خبری نیست.
5. گوشه گیری و انزوا طلبی
اگر در روزهای اوایل ازدواج، هنگام جدایی، زوجین برای هم دلتنگ و دلگیر می شدند و لحظه ها را برای وصال دوباره می شمردند، اما اکنون که در سراشیبی طلاق عاطفی حرکت می کنند، کم کم از یکدیگر فاصله گرفته و آنقدر گوشه گیر می شوند که تنها بودن را به با هم بودن ترجیح می دهند. حتی ممکن است که به این نتیجه برسند که جایگزینی برای همسرشان بیابند. یا به راه های دیگری برای سرگرم شدن پناه ببرند. در این صورت طلاق عاطفی با سرعتی بیشتر به پیش می رود و افراد را به سمت تصمیمات گزنده و نه چندان درست سوق می دهد.
6. ناامیدی و احساس شکست
در روزهای آغاز زندگی مشترک، که گویی ناملایمات به یکباره کوچ کرده اند و زندگی با امید و دلبستگی، زیبا و رضایت بخش می نماید، به پاس مهربانی هم دیگر، هرسختی و ناراحتی را به بهترین حالت ممکن تحمل می کردند؛ اما پس از چندی، پهنۀ امید و دلبری قلب ها، به کویری تشنۀ امید و احساس بدل می شود و دریغ و افسوس ها یکی یکی جای خود را باز می کنند.
از دیگر نشانه های طلاق عاطفی این است که قلب همسران، یا یکی از آن ها، مملو از احساس ناامیدی و شکست می شود؛ این مهمترین عامل حرکت و نشاط در زندگی جای خود را به ناامیدی و احساس ناتوانی می دهد و هر کدام از زن و شوهر، احساس می کنند که در زندگی موفق نبوده اند و از دست یافتن به آرزوهایشان دور شده اند.
البته این مسلم است که احساس شکست لحظه ای و برهه ای، ممکن است در زندگی هر زوجی پیش بیاید. اما استمرار و ماندگاری این حس و تبدیل شدن آن به نوعی یاس فلسفی در زندگی، از نشانه های طلاق عاطفی است.
7. روابط نامناسب و جایگزین
با بسته شدن پیمان مقدس زناشویی، بنا بر نص صریح قرآن و روایات، فضل الهی شامل حال همسران شده، قلبشان از مهر و محبت یکدیگر مالامال می شود، تا آنجا که جایی برای ارتباط های خاص با دیگر افراد باقی نمی ماند.
اما زمانی که زن و شوهر از جهت روحی و عاطفی از یکدیگر فاصله می گیرند، گرفتار آشفتگی ها و ناراحتی های روحی ـ روانی می شوند و برای سبک شدن از بار غم و اندوه درونی خود، در پی جایگزین مناسبی برای همسرشان می گردند.
ممکن است در این انتخاب جدید برخی از مردان به هم رازی با جنس مخالف گرایش پیدا کنند و به روابط غیراخلاقی رو بیاورند. این نوع روابط ممکن است به مرور به عادت تبدیل شود و به این ترتیب ترمیم رابطۀ زناشویی همسران مشکل و مشکل تر خواهد شد.
8. افکار منفی
در روزهای آغازین زندگی، پس از خاطرات لذت بخش وصل و لحظات عاشقانه، دیگر دلشوره و اضطراب جایی نداشت و همۀ وجود لبریز افکاری خوش و رویایی شیرین بود.
اما در دوره ای که طلاق عاطفی رخ می دهد، پس از سردی عاطفی و دوری و کم شدن لحظات عاشقانه، دیگر زندگی رنگ و بوی روزهای اولش را ندارد، فضای خانه سوت و کور است و یا پر از جر و بحث، افکار منفی فراوانی ذهن زن و شوهر را مسموم کرده و گاهی آنها فکر می کنند که اگر در همان دورۀ مجردی می ماندند، زندگی شادتری داشتند. افکار منفی گوناگونی ذهن آنها را فرا می گیرد و آنها را تحت تاثیر فشار و اضطراب قرار می دهد. آنها گاهی از خود می پرسند: آیا روزهای شاد زندگی به پایان رسیده است؟ این قبیل سوالهای بی جواب، تردید ها و گاه پاسخ های سراسر منفی، نشان از طلاق عاطفی و سرد شدن کانون زندگی دارد.
9. افزایش دعواها
در روزهای خوش و زیبای ابتدای زندگی، همدلی بود و همراهی ، عشق بود و محبت های بی دریغ و ایثار بود و گذشت. اما دیگر از این فضایل زیبا خبری نیست. آرامش از دست رفته است و فریاد و ناسزا جایگزین شده اند. یکی دیگر از نشانه های سردی زندگی این است که زن و شوهر بیشتر نیمۀ خالی لیوان را می بینند و بیش از گذشته از هم ایراد می گیرند و به این طریق همدیگر را می رنجانند. آن ها روش سرزنش را برای تخلیۀ ناراحتی های خود انتخاب می کنند و در نتیجه دعوا ها و بحث های بیهوده و کش دار، روز به روز بیشتر می شود و گاه به توهین و تحقیر می انجامد.
پس از دانستن نشانه های طلاق عاطفی، نکته ای که مطرح می شود این است که حالا که زندگی این زوج ها به این نکتۀ تاریک رسیده است پس چرا آنها به جای طلاق رسمی، به این زندگی بی رمق در کنار هم ادامه می دهند؟ دلایل طلاق عاطفی
1. ترس از نگاه دیگران: طلاق عاطفی گسست دوستی ها و علقه هاست و معمولا در بی خبری دیگران رخ می دهد، حتی ممکن است اقوام و آشنایان، زندگی این زوج را خوب بدانند. از این رو چنین زن و شوهری فکر می کنند با طلاق گرفتن مورد نکته سنجی دیگران قرار می گیرند و نمی دانند با حرفهای مردم چگونه برخورد کنند.
2. نداشتن امکانات مالی: از دیگر دلایل ادامه دادن زندگی های بی حاصل و سوختن و ساختن ها، این است که خانم ها اغلب استقلال مالی ندارند و گاهی مورد حمایت خانواده های خود نیز قرار نمی گیرند. بنابراین ترجیح می دهند با شرایط نامناسب زندگی مشترک به هر ترتیبی که هست بسازند. زیرا از نداشتن حامی و تنهایی می ترسند.
3. مسائل اجتماعی: جایگاه ویزۀ بعضی افراد در اجتماع و داشتن مسولیت های اجتماعی- سیاسی، داشتن سمت های مذهبی، هنرمند بودن و …. سبب می شود که فرد از انگشت نما شدن به هر طریقی بپرهیزد. زیرا دوست ندارد جایگاه اجتماعی اش متزلزل شود.
4. وجود فرزندان: از دیگر عوامل تحمل زندگی، با وجود معضل طلاق عاطفی، مسولیت پدری و مادری است. نقشی که سبب می شود گاه پدر و مادر نتوانند از فرزند یا فرزندان خود بگذرند و با ایثار خود و تمایلات و آرزوهایشان زندگی نامناسبی را ادامه می دهند.
5. امید به آینده: گاهی اطرافیان از سر دلسوزی به چنین زوج های توصیه می کنند که زندگی خود را ادامه بدهند چرا که چنین مشکلاتی در تمام زندگی ها اتفاق می افتد و نباید به خاطر درگیری های ساده، قید زندگی زناشویی را زد. گاهی هم همسران مشکلات اقتصادی و خانوادگی را تنها دلیل بروز طلاق عاطفی می دانند و تصور می کنند با برطرف شدن این مشکلات، کانون خانواده دوباره گرما و صمیمت خود را باز خواهد یافت. عوامل طلاق عاطفی
پس از مروز آثار طلاق عاطفی بر خانواده، باید به بررسی علل بروز این پدیده پرداخت و پس از آن راهکارهای مناسبی را جهت جلوگیری از این پدیدۀ شوم در کانون خانواده ها، ارائه داد.
1) ناهماهنگی همسران
از مهمترین عوامل سردی زندگی، ناهماهنگی همسران است که دلایل مختلفی دارد. ناهماهنگی همسران گاه به قبل از ازدواج و انتخاب نادرست شریک زندگی مربوط می شود و گاه به زمان پس از ازدواج و رابطۀ نادرست همسران باز می گردد.
2) انتخاب نامناسب
در صورتی که میان زوجین تناسبی نباشد، و در آیندۀ زندگی نوعی هماهنگی دینی-معرفتی تدارک نشود، مشکلات فراوانی مسیر زندگی را به دشواری می کشاند، از این روست که پیامبر فرموده اند: «برای انتخاب همسر، زیبایی او را بر دینش ترجیح ندهید. »
3) ازدواج تحمیلی
یکی دیگر از عوامل جدایی عاطفی همسران، ازدواج های اجباری است. اغلب دخترانی که با اجبار والدین راهی خانۀ شوهر شده اند، پس از گذشت اندک زمانی، به اختلالات روحی و روانی دچار می شوند؛ چرا که سایۀ فردی را بالای سر خود می بینند که هیچ علاقه ای به او ندارند. فقدان مهر و محبت خانه را تبدیل به کانون درگیری و کشمکش می نماید و تفاهم را از بین برده و نارضایتی را جایگزین آن می کند.
4) ناهماهنگی بعد از ازدواج
گاه، در هنگام ازدواج دو جوان، تناسب و هماهنگی های لازم برای ازدواجی موفق وجود دارد، اما پس از چند سال با تغییر شرایط و رشد یافتن یکی از همسران و عدم پیشرفت دیگری، ناهماهنگی هایی بروز می کند؛ یعنی همسری با پیشرفت تحصیلی و شغلی و موقعیتی، احساس می کند طرف مقابلش دیگر هم شان و هم کفو او نیست.
5) تفاوت های شدید فرهنگی
یکی دیگر از دلایل عمدۀ طلاق عاطفی، اختلافات فرهنگی زوجین است. نوعی تفاوت ارزشی، که سبب می شود زن و شوهر از دو منظر گوناگون به مسائل نگاه کنند. اختلاف طبقاتی و فرهنگ و محیط متفاوتی که زن و مرد در آن رشد کرده اند. مثل شهری و روستایی بودن، معمولا تفاوت های فکری و معرفتی را رقم می زنند. چرا که فرهنگ نقش تعیین کننده ای در شکل گیری شخصیت افراد دارد. محیط رشد و تربیت، اعتقادات مذهبی، سنت ها، کودکی فرد، خانواده همه و همه تفاوت هایی را جلوه گر می سازند که ممکن است سبب بروز طلاق خاموش شود.
6) ناهماهنگی های اقتصادی
امروزه یکی از عوامل مهم مشاجرات خانوادگی و پیدایش طلاق، مسائل اقتصادی و مشکلات مربوط به آن است. اگرچه انتظارات درست و به جا در امور مالی و برآورده نشدن آن ها، از دلایل سرد شدن محبت بین همسران است، اما در بسیاری مواقع، خواسته های بی جا و توقعات بیش از توان همسر، نقش بسیار مهمی در بروز طلاق عاطفی و کاستن شعله های عشق در زندگی دارد.
7) ناهماهنگی در مسائل جنسی
مسائل و روابط خصوصی همسران در استحکام زندگی، یا از دست رفتن آن بیش از حد اثرگذار است. از این رو یکی از عوامل مهم در طلاق عاطفی، ناهماهنگی همسران در امور جنسی و زناشویی است. که سرد مزاجی و زود انزالی دو عامل مهم در این زمینه به شمار می روند.
8) از گله گذاری تا توهین
معمولا طلاق عاطفی با گله گذاری و شکایت زوج ها نسبت به یکدیگر بروز می کند؛ یعنی زن و شوهر به بیان انتظاراتی که معمولا برآورده نمی شود، می پردازند و چون مهارت کافی در برآوردن نیازهای یکدیگر را ندارند در نتیجه به شکایت ها و گله گذاری ها دامن می زنند.
9) نداشتن مهارت همسرداری
رابطۀ «همسری» با تمام روابطی که انسان با افراد دیگر برقرار می کند، متفاوت است. اهمیت آن تا جایی است که جنبه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. اختلاف بین زن و مرد امری طبیعی است و در هر فردی به اندازه ای نسبت به دیگری وجود دارد. پس این هنر زن و شوهر است که با کسب مهارت و دانش افزایی در حیطۀ همسرداری بتوانند کلبۀ عشق خویش را گرم تر و محکم تر بنا کنند.
10) دیگر عوامل بروز طلاق عاطفی
رفتارهای نامناسب، بداخلاقی، بهانه جویی، عیب جویی، سرزنش، منت گذاری، بدبینی، دروغ، تحقیر کردن، معاشرت های ناروا، غیرت ورزی های نا به جا، بدزبانی، مقایسه کردن، ناسپاسی نیز مجموعه ای از رذایل اخلاقی است که بروز آن ممکن است زمینه را برای سردی روابط زوجین مهیا کرده و در طولانی مدت منجر به طلاق عاطفی گردد. عوامل خارجی طلاق عاطفی
گاهی عواملی خارج از دسترس و دخالت زوجین منجر می شود که زندگی همسران به سردی گرایش پیدا کند. این عوامل عواملی خارجی نامیده می شوند.
[1] دخالت دیگران
[2] مهمانی های نامناسب
[3] ورود افراد نامناسب به منزل
[4] تولد فرزند
[5] بیماری طولانی مدت یکی از زوجین
[6] عوامل اقتصادی پیشگیری و درمان طلاق عاطفی
الف) همراهی و هماهنگی در انتخاب همسر
از عوامل مهم طلاق عاطفی، ناهماهنگی همسران در مسیر زندگی است. این گزینۀ مهم و تاثیرگذار در درجۀ اول به انتخاب همسری مناسب وابسته است. کسانی که اصالت خانوادگی دارند، در ناملایمات زندگی رنگ نباخته و دچار نا بسامانی نمی شوند. چرا که ضمیر و حقیقت اشخاص در مواقع حساس و بحرانی زندگی است که نمایان می گردد.
ب) همراهی و هماهنگی در مسائل جنسی
همان طور که پیش تر عنوان شد دو عامل اصلی در ناهماهنگی جنسی زوجین، سرد مزاجی و زود انزالی است. همسران می توانند با پیشگیری و درمان این دو علت و برطرف ساختن آن ها، به همراه رویکردی شناختی از مسائل جنسی و به کارگیری نکات آموزنده در این مبحث، به شایستگی، هماهنگی و لذت هم بستر شدن را در روابط خود افزایش دهند.
ج) آموزش مهارت های رفتاری
پس از انتخاب مناسب و ایجاد هماهنگی جنسی، مهمترین راه پیشگیری و درمان طلاق های عاطفی، دانستن مهارت های همسرداری است. بی تردید مشکلات و اختلاف های فراوانی بین همسران وجود دارد که با درایت و به کار گرفتن روش های ویژه و کاربردی می توان کلید حل آنها را به دست آورد.
از جملۀ این راهکارهای عملی می توان به: کنترل خشم، درمان بدگمانی و شکایت، همانند پنداری ، پیشگیری از مجادله و بحث های بیهوده و... اشاره کرد.
د) شناخت ویژگی های همسران
شناخت روحیه، صفات و ویژگی های همسران، مهمترین مرحلۀ زندگی مشترک است. اگر زنان، مردانشان را و مردان، زنانشان را نشناسند و صفات و روحیات یکدیگر را ندانند، در بسیاری از رفتارها و برخوردها به اشتباه، سوبرداشت می کنند و به نتایج غم انگیز آن که درگیری روحی، افسردگی و طلاق عاطفی است گرفتار خواهند شد.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید